باید یاد بگیرم انگشت اشارم سمت خودم باشه

باید یاد بگیرم انگشت اشارم سمت خودم باشه!  
خیلی چیزا رو ياد نگرفتی هم نگرفتی ولی یه مسئله ی مهمی رو بايد توی زندگیت همیشه مدنظر داشتی باشه وگرنه حداقل به نظر من لذت زيادی از زندگیت نمیبری. بايد ياد بگیریم همیشه تو اشتباهاتمون انگشتمون به سمت اولین شخصی که میره خودمون باشیم. ممکنه بعضی اوقات بعضی ادما یه کاری بکنن که خوشایند ما نباشه اما بزرگترین محبتی که میشه به خودمون بکنیم ياد گیری مسؤلیت پذیری هر اشتباهی توی زندگیه. حوصله ی نصیحت ندارم ولی انصافا اگه قرار باشه همیشه دیگران رو مقص

باید یاد بگیرم انگشت اشارم سمت خودم باشه! 
خندیدم بخندید  
هر وقت متن های عاشقانه را میدیدم 
انگشت ششم ام
یعنی انگشت تمسخر را میگرفتم سمتشان و میخندیدم
و میگفتم زر میزنند 
چه میگویند
یعنی چه
جمع کنبد افسرده های بدبخت
وقتی خودم اشتباها پایم رفت روی تله عشق
میخندم به آن هایی که میخندند به من و میگویم نفهمید مثل قبلنای خودم

خندیدم بخندید 
مرد باید "مرد"باشه  
مرد بايد با وجود همه ی غرورش،مهربون باشه… 
باوجود همه ی لجبازیش،وفادار باشه… 
باوجود همه ی خستگی هاش،صبور باشه… 
باوجود همه ی سختی هاش،عاشق باشه… 
مرد بايد محکم باشه… 
بايد تکیه گاه همسرش باشه… 
مرد بايد،”مـــرد” باشه… 
همین….عشقولیا

مرد باید "مرد"باشه 
کیک شکلاتی  
الان دلم کیک شکلاتی میخواد.همین الان.ندارم ولی!بايد صبر کنم تا بتونم کیک شکلاتی بگيرم و کیک شکلاتی بخورمولی الان دلم کیک شکلاتی میخوادوقتی دلم کیک شکلاتی میخواد یعنی بايد کیک شکلاتی بخورمقنادی سر کوچه مون کیک شکلاتی داشتفردا شاید کیک شکلاتی نداشته باشهولی من دلم کیک شکلاتی میخوادبايد کیک شکلاتی بخورم تا راضی بشم از خودمکیک شکلاتی رو بايد بگيرم و بخورم حتی اگه قنادی سر کوچه فردا کیک شکلاتی نداشته باشهقنادی زياد هست دور و بر مونیکی شون حدا

کیک شکلاتی 
شهريور  
تا مياد دلم برای خودم بسوزه، یك تو دهنی میزنم به خودم.دل سوختن نداریم! انتخاب كردی ، خواستی ، بايد پاش وایسی! اگه هم طاقتت تموم شده ، شرایط و تغییر بدهبرای خودت دل نسوزوناون روزی كه خودت و به در و دیوار میزدی بايد فكر این روزا رو هم میكردی...
پ.ن : همیشه همینه 
شهریور بايد تلخ باشه ... تلخ بشه... و چقدر من ساده لوحم كه یكسال را برای رسیدن شهریور چشم به راه ام:|

شهريور 
 
صدامو ضبط می کنم می ذارم تو جایی که فقط خودمم و خودم.
چرا؟!
چون وقتی که دلم میخواد یکی باشه برام داستان بخوونه. باشه. حداقل خودم بتوونم کتاب بخوونم برای خودم بدون اینکه بخوام کتاب بخونم. می فهمین؟!
بده ادم کسی رو نداشته باشه براش کتاب بخوونه. خوب کتاب بخونه.

