اعتراف قبل از هنرنمایی

اعتراف قبل از هنرنمایی!  
کشتن…
چه فعل زیباییست!
حتی رها کردن…
گم کردن…
به آن زیبایی نیست!

چرا زیباست؟
چون در دید مادی هیچ زمان باز نمیگردد!
آه یادم رفت!
آری در دنیای مادی کشتن چه زیباست!
به نظر من
اگر از کسی ، چیزی بدمان بیاید…
کشتنش بهترین راه است!
فوقش بعدا گیر می‌افتیم!
ولی کشتنش لذتش بخش است!
مثلا حسی که در دل داریم!
یا نگاهی که به کسی دارسم!
یا…
چه‌میدانم
ولی کشتن خیلی خیلی جالب است!
و من امشب میکشم!
آری!
او را…
امشب…
شب جمعه...
کشتن بسیار جالب است!
کشتن..
اعتراف قب

اعتراف قبل از هنرنمایی! 
اعتراف های جالب و خنده دار جدید بهمن 94  
**اعتراف میکنم سوم دبستان که بودم یه روز معلممون مدرسه نیومد منم ظهرش رفتم در خونشون که یه کوچه بالاتر از ما بود تکلیف شبمو ازش گرفتم.**اعتراف میکنم به عنوان یه مهندس میخواستم دیوار رو سوراخ کنم، شک داشتم که از زیر جایی که میخوام سوراخ کنم سیم برق رد شده باشه، واسه اینکه برق نگیرتم فیوز رو قطع کردم، تازه وقتی دیدم دریل کار نمیکنه کلی غصه خوردم که دریل سوخت!!
 
سایت تفریحی فان70 | طراحی رایگان هدر

اعتراف های جالب و خنده دار جدید بهمن 94 
دوست  
می ترسم از دوست از آینه،و از کلماتیکه برای مشایعت تو کوتاهندمی ترسم و هرچه از تو فاصله می گیرم از خودم دورتر ایستاده ام.اعتراف می کنم به مختصات باریک دلتنگیدر ضلع شرقی لبخندمو بر  هندسه ی جملاتی که روی صدای من شناورند،اعتراف می کنم که اعتراف من بیهوده استو نبودن تو بیهوده استو اگرچه تلخی چای هنوز گوارا،اندوه نوشیدن آن ناگواراست..اعتراف می کنم از تاریکی به اندازه ی روشناییو از ترس تنهایی بیشتر از تنهایی ترسیده ام اعتراف می کنم رفته ایکه شب

دوست 
نقطه سرخط!  
گاهی ادم باید به خودش ی سری چیزا رو اعتراف کنه
حالا هرچی هم ک اون اعترافه سخت و دردناک باشه
هرچی هم که از نظر خودش غیرقابل قبول باشه
 
گاهی باید اعتراف کنه ک خودش رو زیادی بالا میبینه
اعتراف کنه ک بعضی چیزا رو نمیدونه
اعتراف کنه که بعضی از خصوصات اخلاقی رو داره
 
دیروز ی سری اعترافات به خود داشتم که بسی تلخ بود!!
 
ی سری چیزا رو نمیشه تغییر داد حتی نمیشه ندید گرفت
ولی شاید بشه ی جور دیگه دیدشون
 
 

نقطه سرخط! 
اعترافات سبعه + پی‌نوشت  
۱. اعتراف می‌کنم بچه که بودم، وقتی از روی فرش، سرامیک، سنگفرش، موزاییک و کلا هر چیزی که روی زمین رو پوشونده باشه و به بخش‌های مساوی و یا نامساوی تقسیم شده باشه، عبور می‌کردم، توی هر قسمت باید یه پامو می‌ذاشتم!! (-_-)۲. اعتراف می‌کنم بچه که بودم، حرف «ر» رو نمی‌تونستم درست ادا کنم و به همین خاطر خیلی خجالتی بودم و موقع حرف زدن مراقب بودم حروف دیگه رو هم طوری تلفظ کنم که حرف «ر» خیلی خودنمایی نکنه! (-_-)
۳. اعتراف می‌کنم بچه که بودم، به حد مرگ از خ

