بدبخت

گوسفندانِ بدبخت  
انسان های زیادی بسیار بدبخت هستند در این زمانه!متاسفانه این افراد نه تنها دنیارا به جهنمی برای خود بلکه برای دیگران هم تبدیل کرده اند به صورتی که شاید باورتان نشود که رغبت نمیکنم که از خانه برون رَوَم!خداوندا همه ی این گوسفندان را شفا بده،راهنمایی کن و عاقبت بخیر گردان.

گوسفندانِ بدبخت 
 
انگار که با دیوار حرف میزنم. :|| آقا بجز خودتون بقیه رو هم ببینین. یوهوو، خوبی ؟ =))))
میاین پیش من از پلن های بزرگ رنگین پنگینتون حرف میزنین یادتون باشه که این هلیا بدبخت هیچی نداره. خودش نمیدونه واسه چی داره میره جلو. میاین میگین حرف میزنین آدم میمونه. :))
خلاصه که آره فکر من بدبخت م باشید. اگر چیزی به ذهنتون میرسه که در آینده به دردم میخوره میتونین بگین ولی علاوه بر خودم اینقدر نکوبونیدش تو سرم. 
------------------------------------------------------
,you fly
.we die

 
روز درختچه کاری ...  
عاقا من نمی دونم این مامان بزرگ جونم چی از جون منه بدبخت میخواد 
بابا جان منه بدبخت گناه کردم گفتم برم کمکش 
کم مونده بود سیم کشی های ساختمونو هم بشورم .
تازه اومده چند تا نهال آورده میگه :
این درختچه ها رو بکار تو حیاط ....
گفتم : مامان جونم من چیزی از باغبونی سرم نمیشه .
گفت :از بس که سرت تو اون لب تاپ وامونده اته ....تازه به مامانت میگم اصلا بهم کمک نکردیم 
میبینین تو رو خدا ://///
+بگذریم روز درخت کاری یه به قول مامان جونم درختچه کاری مبارک .^_____________^
f

روز درختچه کاری ... 
نفر آخر نباش  
نفرآخر شدن خیلی راحته ،... 
.فقیر بودنتنبل بودنبدبخت بودنخیلی راحته ، اما تو به دنیا نیومدی که فقیر باشی ، تو به دنیا نیومدی که بدبخت باشی ، تو به دنیا نیومدی که ضعیف باشی ✋از هر لحظه برای خوشبختی و حرکت استفاده کن ، اصلا مهم نیست که قبلا چه کسی بودی✨ از همین الان شروع کن و همه چیز رو تغییر بده

نفر آخر نباش 
چرا نشه؟ باید بشه...  
⭕️➕ نفرآخر شدن خیلی راحته، فقیر بودن، تنبل بودن، بدبخت بودن خیلی راحته، اما تو به دنیا نیومدی که فقیر باشی، تو به دنیا نیومدی که بدبخت باشی، تو به دنیا نیومدی که ضعیف باشی. از هر لحظه برای خوشبختی و حرکت استفاده کن، اصلا مهم نیست که قبلا چه کسی بودی، از همین الان شروع کن و همه چیز رو تغییر بده. یادت باشه هیچکس به جز خودت مسوول زندگی تو نیست، نه پدرت نه مادرت و نه هیچ کس دیگه. اولین قدم برای تغییر، پذیرفتن تمام مسولیت زندگیته.
 
 
 
فرانوشت:
هر

چرا نشه؟ باید بشه... 
التماس دعا  
گشتم و گشتم و گشتم و فهمیدم یکی از ایراداتم حس "مقایسه گری منفی" است. آدم یک زمانی خودش را با بالاتراز خودش مقایسه میکند، درست و صحیح. آن وقت نتیجه میگیرد که باید تلاشش را بیشتر کند. اما یک زمانی هست اشتباه مقایسه میکند. میبینی رفیقت ازدواج کرده و خود را بدبخت میپنداری. یکی پول دارد و خودت را بدبخت میپنداری. یکی مدرک و یکی سربازی و یکی خانه و یکی... و دائما تو بدبخت داستان میشوی. این مقایسه نتایج خوبی ندارد. تازه زمینت هم میزند. 
باید سرکوبش کرد. ن

التماس دعا 
بیداری  
بالاخره بیدار شدم
ابرهای ذهن خاکستری ام
دردهای دل نادانستنی ام
همگی پاره شدند
فکر و روح من دگر آزاد گشته
هر قالبی که خود را در آن گنجیده ام دیگر شکسته
آری! آری! من دگر آن راز را فهمیده ام
آن همه بیداد را این گرد بی بنیاد را فهمیده ام
من دگر وزن و عروض و بحرها بشکسته ام
من مجرم، آتش شده معیار من
آتش عشق محمد تا محمد گشته این معیار من
تیر سوز داعشی بر سینه ام
گشته این شرط وفای عشق من
ای کسی که می کنی گریه ز خوف دشمنان
شو برون تا من بیایم 
من همانم، بز

بیداری 
داستان محیا و امین 1  
به نام خدا،یکى بود یکى نبود زیر گنبد کبود
دخترى بود که در رویاى دانشگاه به سر میبرد.این دختر سالهاى زیادى از عمرش
رو پشت کنکور به p h u c k داده بود سرتون
رو درد نیارم بالاخره این دختر هرجورى بود پاش به دانشگاه باز میشه.روز
اول دانشگاه یقه یه دختر بدبخت رو میگیره و میگه باید با من دوست بشى من
اینجا تنهام کسیو ندارم وگرنه جر میخورى اون دختر بدبخت هم قبول میکنه و با محیا دوست میشه