 
شخصیت کسی را خرد نکنید!  
آدم ها بايد به هم احترام بگذارند. فرقی هم نمی کند مافوق باشند یا زیردست. هر کسی برای خودش شخصیت دارد. محترم است. عزیز است. این که روزی قدرت در دست تو است هر طور که عشقت کشید رفتار کنی، شان و منزلت خودت را کم می کند. استاد دانشگاه هستی که باش! خیلی سرت می شود که بشود! من هم برای خودم کسی هستم! فقط در یک بازه ی زمانی عقب ترم. اصلا اگر هم سی و دو ساله شدم ولی دکتر نه، باز هم برای خودم شخصیت دارم. محترم هستم و برای خیلی ها هم عزیز. انگشت اشاره ات را گرفته ا

شخصیت کسی را خرد نکنید! 
همين يك بند انگشت بند دل دشمن را پاره مي كند!!  
اگر شما با تمام توان خود ما را تحریم می كنید ما با یك انگشت شما را تحقیر می كنیم!!هر چند تحریم های شما اثری ندارد ولی عجب اثری دارد اثر انگشت های ما!!ما بمب اتم نمی خواهیم شما را با یك بند انگشت شكست می دهیم!!ما دندان دشمن را با مشت نه! با انگشت در دهانش می شكنیم!!ما شما را زیر پایمان نه! بلكه زیر بند انگشتمان له می كنیم!!ما با یك انگشت شناسنامه دشمن را باطل می كنیم!!همین یك بند انگشت بند دل دشمن را پاره می كند!!ناز شست انگشت اشاره ما!!
 

همين يك بند انگشت بند دل دشمن را پاره مي كند!! 
477  
امروز می خواستم بریانی پلو درست کنمرفتم سراغ ظرف ماست لیز خرد و شکستالبته افتادم روی انگشت مناین قدر رفته بوم تو بحر ماست ها که حواسم به انگشت بریده ی خودم نبود:(نمی دونم چرااما ضعف دارمشاید دلیل افتادن ظرف هم همین بوددیشب همش داشتم میرفتم ایرانمن خسته ماز همه چی خسته م

477 
یه فکر نچندان بد  
امروز، اونی که داغونشم، کنفرانس داشت.
اولش پیش خودم فکر کردم آخه چرا این بشر اینقدر خوبه... چجوری اینقدر خوبه...
بعدش پیش خودم فکر کردم که، خب، تو ام اونجوری باش. تو ام همینقدر خوب باش. قطعا یکی پیدا میشه که دوستت داشته باشه. همونجور که من عاشقش شدم... این اتفاق واسه منم میوفته ...
آره. آدم بعضی وقتا به جای اینکه به فکر رسیدن به یه آدم خوب باشه، بايد سعی کنه خودش اون آدم خوب باشه...
همین :)

یه فکر نچندان بد 
مرضی به نام آبریزش شعور  
شاید باور نکنید، راستش خودم هم تا امروز صبح باورم نمی‌شد اگر با چشم‌های خودم نمی‌دیدم. مردی با کت و شلوار شیک و تمیز، با کیف چرم، با کفش واکس‌خورده، با گوشی دو و نیم میلیونی، توی تاکسی کنار من نشسته بود و تمام سی و پنج دقیقه طول مسیر داشت توی دماغش دنبال گنج می‌گشت! بعد هم که پیدایش می‌کرد، مشغول گلوله‌کردن آن شی ارزشمند لای انگشت‌هایش می‌شد و در نهایت برای اینکه یافته‌هایش را گم نکند، آن‌ها را لای صندلی راننده قایم می‌کرد! آخ که چقدر

مرضی به نام آبریزش شعور 
چه استراحت خوبی‌ست در جوار خودم :)  
وبلاگ مجددا راه افتاد، مطالب قبلی و پنهان کردم، اگر احیاناً موردی توشون پیدا کنم که ارزش بازنشر داشته باشه، می‌ذارم.و سعی میکنم اگر شعر یا نوشته خاصی تولید شد اینجا بنویسمش.هرچند مدت طولانی‌ای که وبلاگ به طور کلی بسته بود، هیچکس از بنده نپرسید چه بلایی سرش یا سرم اومده :)بهرحال حداقل میتونه خلوت اینترنتی خودم با خودم باشه. وبلاگ نویسی کاریه که از دوران بچگی وقتی تازه فهمیده بودم اینترنت چیه شروعش کردم؛ هرچند اونقدرا هم جدی نگرفتمش، ولی حی