اعترافات سبعه + پی‌نوشت 
اعتراف  
زندگى كردن جسم سالم نمى خواهد.  
كافیست روح انسان خالص و پاك باشد. 
این بود تعریفى از زندگى. همین حالا در دلت اعتراف كن كه حتى لحظه اى فكر نكرده اى(خدا دلتنگم شده. بروم به دیدارش)
همین حالا در دلت اعتراف كن تو كه یك خدا داشتى قدرش را ندانستى ولى خدا با میلیارد ها بنده،لحظه به لحظه كنارت بوده و دستت را در هیچ كجا از جاده ى زندگى ول نكرده.  
همین حالا در دلت اعتراف كن حتى اگر دست در دست شیطان گذاشتى و با او به طرف جهنم راهى شدى،خدا،مدام به تو تلنگر م

اعتراف 
اعتراف می کنم  
اعتراف می کنم


اعتراف میکنم که شدیدا تحت تاثیر معنویت حرم امام رضا قرار گرفتم.
اعتراف میکنم از همین دیروز که به خانه رسیدم برای زیارتی دوباره مشتاقم. اعتراف
میکنم در حرم با خودم قول و قرار هایی گذاشتم که تا این لحظه به آن عمل نکردم.
اعتراف می کنم برای اولین بار در هنگام نماز گریه کردم. اعتراف میکنم هنگامی که
سوره الرحمن را میخواندم احساس می کردم فَبِأَیِّ آلَاء
رَبِّکُمَا تُکَذِّبَانِ روی حرفش با من است. اعتراف میکنم آدم
گناهکاری هستم. اعتر

اعتراف می کنم 
رهبر کودتا اعتراف کرد  
اکن ازتورک، فرمانده سابق نیروی هوایی ترکیه، به تحریک کودتا در این کشور اعتراف کرد.
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی شبکه خبر، فرمانده سابق نیروی هوایی ترکیه که در جریان کودتای ترکیه دستگیر شده بود به هدایت و طرح‌ریزی این کودتا اعتراف کرد.
خبرگزاری دولتی ترکیه (آناتولی) اعلام کرد:  فرمانده سابق نیروی هوایی ارتش ترکیه به برنامه ریزی برای کودتا اعتراف کرده است.
irinn.ir
 

رهبر کودتا اعتراف کرد 
اعتراف  
اعتراف میکنم هر وقت بروزرمو باز میکنم و آدرس بلاگ رو تایپ میکنم به محض اینکه اینترو میزنم یه تب دیگه باز میکنم و این وبلاگ رو باز میکنم.
و خیلی وقت ها هم پیش اومد اول این وبلاگُ باز کردم بعد آدرس بلاگو زدم.
ساده! مختصر! دلچسب! استایل دار!

اعتراف 
اعتراف میکنم  
بچه های الان تفریحاتشون آیپد و پی اس 2 شده ما اوج تفریحمون این بود که
وقتی مامانمون الویه درست میکنه صدامون کنه استخونای مرغارو لیس بزنیم.....
.
.
.
اعتراف میکنم 80 درصد ایرانیا از آهنگ آلارم گوشیشون متنفرن



مخصوصا اونی که واسه صبحا کوک میکنن
.
.
.
اعتراف میکنم ی بار با یکی از دوستان رفته بودیم تو دل طبیعت...
بعد این صحنه های عاشقانه هست ک یکی سرشو میذاره رو شونه اون یکی، خُب ؟
یهو هم زمان باهم اون حرکتو اومدیم :|خیلی رمانتیک ضایع شدیم:))))
.
.
.
اعتراف

اعتراف میکنم 
اعترافات سنت.جودی  
میشه اعتراف کنم؟ چقدر خوبه که اینجا رو دارم. بی هیاهو. امن. دنج. چقدر خوشحالم که اینجا هست و بیخیال هرچی دلم خواست بنویسم. کسی گذرش اینجا نمی‌افته جز رهگذران عبوری که ممکن است گه‌گاه از اینجا عبور کنند. همین، دنج و امن و دل‌خواهی اینجا رو بیشتر میکنه. هرچی دام میخاد میتونم بگم حتی اعتراف. بله. اعتراف. اعتراف میکنم که من هم یک زن هستم و با تمام نیازهای تمام و کمال زنانه. هرچقدر هم سوشال اکتیویست و فمنیست بازی در بیاریم از اونها کم نمیشه. دلم میخ

