باران ,گویم

باران چت | چتروم باران | وبسایت باران | ادرس جدید باران چت  
باران چت.وبلاگ باران چت.چت باران.سایت باران.جامعه مجازی باران چت.سایت باران چتباران چت | چتروم باران | وبسایت باران | ادرس جدید باران چت.کاربران باران چت.لیست باران چت.سیستم امتیازات باران  چت.سیستم نظرسنجی باران چت.سایت پیام مدیریت باران چت.انجمن باران چت

باران چت | چتروم باران | وبسایت باران | ادرس جدید باران چت 
باران میبارد  
باز هم باران باریده به این شهر غم زده.
همه جا تر شده است.اینجا کسی باران را نمیخواهد حتی گربه ها.
حتی گنجشک ها و حتی مورچه ها.
توی این شهر غمزده همه از باران گریزانند.ادمهای سیاه اینجا میگریزنند از باران.
اما باران مهربانانه فرود می اید.قبلا که بچه تر بودم یادم می اید عزیز میگفت باران صدای گریه خداست.اصلا باران اشک های خداست.

باران میبارد 
 
باران که میبارد ...
باران که میبارد
دل من فرو می ریزد
باران که میبارد
دل من بغض میگیرد
باران که میبارد...
هوای دو نفره نیست برایم
باران که میبارد
مرا عذاب میگیرد
مبادا تو باشی در این حوالی
باران که میبارد
چقدر غریبه میشوم برای خودم
باران که میبارد
غریبه ها چقدر آشنا میشوند
باران که میبارد
چقدر نشانه از تو میبارد
باران که میبارد
غریبه های پیاده رو نشانه های تو را ازم میدزند
یکی کفشهایت...
یکی چادرت...
یکی عطر خیالت...
یکی...
باران‌که میبارد 
دلم بغض

 
ای باران... از غصه ام آگاهی...  
هوالودود
پنجره را باز بگذار. باید عطر خاک باران خورده و موسیقی قطره ها اتاق را پر کند. باید کمی به خودت استراحت بدهی، مثلا دراز بکشی و چشمانت را ببندی و به هیچ چیز جز باران نیندیشی. نه در دل شعر بخوانی نه برای خودت فکر و استدلال کنی و نه در خاطرات غوطه ور شوى. 
دل بسپار به عطر بهاری این بارش... بهار دارد مى رسد. این را من نمى گویم...تقویم نمی گوید... شکوفه ها نمی گویند...امشب این قطره های معجزه گر، که هر یکی رزق جوانه ای لطیف و تازه شکفته اند، نوید بها

ای باران... از غصه ام آگاهی... 
دلتنگ باران  
دلتنگم دلتنگ آن خاطرات دل تنگ بارانم.  مثل بید تشنه امیدوار به چشمه های ایرانم.                                                دلم باران می خواهد اما نه این باران رسیدی  بارانی اشک آلود از هرچه غصه و پلیدی                                              چه نسیم زیبایی میشود در آن صبح روشنایی.     رنگین کمان هم به همت باران میشود تداعی.                                   اما این باران از اشک های عاشقان است که می بارد  از دلتنگی و خستگی آسمان است که می بارد.                

دلتنگ باران 
اولین باران پاییز  
امروز اولین باران پاییز شروع به باریدن گرفت و من دلم هری پایین ریخت امسال باران زودتر از سالهای پیش به دیدنمان آمده است . باران برای من پر از اتفاقهای جور واجور بوده است . میترسم ، میترسم از باران از باران های تندی که تو چترهایت را به دختران این شهر تعارف كرده ای . راستی امسال شاهد کدام مهربانیت میشوم که چترت را به دختری قرض میدهی مرد روزهای سرد ?