چه استراحت خوبی‌ست در جوار خودم :) 
تقدیم به تمام شهدای بی نام و ناتمام  
                        
دستانم
میدانم
دیگر مثل قبل نیست
بی انگشت .
داری به خودت فکر میکنی
و من هم دارم به تو فکر میکنم .
راست اش
از همان روزی که همه چیز را گذاشتم و رفتم
میدانستم که دیگر 
به خودم فکر نخواهم کرد
به همه فکر میکردم جز خودم
آنگاه که سینه ستبر کردم جلوی تیر ها و ترک ش ها
با خودم میگفتم
برای فکر کردن به تو
دست و پا می خواهم چکار
این زمین
پر از تن های ست
که به همه فکر کردند
جز خودشان.

تقدیم به تمام شهدای بی نام و ناتمام 
آخرين سنگر  
گفت:"همینه،آدما عوض میشن." سر تكون دادم چون حوصله نداشتم بگم نه!برعكس،آدما عوض نمیشن فقط زمان لازم دارن تا خود واقعیشونو نشون بدن.گذاشتم به شیوه ی خودش همدردی كنه و نفهمه كه شیوه ی اون دردی از من دوا نمیكنه.اصلا همین،همین اصل كه كسی نمی تونه و قرار نیست دردی از آدم دوا كنه رو هم نمی تونستم بهش بگم.اینكه درد خیلی انحصاریه،مال خود خود آدمه.مثل اثر انگشت.و درد من با اون دیگری حتی اگه عنوان های مشابه داشته باشن باز هم خیلی متفاوتن.آدمارو از رو دردا

آخرين سنگر 
4  
عبور کردن از شرایط سخت به تنهایی واقعن سخته اما خب میتونه ظرفیت های درونیتو به چالش بکشه. میدونم کارای اشتباهو. میدونم درستشو.میدونم برناممو زندگیمو. میدونم چی کار بايد کنم و چی کار نبايد. حتی این واکنش های احساسیمو میبینم و دوس دارم برای خودم کاری کنم. این غم هامو دارم میبینم و دوس دارم برای خودم مرحم باشم. اما نشستم بالا  خودمو فقط تماشا میکنم و هیچ کاری از دستم برنمياد. کاش میشد خودمو دعوا کنم محکم ،جدی، سخت گیرانه..کاش میشد روبه روی خودم و

4 
 
دیشب که تنها بودم یکی اومد خونمون
درها رو بسته بودم شاید که لیلا باشه
خیلی به من ستم کرد دخترک بی وفا
اینها بايد عبرتی  برای فردا باشه
دیگه دوسش ندارم لیلای بی وفا رو
قهرم و قهرم باهاش تا دنیا دنیا باشه
تنهایی بد دردیه اینو خودم می فهمم
فک میکنم که اون هم حقشه تنها باشه
اگه چرنده شعرام به بنده ایراد نگیر
دنبال شعر خوبم شعری که زیبا باشه
 

 
**تایپ استاندارد** 2  
*ترفندهای رایانه***تایپ استاندارد**بعد از اینکه دو انگشت اشاره رو روی دو کلید F و J قرار دادید، کلیدی که هر انگشت بايد بزند مشخص می شود با این توضیح که انگشت اشاره هر دو دست کلید کناری خود را نیز می زند. هر چی کلید در سمت راست دست راست باقی می مونه رو هم انگشت کوچک زحمت رو میکشه! ردیف های بالا و پایین هم دقیقا به این صورت می باشد. اگر سوالی در این زمینه داشتید می تونید با شماره 9099070295 (تماس از سراسر کشور با خطوط ثابت) و توضیحات بیشتر رو دریافت کنید، آ