اعترافات سنت.جودی 
اعترافات  
به پیشنهاد دکتر سین:
1. اعتراف می‌کنم بچه که بودم، وقتی از روی فرش، سرامیک، سنگفرش، موزاییک و کلا هر چیزی که روی زمین رو پوشونده باشه و به بخش‌های مساوی و یا نامساوی تقسیم شده باشه، عبور می‌کردم، توی هر قسمت باید یه پامو می‌ذاشتم!! (-_-)
2. اعتراف می کنم بچه که بودم، از زنبور خیلی می ترسیدم ، چون یه بار خورد به شیشه افتاد ، منم فک کردم مرده دستمو گذاشتم اونجایی که نباید میذاشتم، و اونم نامرد نیش زد.
3. اعتراف میکنم بچه که بودم، تویه کودکستان اول ه

اعترافات 
اعتراف میکنم!(1)  
بعضی وقتها اعتراف سخت ترین کار دنیا میشه؛شایدم همیشه اعتراف سخت ترین کار دنیا باشه؛
مخصوصا وقتی بخوای پیش خودت اعتراف کنی.
---------------
خیلی لایه های تفکر انسان جالبه. خودت پیش خودت فکر میکنی که چطوری خودت رو بپیچونی. 
نکته ی جالب اینه که یک قسمتی از فکرت داره سعی میکنه یک قسمت دیگه از فکرت رو دور بزنه.
---------------
اعتراف میکنم من همیشه خودم رو گول میزنم که خیلی چیزها (مثلا اینکه یک نفر راجم چجوری فکر میکنه و یا اینکه پشت سرم چه حرفی میزنه) واسم مهم ن

اعتراف میکنم!(1) 
خود کنترلی  
باید تلاش و تمرین زیادی صورت گیرد تا ذره ذره اراده افزایش یابد.
اولین تمرین هم برای افزایش اراده،مقابله با نفس است.
به همین سادگی که الان نوشتم،نیست.
خیلی سخت و طاقت فرساست و چه بسا کار هر بز نیست.
اعتراف میکنم:من کم آوردم.
الان هم حس خوبی به این اعتراف و به این وضع ترحم برانگیزم ندارم.
خدایا،ای اراده مند ترینِ اراده مندان،کمک.

خود کنترلی 
اس ام اس اعتراف میکنم  
اس ام اس اعتراف میکنم
بچه که بودم فکر میکردم همه ی کتابای مدرسه رو یه نفر دونه به دونه بادست
مینویسه خیلی دلم واسش میسوخت اما حالا دیگه نمیسوزه چون فهمیدم که دونفر
دیگه هم باهاش کمک میکنند که زود تموم بشه همچین آدم دلسوزیم من خخخخ
.
.
.
اعتراف میکنم تازه اثاث کشی کرده بودیم تو دستشویی تو اشپز خونه
تو حال خلاصه همه جا
من میتر سیدم سوسک نباشه تو دستشویی اماده بودم با شیلنگ بهش
شلیک کنم!!!!
ایا شمام مث منین ؟؟؟!!!
.
.
.
اعتراف می کنم یه مادر بزرگ دار

اس ام اس اعتراف میکنم 
و آما معضلی به نام ِ کوررنگی  
همین قدر بگم همیشه نباید جسارت برا اعتماد ِ به سقف ِ کاذب باشه گاهی هم جسارت برای اعتراف ِ یه چیزایی لازمه ! همین که استاد ِ مبانی رنگ ِ ما اعتراف کرد که آره ! واقعا اغلب ما مردا کوررنگی داریم یه دنیا ارزش داشت ! اما اصرار آقای ِ قناد اونم سرِ سفارش کیک ِ عروسی روی ِ این قضیه که بنفش رو صورتی میبینه  هیچ جور ِ قابل ِ توجیح نبود ! :))))) اونم با استایل ِ حق به جانب و کمی زل زدگی ِ شدید !

و آما معضلی به نام ِ کوررنگی 
قدم هایی به سوی تو...  
زمانهایی هست که می توان به سوی تو قدم برداشت . می توان با یک کار کوچک ساده قدمهایی بزرگتر از کارهای به ظاهر سخت برداشت. و من فکر میکنم خیلی وقت است کارهای کوچک ساده را ندیده ام. همان ها که آدم را بزرگ میکند،خیلی بزرگ.
اعتراف میکنم تازه بعد از این همه سال به این فکر رسیده ام که من درون تاروپود تنیده شده از گذر زمان گیر افتاده ام. و این را تا همین الان ها نمی دانستم.
نمی دانستم انسان به این راحتی می تواند درون ذهنش پیچیده باشد. نمی دانستم.
اعتراف می