اولین باران پاییز 
ببار باران  
ببار باران 
که دلتنگم....مثال مرده بی رنگم 
ببار باران 
کمی آرام....که پاییز هم صدایم شد 
که دلتنگی و تنهایی رفیق با وفایم شد 
ببار باران 
بزن بر شیشه قلبم....بکوب این شیشه را بشکن 
که درد کمتری دارد اگر با دست تو باشد 
ببار باران 
که تا اوج نخفتن ها مدام باریدم از یادش 
ببار باران 
درخت و برگ خوابیدن 
اقاقی....یاس وحشی....کوچه ها روزهاست خشکیدن 
ببار باران
جماعت عشق را کشتن 
کلاغا بوته ی سبز وفا را بی صدا خوردن 
ولی باران ، تو با من بی وفایی 
توهم ت

ببار باران 
آغوش باران  
باران می تابد
پنجره را باز می کنم
دلم هوای تو را کرده
سردم که می شود
فنجان چای سرشارم می کند
خیالم بخار می کند
خاطره ی دست های تو را ...
که چای مرا با نبات هم می زدی
آسمان صیغه می خواند
و باران محرم اشک های من می شود
من گرم می شوم٬دریغ
...امید آمدنت سردتر
پنجره را می بندم
تو از روی ابرها
٬دست تکان می دهی ٬
باران تمام می شود ...
من هم

آغوش باران 
دیانا چت-چت روم مختلط چت  
,چت چت,چت چت روم,چت چت روم فارسی,چت چت ناز,چت چت فارسی,چت چت ها,چت چت میهن,چت چت محشر,چت چت باران,چت چت کن,چت چت روم ققنوس چت,چت چت روم ابتین چت,چت چت روم باران,چت چت روم ملودی,چت چت روم ها,چت چت روم عسل,چت چت روم میهن,چت چت روم شلوغ,چت چت روم فارسی,چت روم فارسی چت,چت گروپ چت روم فارسی,وی چت چت روم فارسی,مخفی چت چت روم فارسی,عسل چت چت روم فارسی,فیسبوک چت چت روم فارسی,چت ناز چت روم فارسی,لوتی چت.چت روم فارسی زبانان,چت ناز چت روم,چت نازنین چت,چت نازگل چت,چت

دیانا چت-چت روم مختلط چت 
سهراب  
 
گل شبدر چه کم از لاله قرمز داردچشم ها را باید شست، جور دیگر باید دیدواژه ها را باید شستواژه باید خود باد، واژه باید خود باران باشدچترها را باید بستزیر باران باید رفتفکر را، خاطره را، زیر باران باید بردبا همه مردم شهر ، زیر باران باید رفتدوست را، زیر باران باید دیدعشق را، زیر باران باید جستزیر باران باید با زن خوابیدزیر باران باید بازی کردزیر باران باید چیز نوشت، حرف زد، نیلوفر کاشتزندگی تر شدن پی در پی زندگی آب تنی کردن در حوضچه “اکنون”

سهراب 
باز باران بی ترانه  
باز باران بی ترانهباز باران با تمام بی کسی‌های شبانهمی‌خورد بر مرد تنهامی‌چکد بر فرش خانهباز می‌آید صدای چک چک غمباز ماتممن به پشت شیشه تنهایی افتادهنمی‌دانم، نمی‌فهممکجای قطره‌های بی کسی زیباست؟نمی‌فهمم، چرا مردم نمی‌فهمندکه آن کودک که زیر ضربه شلاق باران سخت می‌لرزدکجای ذلتش زیباست؟نمی‌فهممکجای اشک یک باباکه سقفی از گل و آهن به زور چکمه بارانبه روی همسر و پروانه‌های مرده‌اش آرام باریدهکجایش بوی عشق و عاشقی دارد؟نمی‌دانمنم

باز باران بی ترانه 
 
تقدیم به دوستان عزیز . میگویند باران که میزند بوی “خاک” بلند می شود … اما اینجا باران که میزند بوی “خاطره ها” بلند میشود ! . . باران ببار … بگذار اشک هایم غریب نباشند … . . پشت پنجره نشسته ام و باران میبارد … ناودانی چشمانم سرازیر شده است ! . . دل من کلبه بارانی است و تو آن باران بی اجازه ای که ناگهان در احساس من چکه می کنی … . . وقتی به هوای دیدنت قلب ابرها هم تند تند میتپد … یاد تو مثل چیزی شبیه یک قطره باران بر لب های خشک و ترک خورد ام لیز میخورد