**تایپ استاندارد** 2 
انگشت انگشت مبر تا خیک خیک نریزی  
مردی از راه فروش روغن ثروتی کلان اندوخته بود و به خاطر حرصی که داشت همیشه به غلام خود می‌گفت در وقت خرید روغن، هر دو انگشت سبابه را به دور پیمانه بگذارد تا روغن بیشتری برداشته شود و برعکس در وقت فروختن، آن دو انگشت را درون پیمانه بگذارد تا روغن کمتری داده شود. هر چه غلام او را از این کار بر حذر می‌داشت مرد توجه نمی‌کرد تا این که روزی هزار خیک روغن خرید و برای فروش آنها را بار کشتی کرد تا در شهر دیگری بفروشد. وقتی کشتی به میان دریا رسید، دریا تو

انگشت انگشت مبر تا خیک خیک نریزی 
انگشت انگشت مبر تا خیک خیک نریزی  
مردی از راه فروش روغن ثروتی کلان اندوخته بود و به خاطر حرصی که داشت همیشه به غلام خود می‌گفت در وقت خرید روغن، هر دو انگشت سبابه را به دور پیمانه بگذارد تا روغن بیشتری برداشته شود و برعکس در وقت فروختن، آن دو انگشت را درون پیمانه بگذارد تا روغن کمتری داده شود. هر چه غلام او را از این کار بر حذر می‌داشت مرد توجه نمی‌کرد تا این که روزی هزار خیک روغن خرید و برای فروش آنها را بار کشتی کرد تا در شهر دیگری بفروشد. وقتی کشتی به میان دریا رسید، دریا تو

انگشت انگشت مبر تا خیک خیک نریزی 
7)  
یکم تو فکرم البته نه یکم ها...زيادی از یه کم...
با خودم فکر میکردم چرا بايد زندگی اینجور باشه..!مگه چند بار قراره من زندگی کنم؟
فقط یک بار...!!!!
پس چرا بايد زندگیم پر از حسرت باشه؟من چیز زيادی از خدا نخواستم ادم پر توقعی هم نیستم...
نمیدونم..
دیشب خیلی ناراحت بودم خیلی دلم واس خودم سوخت..
میدونی خیلی دوس دارم یکی تو این دنیا باشه که براش مهم باشم که دوسم داشته باشه حتی در حد
معمول..
که وقتی بهش میگم ناراحتم وقتی میگم دلم یه دنیااااااااااااااااااااااا

7) 
 
از دلارام خسته شدم،از خودم در مقابلش،از نقشی که بازی میکنم،نه اینکه خودم نیستم.ولی از یه محدوده ای فراتر نمیرم.که همچنان دوسم داشته باشه.همش آدم بامزه ی خلاق و خیالبافم.حتی صدامم عوض میشه.میدونم که آدم به هر حال نمیتونه کاملا خودش باشه همیشه.برای حفظ روابط با بقیه بايد رعایت کرد خیلی وقتا.ولی خب این یکم زيادیه.با بقیه م همینجوریم.بایو عوضش کنم.کم کم.

 
نکاتی که باید برای جا به جایی حتما برای همیشه یادم بمونه  
اینکه بايد خیلی محکم باشم
اینکه بايد خیلی پایبند به اصول خودم باشم
اینکه بايد همیشه خدا رو داشته باشم
اینکه بايد بدونم هر تغییری سختیهای داره که کم کم حل میشه
اینکه بايد يادم باشه تنهایی خیلی بهتر از بودن با هر کسیه
اینکه بايد يادم باشم نبايد وابسته کسی بشم
اینکه بايد يادم باشه در هر حالی بايد عزت نفسمو حفظ کنم
اینکه بايد يادم باشه من اینجا داشتم خفه میشدم از بس نمیتونستم خودم باشم
اینکه يادم باشه من یه چیزایی رو در گذشته تموم کردم تا زندگی