قدم هایی به سوی تو... 
مهمانی شام  
داشتم به تو فکر می کردم.
ظرفها را توی سینک چیده بودم و روبروی شیر آب ایستاده بودم و به تو فکر می کردم. 
سر و صدای نوه ها خانه مادربزرگی را پر کرده بود و من توی سکوت سرم، به تو فکر می کردم . 
نمی دانم، سر نخ کدام فکر بود، کدام خیال خام، ترس از روبرو شدن با چه صحنه ای بود که مرا از درون به صلیب می کشید.
انگار سرم سلول باشد و بازجویی روبرویم نشسته باشد .بازجوی سمجی که از من میخواست تا اعتراف کنم. می خواست پای اذعان نامه ای را امضا کنم که تهش نوشته بود " ط

مهمانی شام 
دلنوشته ای برای معصومه  
ای کاش کمی زودتر، جایی بهتر، با تو آشنا میشدم..
 
شبی در کنار ورق زدن ها و درد و دل های مجازی با دختری بی نام و نشان آشنا شدم،
یه رفیق مجازی که از پشت دیوارهای مجازی هم میشد به، بی شیله، پیله بودنش پی برد..
دختری ساده، معصوم و دل نازک..
اعتراف میکنم که در مقابل «دل» تو «دل» من کم آورد،
در مقابل دوست داشتن تو من کم آوردم،
اعتراف میکنم از الان به شوهرت حسِّ «حسادت» دارم!
داشتن کسی مثلِ «تو» نهایت خوشبختی برای یک مردِ..
 من با همه آنچه که در ذهن تو نقش

دلنوشته ای برای معصومه 
اعتراف ششم: کی منو خاک کرد؟!!  
بازگشت شاید همیشه چیز خیلی جالبی نباشه .اما اعتراف میکنم که حس عجیبیه. اینکه یه چیزی ته دلت ته نشین شده که هی مجبورت میکنه که بر گردی و به پشت سرت نگاه کنی یعنی اون چیز فراموشت نشده. بعنی هرچقدر هم که سعی کردی که وانمود کنی که همه چی تموم شده و تو ازش گذشتی باز هم موفق نشدی خودتو گول بزنی. ینعی اون چیزی که ازش فرار میکردی حتما از تو قوی تر بوده و سر بزنگاه یقه تو چسبیده و پشتت رو به خاک مالیده.. یعنی :آهای اخوی کجا؟؟!!  یعنی : داداشش جایی میرفتی؟؟ یع

اعتراف ششم: کی منو خاک کرد؟!! 
اعتراف می کنم زمانی که داداشم بچه بود  
اعتراف می کنم زمانی که داداشم بچه بود بهش میگفتم شبا یه هزارتومانی بزار زیر بالشت، صبح که پا میشی می بینی جاش یه دونه شکلات هست.
 
 
اینجوری نگام نکنینبالاخره زندگی خرج دارهجوک فارس | جوک جدید , جوک خنده دار , جوک فارسی

اعتراف می کنم زمانی که داداشم بچه بود 
اعتراف می کنم زمانی که داداشم بچه بود  
اعتراف می کنم زمانی که داداشم بچه بود بهش میگفتم شبا یه هزارتومانی بزار زیر بالشت، صبح که پا میشی می بینی جاش یه دونه شکلات هست.
 
 
اینجوری نگام نکنینبالاخره زندگی خرج دارهجوک فارس | جوک جدید , جوک خنده دار , جوک فارسی

اعتراف می کنم زمانی که داداشم بچه بود 
هنرنمایی شگفت انگیز با نوک مداد  
گرافیت یا سرب سیاه ماده‌ای است که همزمان می‌تواند مقاوم و شکننده باشد و به این ترتیب کار کردن با آن کاملاً ایده‌آل است؛ اما از سوی دیگر نیازمند دقت و توجه بسیار است، زیرا کمترین اشتباه و بی‌دقتی می‌تواند موجب ترک خوردن آن و خراب شدن کار شود.لینک منبع و پست :هنرنمايي شگفت انگیز با نوک مدادhttp://tabnakbato.ir/fa/news/35017/هنرنمايي-شگفت-انگیز-با-نوک-مدادznews