 
باران  
پاک بیهوده مبار ای باران
نوگلی نیست که آبش بدهی
یا دعایی که جوابش بدهی
شاعری حتی نیست 
که تو انگیزه‌ی شعر،
شعر نابش بدهی!
پاک بیهوده مبار ای باران
بر چنین مردم آلوده مبار ای باران
آری استاد سرود
«که زمین چرکین است»
روز و شب از سر بی‌مهری، کارش کین است!
پست جایی است که شایسته‌ی هر نفرین است!
پس تو بیهوده مبار ای باران!
بر چنین مردم آلوده مبار ای باران! ...
#منوچهر_فروزنده_فرد

باران 
سلام بر حسین ع  
باز باران، با ترانه
 
مے خورد بر بام خانه
 
یادم آمد ڪربلا را
 
دشت پر شور و بلا را
 
گردش یڪ ظهر غمگین،
 
گرم و خونین
 
لرزش طفلان نالان،
 
زیر تیغ و نیزه هارا
 
با صداے گریه هاے ڪودڪانه
 
واندرین صحراے سوزان
 
مے دوید طفلے سه ساله پر ز ناله،
 
دلشڪسته، پاے خسته
 
باز باران
 
قطره قطره،
 
مے چڪد از چوب محمل خاڪهاے
 
چادر زینب، به آرامے شود گل
 
آه باران
 
ڪے ببارے برتن عطشان یاران
 
تر ڪنند از آن گلو را
 
آه باران! …

سلام بر حسین ع 
اس ام اس های عاشقانه و احساسی بارانی  
کاش وقتی آسمان بارانی است ، چشم را با اشک باران تر کنیمکاش وقتی که تنها میشویم ، لحظه ای را یاد یکدیگر کنیم . . .
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
به که گویم که تو منزلگه چشمان منی / به که گویم که تو گرمای دستان منی
گرچه پاییز نشد همدم و همسایه من / به که گویم که تو باران زمستان منی . . .
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
میدانم که می مانی و از قلبم بیرون نمیروی
پس لااقل باران را بهانه کن ، دارد باران می آید . . .
ادامه مطلب..سایت عاشقانه لاو سیب

اس ام اس های عاشقانه و احساسی بارانی 
 
: آسمان در حال باریدن و من اشک ریختن.. آسمان زیبایی قطره های بارانش را به رخم می کشد!ومن باحسرت قطره های اشکم را که در تاریکی بر روی صورتم ،می خشکند را نظاره گرم،من در میان قطرات باران به دنبال نگاه قشنگش می گردم و خدا به نگاه های بچه گانه ام ،می خندد...او خیس باران رفت و من تمام عمر اینجا خیس باران چشمهایم خواهم مرد!!!شبی که برادرم زیر باران چشم های قشنگش رابرای همیشه بست..."دلنوشته از  خاطره "

 
 
 می توان در قاب خیس پنجره چك چك آواز باران را شنید می توان دلتنگی یك ابر را در بلور قطره ها بر شیشه دید می توان لبریز شد از قطره ها مهربان و بی ریا و ساده بود می توان با واژه های تازه تر مثل ابری شعر باران را سرود می توان در زیر باران گام زد لحظه های تازه ای آغاز كرد پاك شد در چشمه های آسمان زیر باران تا خدا پرواز كرد.

 
بهانه ای برای باران خوردن!  
 