نکاتی که باید برای جا به جایی حتما برای همیشه یادم بمونه 
بزرگترین جنگ زندگی ام  
بزرگ ترین چیزیکه مانع رسیدن من به اهدافم است خود منم 
کاش می شد خودم خودم را به دست خودم شکست می دادم و در کوه دماوند زنجیر می کردم و نمی گذاشتم که هیچ وقت پایین بیاید اما بايد قبول کنم من هم اکنون خودم در مقابل خودم ضعیف هستم درست است زمانی این طور نبود اما او در مقابل من قوی شد و حالا من ضعیفم و او قوی اما همان طور که او یواش یواش قدرت گرفت من هم بايد یواش یواش قدرت بگيرم و خودم را مهار کنم 

بزرگترین جنگ زندگی ام  
Heeelp!  
چند وقته ذهنم درگیره اینه که چى میتونه یه هدیه ى مناسب باشه براى یه دوست.
یه چیز خاص.
تکرارى نباشه. جدید باشه، جالب باشه...
لباس و عطر و اینجور چیزا نباشه.
متنوع باشه.
و از اونجایى که دوستم پیشم نیست و احتمالا نمیبینمش؛ یا قابل پُست باشه یا بشه به صورت اینترنتى خریدارى کرد!
به نظرتون چیکار کنم؟ چى بگيرم؟

Heeelp! 
باریکتر از مو  
 #نکات_باریکتر_از_مو  | نکته هفتم

مسأله‌ای را در رساله‌های توضیح المسائل بدین مضمون می‌خوانیم: «نمازگزار
در سجده بايد سرِ دو انگشت بزرگ پاهایش را به زمین بگذارد، و اگر انگشت‌های
دیگر پاهایش را به زمین بگذارد، نمازش باطل است..»
برخی با خواندن این مسأله گمان کرده اند که اگر نمازگزار به همراه سرِ
دو انگشت بزرگ پاهایش، انگشت‌های دیگر پاهایش را نیز به زمین بگذارد، نمازش
باطل است و حال آنکه منظور از این مسأله آن است که چنانچه نمازگزار در


باریکتر از مو 
راه سخت را انتخاب نکرده ام  
دستم را که برای بار دوم بریدم برای بار هزارم با خودم تکرار کردم، نه اینکه اگر عشق نباشد، زندگی نشود، نه. می شود، فقط سخت می شود. خیلی سخت. کار راحتی نیست که بخواهی هم همان آدم قبل باشی و هم نباشی. هم از دستت خون بچکد کف آشپزخانه و هم افسردگی نگیری. البته افسردگی مستقیماً  به بریدگیِ انگشت مربوط نمی شود ولی خب غیرمستقیم که می شود. شکر خدا که کتابخانه ام مهربان و استوار گوشه اتاق ایستاده و من هم آدمِ خود گول زننده ی خوبی هستم وگرنه من و پذیرایی از

راه سخت را انتخاب نکرده ام 
تنهایی  
تنها بودم
هم حوصله ی درست و حسابی نداشتم 
هم دلمم میخواست باشه تا باهم یکم حرف بزنیم
فوقش جایی نمیریم 
تو همین اتاقم چشه مگه.....
............................
چیشد که یهو اینجوری شد؟
خودمم نمیدونم.....
خب یعنی چی؟خودتم نمیدونی دیگه چیه
فقط يادمه مثه همیشه سرم تو فیزیک خوندن که یکی گفت "چشماش خیلی خوبه"
تو گوشیم عکسش بود
همین؟
همینه همین که نه.....ازینجا شروع شد
به من نگاه نمیکنی چرا؟
میبینی که دستم بنده....گفتم بیای یکم حال و هوام عوض شه....همش که سوال پیچم کردی
...