هنرنمایی شگفت انگیز با نوک مداد 
اعتراف 2  
یه شب هم رفتم تو گوگل زدم what to do after mother dies و خب، حالم بهتر نشد. فقط الان می دونم که اینکه از دستش عصبانی ام، نرماله.
+اعتراف 1
+یکی از دلایل افت تحصیلی ترم قبلم رو میتونم نبودن مامانم دم درگاه در، صبح که داشتم می رفتم امتحان بدم، ذکر کنم. چون باید یکی به من تسلی می داد که دعا می کنه سر امتحان حالم بد نشه. نشون به اون نشون که سر امتحان کامپایلر یه جوری دل پیچه گرفتم که سر چهل و پنج دقیقه ورقه رو تقریبا پرت کردم رو میز مراقب و با گریه پریدم بیرون. 
+یکش

اعتراف 2 
اس ام اس اعتراف میکنم  
اس ام اس اعتراف میکنم
اعتراف میکنم
ما پارسال این موقع میلرزیدیم از سرما
اما بابام دیشب کولر روشن کرد
دقت کنین عزیزان «بابام» کولرو روشن کرد
حالا فهمیدین که چقدر گرمه یا بیشتر توضیح بدم.
.
.
.
اعتراف می کنم بچه که بودم کلاس قرآن می رفتم... بعد یه عکس تو کتاب بود که
نشون میداد کسی که تو مسیر مستقیم داره میره، میره پیش خدا و اونایی هم که
چپ و راست رفتن افتادن تو دره و جهنم...
من تو عالم بچگی با خودم می گفتم... وااا،خوب چرا اینا چرا چپ و راست
رفتن؟؟

اس ام اس اعتراف میکنم 
همه ی اعتراف من  
« چیزهایی در وجودت هست که با گذر زمان عوض نمی شوند ... حتی اگر سالیان درازی بگذرد ؛ حتی اگر پیری بر سلول سلول وجودت  فایق آید . »
و اینچنین شد که بهاری دیگر گونه آمد .
شبیه
قهرمان بی بدیل  داستان ها ...  بزرگ  ... و کارکتری که  می رفت  به پس زمینه بپیوندد که هیچ رنگی و هیچ حسی توان پس زدنش را نداشت . بزرگ شده بود
...
***
مانند مجرمی شده ام که واژه هایم همه اعتراف به خوبی هاست .بالا و پایینش را او می شناسد و هیچ چیز پیش بینی شونده ای اینجا نیست و این اعتراف

همه ی اعتراف من 
 
همه زن هایه جورایی زیبا اندهمیشه شماها یه چیزیبرای عرضه کردن دارید...یه لبخندیه انحنایه رازشما خانم ها موجوداتخارق العاده ای هستید
"Californication S03E03"
قبل تر ها، خیلی قبل ترها! جایی در همین بلاگفا خونده بودم که تنها چیزی که یک زن نیاز داره کمی توجه ... و تنها چیزی که یک مرد نیاز داره یکم آزادی!
اعتراف میکنم با زن ها رابطه خوبی دارم، نه درکشون نمیکنم، فقط به چشم یک انسان میبینمشون، یعنی مرزی برای زن بودنش قائل نمیشم، نه اینکه مث یک مرد باهاش برخورد کن

 
بالاخره نتانیاهو به شکست در جنگ غزه اعتراف کرد!  
بسم الله الرحمن الرحیم
در حالیکه همیشه دولت رژیم صهیونیستی سعی داشت خود را پیروز جنگ غزه اعلام کند در پی توافقنامه این رژیم با ترکیه مجبور شد به شکست خود در این جنگ اعتراف کند. نتانیاهو در زمینه دستاوردهای توافق با ترکیه اشاره کرد که با این توافق میتوانیم اجساد سربازان خود را از غزه تحویل بگیریم.البته ترکیه در این زمینه تعهدی نداده است!خوب اگر در جنگ غزه پیروز شده اید و حماس را سرکوب کرده اید پس چگونه اجساد سربازان خود را نتوانسته اید از حما

بالاخره نتانیاهو به شکست در جنگ غزه اعتراف کرد! 
شب قهوه بود  
شب
قهوه بود که داشت دم می شد و هم می خورد
                                                                  آرام آرام
قهوه
صدای آن زن بود که برای خود اذان می گفت در غروب
                                                                         آرام آرام
زن
پرنده بود که زودتر از هر کسی فهمید پاییز داشت می آمد
                                                                                آرام آرام
من امشب تمام پاییزهای ترکیه را
در فنجان ریختم و نوشیدم
و می توانم اندازه ی تمام شاعران