برای بلعیدن باران و حظ بردن از روح پرطراوتش، صدایش را باید خورد!.  ... صدای پای تک تک قطره هایش را...
گوش کن...خوب گوش کن...صدای پای باران چیز دیگریست...
........... .  . .......................
من، اما پشت پنجره ام، دو جداره و سخت!
پوست بخار زده ی پنجره، یا این دیوار شیشه ای، گرگیست  مه آلود که مستقیم به چشمان میشی ام زل زده است....!
ساعت چند دقیقه هم بیشتر از وقت همیشگیست...می ترسم از خواب میشی چشمانم و سیاهی این بامداد محلول در قطره های اسیدی .  ..
...................      ..........

بهانه ای برای باران خوردن! 
غُد و یه‌دنده!  
می‌گفتم: بالان
می‌گفتند: باران کوچولو! باران!
و به‌خدا قسم از آسمان فقط بالان می‌بالید!
باران می‌بارد
درست مثل بالان
ابرها
    اما
هنوز با همان زبان همیشگی‌شان حرف می‌زنند . . .

حمیدرضا شکارسری
+می‌خواستم چیز دیگه پست کنم ولی هرچی کلنجار رفتم نشد . . .

غُد و یه‌دنده! 
غُد و یه‌دنده!  
می‌گفتم: بالان
می‌گفتند: باران کوچولو! باران!
و به‌خدا قسم از آسمان فقط بالان می‌بالید!
باران می‌بارد
درست مثل بالان
ابرها
    اما
هنوز با همان زبان همیشگی‌شان حرف می‌زنند . . .

حمیدرضا شکارسری
+می‌خواستم چیز دیگه پست کنم ولی هرچی کلنجار رفتم نشد . . .

غُد و یه‌دنده! 
چت دیانا-چت روم  
چت فارسی، ایرانی چت، چت ایرانی، فارسی چت، چت شلوغ، شلوغ چت، زندگی چت، عشق چت، چت عشق، لاو چت، پایان چت، انا چت، ققنوس چت، چت ققنوس، باران چت، چت باران،طلا چت، تهران چت، شیراز چت، حس چت، دیانا چت، مهدیه چت، هشتاد چت، تاج چت، چت تاج، راز چت، اصفهان چت، دخی چت، تک چت، لوس چت، بهترین چت روم فارسیشیراز چت,روم تاج,درجه چت,مدال چت,هدر چت,پس زمینه چت,تاج مدیر چت,انا چت,آنا چت,بارانی چت,قانون چت,فیلتر چت,دوست یابی چت,یاهو چت,الکسا چت,مردم

چت دیانا-چت روم 
از یاد رفته ...  
هشه لی همه لی ...
یکی از بازی ها و به نوعی از رسم های از یاد رفته روستای ما که تا  همین دو دهه پیش هم وجود داشت در فصل بهار و هنگام بارش باران انجام می گرفت . بچه ها و نوجوانان روستا دور هم جمع میشدند و با حرکت دسته جمعی و گفتن جمله ی " هشه لی همه لی باران بوران داسه لی " به دم در تک تک خانه های روستا می رفتند و با گرفتن قند و نبات و کشمش از صاحب خانه مژدگانی باران می گرفتند . و به نوعی شادی و شکرانه باران بود و مردم معتقد بودند که باعث برکت و بارش بیشتر

از یاد رفته ... 
چت هشتاد-چت روم  
 چت فارسی، ایرانی چت، چت ایرانی، فارسی چت، چت شلوغ، شلوغ چت، زندگی چت، عشق چت، چت عشق، لاو چت، پایان چت، انا چت، ققنوس چت، چت ققنوس، باران چت، چت باران،طلا چت، تهران چت، شیراز چت، حس چت، دیانا چت، مهدیه چت، هشتاد چت، تاج چت، چت تاج، راز چت، اصفهان چت، دخی چت، تک چت، لوس چت، بهترین چت روم فارسیشیراز چت,روم تاج,درجه چت,مدال چت,هدر چت,پس زمینه چت,تاج مدیر چت,انا چت,آنا چت,بارانی چت,قانون چت,فیلتر چت,دوست یابی چت,یاهو چت,الکسا چت,مرد

چت هشتاد-چت روم 
رقص باران  
در مراسم دعای باران مردم هامانه درورودی روستا جمع شده وبا مراسم سنتی عروس باران برگزار میکنند
این مراسم  باشادی وخواندن شعرهایی ادامه میابد
دراین مراسم که هدایایی ازقبیل حبوبات وپول نقد ازطرف اهالی جمع آوری میشود ودریک یا دوهفته بعد آش باران میپزندودربین مردم تقسیم میکنندوهمه دست دعا بدرگاه خدا بلند میکنند وخدا رابابت رحمتش که نازل کرده شکر میکنند.