تنهایی 
اونم منِ آلزایمر!  
خان داداش امشب داشت مثلا بهم نحوه صحیح خوندن نماز رو ياد میداد. تلفظ ض چه جوریه؟ ط چه جوریه؟ ذ چه جوریه؟ بعد آموزشاش هم اونجوری نیست که سنگین و متین یه مطلب رو ياد بده منم سنگین و متین ياد بگيرم که، از اول تا آخرش حاشیه ست! میگفتم خب وقتی میرسیم به والضالین بايد فکر کنیم از چهار تا ز این کدوم ز هست. بعد بايد يادمون باشه تلفظ این "ض" با این "ز" و اون "ظ" و اون یکی "ذ" فرق می کنه! بدبختی تلفظ این ض از همه اون ز ها هم سخت تره! بعد حواسمون به اون معنیِ "و نه گ

اونم منِ آلزایمر! 
حرف های منفعل  
 
حالی یا یا من ب حال ام یا که هر به
این چون این به، به ب من هرگز نی آی اد...
 
داشت ام با حال ام زم زمه می کردم
پای ام لغزید درون خودم
افتادم از زمین
چون پرنده ای سقوط می کن اد در خویش
پروازی ب رنگ بال
در خودم کش ایده می شدم.
تو را دیدم
درون من دنبال خودت می گشتی
آدم های درون ام در تو حلقه می زدند
انگشت می کش ایدی
حلقه ها پاره می شدند.
همه ی آدم ها من بودند
از امعاء و احشاء کلمه ای فاسد
دور انگشت تو
ب شکل می رس ایدم.
ب من گفتی:
زیر باران که باشی
همه ی من ها

حرف های منفعل 
برای "24" فروردین...  
 
برای خودم هیچ شعری نمیگم
شعر ها بیشتر مجموعه ای از حرف های دروغی هست
که پشت کلمات قشنگ به خورد ما میرن
من با خودم از واقعیت حرف میزنم
شاید بهترین کادوی تولدی که یک نفر بتونه توی زندگیش بگیره
همین واقعیت باشه
واقعیتی که نشون میده نیازه به گفتن حقیقت رو دارم
به خودم.
موسیقی مورد علاقم مدام داره پخش میشه
و من هربار از شنیدنش لذت میبرم
فیلم مورد علاقه ام رو میبینم
و هر آنچه ازش لذت میبرم
توی خودم خلاصه شده
همینجا درست کنارم
توی ذهنم و نگاهم
توی د

برای "24" فروردین... 
بودن من یا داشتن او؟  
تا جایی که می توانستم خودم را به جلو خم کردم... تا تمام سرم زیر هود قرار بگیره... فندک را جلو آورد و آتش کرد... با تمام جانم توی فیلتر نفس کشیدم... و بعد دود خیییلی کمرنگی را بیرون فرستادم... يادم بود که روی دستش چند ضربه بزنم...
سرم را بالا گرفتم و تعالی دود را در انحنای هود تماشا کردم... تماشا کردم و خیلی سعی کردم فکر نکنم... بعد از این همه مدت... اشاره ای کردم و به دستش دادم... رفتم توی حال و روی آن نیمکت کنار تلویزیون نشستم... مورد علاقه ام بود... جادار و به

بودن من یا داشتن او؟ 
خوشبختی مگه چیه جز این چیزایی که من دارم؟؟  
شاید خوشبختی اصلا چیز دوری نیست. شاید همین که یه جوجه مینا دارم که هر روز چندین بار بايد غذا بریزم تو دهنش و زیرشو عوض کنم اوج خوشبختی باشه.
شاید همین که الان بعد خوردن غذا روی تختم نشستم و دارم پست میذارم خودش نهایت خوشبختی باشه.
شاید همین که بعد از ظهر میخوام کیک درست کنم و آب طالبی بگيرم که با بستنی بخوریم آخر خوشبختی باشه.
و خیلی شاید های دیگه. شاید هایی که وقت ناراحتی اصلا بهشون فکر هم نمیکنیم.
دیدین که کمدینا هی میگن خندوندن و خوشحال کردن

خوشبختی مگه چیه جز این چیزایی که من دارم؟؟ 
یادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند طلب عشق ز هر بی سر و پایی نکنیم  
این بیت رو بايد همیشه آویزه گوشم بکنم که تا وقتی ک تنها می شم و این تنهایی هم ممکنه طولانی باشه به هر بی سر و پایی اجازه شکستن خلوت تنهاییم رو ندم،بايد منتظر اهل دلش موند وای ک چقدر از دست خودم عصبانیم ،من کی میخوام ياد بگيرم نمیدونم

یادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند طلب عشق ز هر بی سر و پایی نکنیم 
یادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند طلب عشق ز هر بی سر و پایی نکنیم  
این بیت رو بايد همیشه آویزه گوشم بکنم که تا وقتی ک تنها می شم و این تنهایی هم ممکنه طولانی باشه به هر بی سر و پایی اجازه شکستن خلوت تنهاییم رو ندم،بايد منتظر اهل دلش موند وای ک چقدر از دست خودم عصبانیم ،من کی میخوام ياد بگيرم نمیدونم

یادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند طلب عشق ز هر بی سر و پایی نکنیم 
نمیفهمم  
هی! دنیا برام اونقدری کم اهمیت شده ک گذر تیر به درک! آره همین!با خودم گفتم گذر زهرا چن سال قبل رو با چه شوقی از شب قبل تو کمپ حاضر بودم
تایم میگرفتم
کیف میکردم
عکس حتی...
از مقایسه حال خودم در حین این دو گذر غبار آلود شدم 
اینکه تنها واکنشم این بود ک بگيرم در خانه بخوابم
خوندم فکر کردن زياد شایع ترین دلیل افسردگیه
راه چاره؟
فکر نکنم!
راه فکر نکردن؟
فکر کردن به فکر نکردن؟ یا فکر نکردن به فکر کردن؟
اگر قرار باشد راهی باشد پس هست! اگر قراره افسرده بشی

نمیفهمم 
حکایت اخلاقی انگشت و خیک  
مردی از راه فروش روغن ثروتی کلان اندوخته بود و به خاطر حرصی که داشت همیشه به غلام خود می‌گفت در وقت خرید روغن، هر دو انگشت سبابه را به دور پیمانه بگذارد تا روغن بیشتری برداشته شود و برعکس در وقت فروختن، آن دو انگشت را درون پیمانه بگذارد تا روغن کمتری داده شودپایگاه خبری تفریحی زالزالک

حکایت اخلاقی انگشت و خیک 
مبارک باشه عزیزم  
+مبارک باشه جداییمون
-مبارک باشه عشقتون❤
+مبارک باشه دعواهامون
-مبارک باشه خنده هاتون
+مبارک باشه گریه های شبانم
-مبارک باشه بوسه های شبانت
+مبارک باشه سرمای تنم
-مبارک باشه گرمای تنش
+مبارک باشه تنهایی قدم زدنام
-مبارک باشه قدم هات با عشقت
+مبارک باشه مرگم در جوانی⚰
-مبارک باشه عروسیت در جوانی
+مبارک باشه نابودیه احساساتم
-مبارک باشه ابراز احساساتش
+مبارک باشه کابوس هایه شبانم
_مبارک باشه خوابه آرامت در آغوشش
+مبارک باشه دستم که ول شد✋
-مبار

مبارک باشه عزیزم 
دانلود پروژه گزارش کارآموزی حسابداری در شرکت تولیدی قطعات و لوازم تزِِیینیَ خودرو  
گزارش كارآموزی حسابداری در شركت تولیدی قطعات و لوازم تزیینی خودرو
گزارش كارآموزی حسابداری در شركت تولیدی قطعات و لوازم تزیینی خودرو

دسته بندی
حسابداری

بازدید ها
81

فرمت فایل
docx

حجم فایل
65 کیلو بایت

تعداد صفحات فایل
51






فروشنده فایل
کد کاربری 159
تمام فایل ها



کنترل جریانی است که ضمانت می کند اقلام موجود سازمان با در نظر گرفتن عوامل زمان ، مکان ، تعداد ، کیفیت و هزینه به بخشهایی از عملیات ( از قبیل : تولید ، توزیع ، فروش ، مهندسی

دانلود پروژه گزارش کارآموزی حسابداری در شرکت تولیدی قطعات و لوازم تزِِیینیَ خودرو