شب قهوه بود 
اعتراف می کنم وقتی خیلی کوچیک بودم موقع دستشویی  
اعتراف می کنم وقتی خیلی کوچیک بودم موقع دستشویی رفتن بخاطر ترس در و تا آخر باز می ذاشتمروز اول مدرسه طبق عادت همیشگی رفتم دستشویی مدرسه و در هم باز گذاشتم
 
یه لحظه برگشتم دیدم نصف مدرسه به اضافه ناظم جمع شدن جلوی دستشویی دارن بهم می خندنجوک فارس | جوک جدید , جوک خنده دار , جوک فارسی

اعتراف می کنم وقتی خیلی کوچیک بودم موقع دستشویی 
اعتراف جالب سلنا گومز درباره ملاقات با براد پیت! (عکس)  
سلنا گومز ممکن است خودش اکنون برای بسیاری ستاره باشد ، به خصوص اینکه نامزدی طولانی مدتی نیز با جاستین بیبر مشهور داشت، ولی او هنوز هم وقتی با یک ستاره بزرگتر رو به رو می شود دست و پایش را گم می کند!به گزارش پارس ناز این بازیگر و خواننده 20 ساله اعتراف کرد در زمان ملاقات با برد پیت در جوایز ام تی وی کمی خودش را باخته بود.سلنا در مصاحبه ای با الین دجنرس گفت در زمان اجرای جوایز ام تی وی ، برد پیت بعد از اجرا در پشت صحنه با او ملاقات کرد.سرگرمی،حاشیه،

اعتراف جالب سلنا گومز درباره ملاقات با براد پیت! (عکس) 
اعتراف می کنم وقتی خیلی کوچیک بودم موقع دستشویی  
اعتراف می کنم وقتی خیلی کوچیک بودم موقع دستشویی رفتن بخاطر ترس در و تا آخر باز می ذاشتمروز اول مدرسه طبق عادت همیشگی رفتم دستشویی مدرسه و در هم باز گذاشتم
 
یه لحظه برگشتم دیدم نصف مدرسه به اضافه ناظم جمع شدن جلوی دستشویی دارن بهم می خندنجوک فارس | جوک جدید , جوک خنده دار , جوک فارسی

اعتراف می کنم وقتی خیلی کوچیک بودم موقع دستشویی 
اعتراف  
امشب میخواهم برایت اعتراف کنم فقط به من رخصت بده، نه... اینطور به من زل نزن، هنوز نمیدانی که با برق نگاهت صاعقه به جانم می افتد؟! بگذار شروع کنم، از کجا، از کی؟! خودم هم دقیق نمیدانم فقط گاهی فکر میکنم خاک مرا با نام تو سرشتند و روح را با عشق تو به جانم دمیدند، آخر از زمانیکه یادم میاد تو بودی!آن اوایل فقط شبیه یک شبح بودی و من انگار تو را نمی دیدم فقط گاهی گرمایی را در کنار خود حس میکردم. بعدها آمدی به حاشیه ی زندگی ام اما با تار و پودی محو که در آن

اعتراف  
سوره مبارک یوسف آیه 64  
خدا دوست دارد که بندگان او به گناهان خود اعتراف کنند. این اعتراف براى خدا هیچ نفعى در بر ندارد. بنده چه به گناهان خود اعتراف کند و چه نکند چیزى بر ملک و جبروت الهى افزوده یا از آن کاسته نمى‌شود
اما اینکه خدا دوست دارد، بنده به گناهش اعتراف کند، به این دلیل است که بنده به ذلت و خوارى و گناهان خود آگاهى پیدا کند و عفو خدا را بیشتر احساس نماید
هر قدر انسان بیشتر به گناهان خود توجه نماید و پستى خود را درک کند عفو خدا براى او لذت بخش تر مى‌شود و رحمت

سوره مبارک یوسف آیه 64 
اشتباه و اعتراف  
سلام
مینویسم تا یادم باشه:
من وقتی یه اشتباه بزرگ رو بعد از مدتی ترک میکنم تقریبا ناخوداگاه شروع میکنم بعضی اشتباهای خیلی کوچیکترو که قبلا با وجود اون اشتباه بزرگ انجام نمیدادم رو تکرار میکنم نمیدونم ولی به نظرم به خاطر اینه که غرور ترک اون اشتباه منو برمیداره و چیزهای دیگه برام عادی میشه
خب وقتی از بالا به خودم نگاه میکنم خیلی میترسم
من همیشه از ادمای مغرور بدم میومد.
مینویسم تا یادم باشه من ادم خیلی خوبی نیستم ولی سعی میکنم ادم بهتری بشم
ا