رقص باران 
شهر باران  
شهر من باران است
که در آن ترانه ها می بارد
ودر آن عشق و محبت سوغات
و گل رز در آن چون پول است
شهر باران شهریست
که در آن فاصله ها کوتاه است
من و تو ما هستیم
همه یک رنگ و سراسر مهریم
شهر باران شهریست
که به ما لطف خداوند رسد
دلمان رنگ بهاراست
روحمان آزاد است
خنده ها به جای دود اگزوز
در هوا می چرخند
شهر باران شهریست
که همه شاد بمانند در آن
شهرباران شهر رویای من است
پس در این شهر ، دگر شاد بخند

فاطمه سلیمی متخلص به آوا 

شهر باران 
بغض منو باران...  
باز امشب آسمان هم دلش مثل دل من گرفته بود
چیزی نمی گفت اما...بدجوربغضش شکسته بود
امشب کسی دلیل بغض آسمان را نمی دانست...
صدای قطره های باران می آید به گوش...
باخود می گویم شاید...شاید دلیل گریه اش قلب های زخمی وشکسته باشد
قلب هایی که قبل از التیام دوباره زخم می خورند
وباران تنها مرهمی کوچک برای این زخم هاست
شاید برای آن هایی که زیرگریه آسمان آرام می گیرند
آرامشی هرچند کوتاه...اما...دلپذیر به اندازه مدت باران
پس ببار و ببین...که من آرام ،آرامم
ببار و

بغض منو باران... 
احسان؟! تو در منی یا من در صدایت؟..  
بعضی وقت ها هیچ مقدمه ای لازم نیست..هیچی : ..
                                                                ***************************************

باران که می بارد تو می آیی / باران گل باران نیلوفر
باران مهر و ماه و آیینه / باران شعر و شبنم و شبدر
باران که می بارد تو در راهی / از دشت شب تا باغ بیداری
از عطر عشق و آشتی لبریز / با ابر و آب و آسمان جاری
غم می گریزد غصه می سوزد / شب می گدازد سایه می میرد
تا عطر آهنگ تو می رقصد / تا شعر باران تو می گیرد
از لحظه های تشن

احسان؟! تو در منی یا من در صدایت؟.. 
باران میبارد  
بیا دیگر از حسرت حرفی نزنیم
میدانی چند زندگانی گذشته است
ببین، دارد باران میبارد
آسمان پایین آمده است
در کوچه ها جاریست
بوی آسمان پر کرده است سرم را
و هیچ، جز آسمان
میروم گیسوان آسمان را لمس کنم
میروم، همین حوالی
دستم را بالا ببرم
روی آسمان بکشم
بعد، دستم را لای دفتر خواهم گذاشت
گلهای ظریف خشکیده لای کتاب یادت هست؟
دستم را لای یک شعر خواهم گذاشت
آسمانی که با خود دارد
شعر خواهد شد
دارد باران میبارد
آسمان نزدیک است
در نفس هایم، در چشم هایت
و تو

باران میبارد 
باران  
باران !
واژه غریبی که حتی نشستنِ حرف هایش کنارهم
حسِ خیسیُ خنکی به دست هایم می دهد..
باران..
یعنی حس زنده بودن! 
باران یعنی دلتنگیِ دوباره ..
باران یعنی تو هنوز عاشقی می دانی !
باور کن که باران، یعنی عطر دست هایِ تو 
باور کن که باران، یعنی عطر لبخند تو ..
..
باران! قبلِ آمدنت باید میگفتی... باید خبر می دادی..
که کتاب شعرهایم را جمع میکردم..
که آهنگ های غمگینـَم را از حافظه گوشی که هیچ! از حافظه اَم delete ! می کردم..
باران! بی مقدمه آمدی..
آمدنت مبارک .

باران 
یا منِ ناصبور را نزد خود از وفا طلب // یا تو که پاکدامنی، مرگ من از خدا طلب ...  
باذن الله و باذن ولی الله
خاطرت هست که چه نوشته بودم ؟"  قرارمان راس ِ ساعت باران    زیر  ِ باران ...  "پس چرا نیامدی حضرت باران ؟.داروگ ! آهسته میگویمت !بیم ِ فراموشی اش را دارم ... نغمه ساز کن کنار خانه اششاید باران به خاطرش آمد ...شاید من هم ...
یا رادَّ ما قَد فات َ ...

یا منِ ناصبور را نزد خود از وفا طلب // یا تو که پاکدامنی، مرگ من از خدا طلب ... 
در پس خیال های خفته  
      نامش را گذاشتم فصل باران های موسمی. اما الان که فصل باران های موسمی نیست. فصل آفتاب است. و باران نمی دانم چه در سر دارد. شاید او خبر از چشم های من دارد! باران می بارد. آنقدر زیبا و  دلبرانه که هوش از سرم می برد. آنقدر زیبا که به این پنجره ی تمام قد قناعت نمی کنم. به باغ می روم و لابلای درخت ها، راه می روم  و شعر می خوانم. من از کنار نگاه آدم ها می گذرم  تند و تند دوباره می روم زیر باران. و هر لحظه  اش را به درون می کشم. باز شعر می خوانم. و شعرها مدام

در پس خیال های خفته 
 
 
 
باز باران ، بی طراوت ، کو ترانه؟! سوگواری ست ،رنگ غصه ، خیسی غم ،می خورد بر بام خانه ، طعم ماتم . یاد می آرم که غصه ، قصه را می کرد کابوس ، بوسه می زد بر دو چشمم گریه با لبهای خیسش.می دویدم، می دویدم ، توی جنگل های پوچی ، زیر باران مدیحه ، رو به خورشید ترانه ، رو به سوی شادکامی .می دویدم ، می دویدم ، هر چه دیدم غم فزا بود ، غصه ها و گریه ها بود ،بانگ شادی پس کجا بود؟این که می بارد به دنیا ، نیست باران ، نیست باران ، گریه ی پروردگار است،اشک می ریزد بر

 
بهار  
همیشه هراسم آن بود
که صبح از خواب بیدار شوم
با هراس به من بگویند
فقط تو خواب بودی
بهار آمد و رفت...
از خواب بیدار می شوم 
می پرسم بهار کجا رفت؟
کسی جواب مرا نمی دهد
سکوت می کنند!
در پشتِ اتاقم باران می بارد
می پرسم شاید این باران ِ بهار است
کسی جوابِ مرا نمی دهد
سکوت می کنند!
پنجره را که باز می کنم
باران تمام می شود
در آینه 
چهره ام را نگاه می کنم
آرام آرام چهره ام پیر می شود
از پنجره 
زمین را نگاه می کنم
خیس است و ساکت
بر تن  لباس می کنم
به کوچه می آی

بهار 
بزن باران !  
تلنگر میزند امشبکسی بر سقف این خانه. تویی باران ؟ تو ای مهمان ناخواندهبزن باران ! تو هم زخمی بزنبر زخم این خانه.... بزن اهنگ زیبایتصدای چک چکه سازتمیان کاسه خالیشکنجه میکند امشبمن تنها ی زندانی.تو ای باراناز این ویرانه دل بگذریقین بیرون این خانه
هزاران دل ، هوای عاشقی دارند.
 