اشتباه و اعتراف 
اعتراف 7  
ای خدای بزرگم اعتراف میکنم احترام و حرمت پدر مادرم را انگونه که شایسته است انجام ندادم مادرم کسی است که در سن 16سالگی مرا باردار بود و درد و رنج ناشی از بارداری و زایمان و دو سال شیردهی را تحمل کرد و تا این سن همواره مراقب و غمخوار من بوده اما من حتی به اندازه یه لحظه به او نیکی نکردم چگونه انتظار داشته باشم نظر رحمت و لطف به من کنی با کدام نیکی با کدام خوبی حتی خجالت میکشم توی دنیایی که تو ان را افریدی نفس بکشم خدایا کمکم کن شعور و معرفت و شن

اعتراف 7 
چگونه مسیحی شویم..  
 
 
انجیل به معنای “خبر خوش” است. در واقع بهترین خبری است که میتوانید بشنوید.
 
کلام خداوند میفرماید، ” اگر به زبان خود عیسی خداوند را اعتراف کنی و در دل خود ایمان آوری که خدا او را از مردگان برخیزانید، “نجات” خواهی یافت. چونکه به دل ایمان آورده میشود برای عدالت و به زبان اعتراف میشود بجهت نجات. (رومیان ۹-۱۰)
 
بهترین راه برای اجرای این واقعیات، ” دعا ” کردن است. همانطور که پولس نوشته است:” زیرا هرکه نام خداوند را بخواند نجات خواهد یافت. (روم

چگونه مسیحی شویم.. 
جایی که دلش بود...  
آخ...هرچند ساعت یکبار دستشو روی قلبش میذاره و اینو میگه...یه درد قدیمی دوباره براش تازه شده...عمیق ترین زخم قلبش درست مثل روز اولی که زخم خورد سر باز کرده...بزرگترین دلتنگیه دلش دوباره غیرعادی شده،
چهار روزه که حجم عظیمی از بغض توی گلوش گیر کرده...چهار روزه که ترس سرازیر شدن بغضش از چشماش مانع حرف زدنش شده...تو تنهایی چندبار بغضش ترکیده اما حتی ذره ای از حجمش کم نشد...چهار روزه یه خاطره ی چند دقیقه ای رو هزار بار مرور کرده...چهار روزه دلش دوباره لرزی

جایی که دلش بود... 
15ژوئن.یادداشت ها  
وارد نهمین روز رمضان شدیم.نور ماه به دو نیم شده روی صورتم افتاده.شب آرامی است.و خنک.مثل همه این چند شب 
احساس من چیزی از سبکی کم ندارد.خوشحال؟نه!حال سبک یعنی دم افطار بلند شده باشی و با یک دوست همه شهرک را قدم زده باشید و از حال و هوایتان برای هم گفته باشید.یک چیزی مثل اعتراف در دین مسیح.میروی توی یک اتاقک چوبی،به گناهانت اعتراف میکنی و بعد به امید اینکه او شفاعت تورا به خداوند خواهد کرد سبک میشوی و می آیی بیرون.نه افسردگی مزمن میگیری و نه احساس

15ژوئن.یادداشت ها 
دانلود رایگان انیمیشن سینمایی بتمن: بد خون Batman: Bad Blood 2016  
انیمیشن سینمایی بتمن: بد خون Batman: Bad Blood 2016
به زبان اصلی با لینک مستقیم و کیفیت 1080p WEB-DL + 720p WEB-DL
به همراه نسخه کم حجم 720p x265 HEVC WEB-DL
نام فیلم: بتمن: بد خون – Batman: Bad Blood | ژانر: انیمیشن | تاریخ انتشار: 2016
فرمت: MKV | حجم: 1.1 گیگابایت + 550 مگابایت | محصول کشور آمریکا
زبان: انگلیسی | زیرنویس فارسی: به زودی | مدت زمان: 72 دقیقه
خلاصه داستان: “بروس وین” گم شده و “آلفرد” در غالب و پوشش بتمن ظاهر می شود و Nightwing به همراه رابین در نبودش شهر گاتهام را گشت می

دانلود رایگان انیمیشن سینمایی بتمن: بد خون Batman: Bad Blood 2016