بزن باران ! 
باران وخاک ومن  
خدایا ناشکری نمیکنم اما باران را دوست ندارم من هروقت که باران می بارد دلم را غم می گیرد واندوه، درست که زیرباران میروم دوستانم وعزیزان رادعامی کنم که می گویند زیرباران دعا می گیرد ،اما ازهوای بارانی بیزارم ازآن ابرهای سیاه که کل پهنای اسمان رادربرمیگرند، امابوی خاک باران خورده رادوست دارم برایم شادی آوراست انگارکه اصل وجودی آنسان رابیشتر به رخمان می کشد ویاد آورمیشود که از چه آفریده شده ایم ودوباره آخرسربه آغوش گرمش بازخواهیم گشت .

باران وخاک ومن 
شعر نو  
بگشایم پنجره ها را
تا که از باران 
قطره ای نصیب ما گردد
شای آنجا ، پشت آن پنجره ها
شاپرکی خواب باشد
شاید پشت آن شیشه ی بخار زده
پسرکی نقش اشکی از دل ما میکشد
بگشایم پنجره ها را
تا که از باران 
قطره ای از نصیب ما گردد
شاید آنجا پشت آن پنجره ها
پسرکی شعر می گوید
شاید که با عطر باران و خاک
شاید با صدای پرنده ها
شاید با هوای عاشقی
شاید....
شاید می توان با صدای باران هم عاشق شد
پس!
بگشایم پنجره ها را
تا که از باران
قطره ای نصیب ما گردد
(ابراهیم زلفی)

شعر نو 
ضرب المثل آب - ضرب المثل درباره ی باران  
ضرب المثل درباره ی باران : چند ضرب المثل زیبای فارسی با واژه باران : الف)ضرب المثل با باران و ناودان : از باران فرار کردن و زیر ناودان رفتن : معنی این ضرب المثل این است که گاهی انسانها از یک مشکل به یک فاجعه پناه می برند! ب) یک ضرب المثل فارسی درباره باران و گرگ: اصطلاح یا مثل گرگ باران دیده. این ضرب المثل به معنی این است که گاهی دشمن تجربه دارست و تن به تله و سیاست های ما نخواهد دید. این ضرب المثل را درباره دشمنی به کار می برند که تجربه دارد و از است

ضرب المثل آب - ضرب المثل درباره ی باران 
باران که می بارد دلم درگیر یک حس است  
باران که می بارد دلم درگیر یک حس استانگار دستی در درونم رخت می شویدانگار در پس کوچه های شهر دلگیرممردی مسافر قصه های خیس می گویدهی پشت شیشه ضرب می گیرد به دلتنگیانگشتهای خسته ام آهنگ سردی رایک هنگ سرباز پیاده پای می کوبندبا ساز باران بر دلم آوار دردی رایادم به تهران می کشد آن روزها با اوهی دوره گردی ... در هوای سرد بارانیجا مانده از آن روزها تصویر جان داریاز یک سکانس کهنه در بغضی زمستانیتجریش بود و جای پاهامان کنار همبرسنگفرش شهر باران تند می

باران که می بارد دلم درگیر یک حس است 
هس چت,هس تو چت,هم حس چت,چت روم هم حس چت  
,چت روم,چت روم فارسی,چت روم باران,چت روم ققنوس,چت روم شلوغ,چت روم یاهو,چت روم ناز,چت روم تهران,چت روم ایرانی,چت روم تصویری,چت روم فارسی شلوغ,چت روم فارسی الکسا,چت روم فارسی بچت,چت روم فارسی تهران,چت روم فارسی باران,چت روم فارسی بدون ثبت نام,چت روم فارسی رایگان,چت روم فارسی ققنوس,چت روم فارسی اصفهان,چت روم باران گپ,چت روم باران بزرگ,چت روم باران ناز,چت روم باران اصلی,چت روم باران عشق,چت روم بارانی,چت روم بارانک,چت روم باران فارسی,چت روم باران پاتو

هس چت,هس تو چت,هم حس چت,چت روم هم حس چت