داستان محیا و امین 1 
تنهای تنهام  
خدایا لحظه ی گوش بده به حرف هام  خودت فرموده ای که از رگ گردن به بنده ات نزدیک تری
  ایا صدای قلب های شکسته را هم می شنوی؛ایا زخم های دلم را حس میکنی؟خدایا صدای ناله هایم را می شنوی؟دنیای که ساختی پر از نامردی و بی عدالتی هست یه عده ای همیشه شاد خوشحال و عده ای ناراحت و غمگین؛چرا هیچ عکس العملی از خودت نشون نمیدی،ااین دنیای که ساختی نقشی نداره چرا یه عده ای شاد و خوشبخت،و عده ای غمگین و بدبخت,بعضی ها زیبا و بعضی ها زشت؟دنیای امروزت واسه اون دست

تنهای تنهام 
کت عوضی  
سلام دوستان
اولا عرضم به خدمتتان که کفش مشکی یافت شد و خریداری شد ولی مشکل همچتان به قوت خودش باقیه پس ربطی به کفش مشکی بدبخت نداشته و بهانه بوده

کت عوضی 
عمر بن خطاب به خاطر یک سوال قرآنی اینقد یک بدبخت رو کتک زد! (فیلم)  
عمر بن خطاب به خاطر یک سوال قرآنی اینقد یک بدبخت رو کتک زد!
 یک شخص یک سوال از خلیفه دوم پرسید. خلیفه دوم چون جواب سوال رو بلد نبود آن قدر آن شخص را کتک زد که خون بالا آورد! فقط و فقط جرم آن شخص سوال پرسیدن بود!
 برای پخش آنلاین روی فیلم کلیک کنین.برای دانلود ایــــــنــــــــجــــــا کلیک کنین.شیعه بر حق است

عمر بن خطاب به خاطر یک سوال قرآنی اینقد یک بدبخت رو کتک زد! (فیلم) 
پشه  
فحش‌هایی نظیر حروم خور و لاشخور و سگ خور و تک و خور و خون خوار و احمق تنها لایق و سزاوار پشه‌ای هست که آدمو از سه ناحیه نیش میزنه و سیر نمیشه نه اون بدبخت مگس که آزارش به هیچ بنی بشری هم نمیرسه.
خدایا ناموسن حکمت خلق کردن این پشه چی بود آخه حیوون خلق کردی مثلا؟ :| تو روحت کنن پشه -_-

پشه 
مگه حسابداری چش بود؟  
 - پسر بیا برو حسابداری هم بازار کارش خوبه هم زود مدرکتو میگیری
 + نمیخوام خب مگه کامپیوتر چشه؟ 
 - عقل نداری که...
 + عقل یعنی حسابداری اونم جایی که شماها دوس دارید؟ خب بزارید خودم تصمیم بگیرم
 - اصلا به من ربطی نداره بعدا به ... خوردن افتادی خودت میفهمی
 + :|
من که کامپیوتر دوست داشتم و رفتم الانم وضع بدی نیست حالا بماند که خانواده هنوزم فکر میکنن همین لپتاپ و کامپیوتر منو بدبخت کرده :| هر چی هم میپرسم مگه چی شده که الان بدبخت حساب میشم بحث عوض میش

مگه حسابداری چش بود؟ 
ایرانسل  
هیچی بیشتر از سرویس میزبان پیامک ایرانسل آبروی آدم رو نمی بره 




شارژ نداشته باشی و اس ام اس بدی سریع به طرف میگه:
 این بدبخت میخواد پیامک بده ولی پول نداره.
 جوونه، بیکاره، 
شما یه بزرگواری کن هزینه ش رو متقبل شو.

ایرانسل 
حرف زدنم بلد نیستم دیگع...  
قبلا یه سلام احوال پرسیو اداب معاشرتی بلد بودیم الان اونم بلد نیستیم  یه مشت حرف نتی و مخفف و مجازی شده ورد زبونمون . امروز یکی از اشناها رو با دختر خالم تو خیابون دیدیم من گفتم سلام خوبید خوشید سلامتید حال و احوال و این حرفا خلاصه تند تندا زده بودنم رو دور تند انگار دارم تو نت با یکی کل کل میکنم سر ساست بدبخت فامیلمون خشک شده بود نمیزاشتم بحرفه حالا دختر خالم اومد درستش کنه قشنگ قهوه ایمون کرد بدتر ... کلا یه چندتا جمله حفظ کردم مطمنم طرف همونا

حرف زدنم بلد نیستم دیگع... 
فک میکنن رفتم.  
خیلیا خوشحالن فک میکنن رفتم من 
میگن زن داره درگیره بچس 
نه دیکه خستس 
نه ارزشونه ک برم من 
تا بیان توی لیگ برتر 
حسودای بدبخت 
دارن میسوزن,از اعماق بستر 
جلو روم الکی به به و چه چه 
بعد پشتم میزنن دودستی خنجر 
بلند شی در رن

فک میکنن رفتم. 
هم اکنون  
هم اکنکون در سالن مرکزی دانشگاه به سر میبرم جای شما خالی از سر یه کلاسی اومدم بیرون یعنی کلاس در حد پیش دبستان بودا 
هیچی دیگ نت خونه تموم شده و منم اواره شدم دعا کنید از اوارگی در بیام درود تا پستی دگر
:←خدا لعنت کنه اون کسی رو که از هشت صبح تا هشت شب برای ما دانشجو های بدبخت کلاس میذاره

هم اکنون 
عملیات خاک بر سری  
چند روز پیش که اسرائیل چند تا موشک زد به یکی از پایگاه های هوایی سوریه و چند تا ایرانی هم شهید شدند، از همون روز، نتانیاهو هر شب توی رختخواب داره خودش رو از ترس خیس میکنه. اما این ایرانه که تصمیم میگیره چه جوابی بهشون بده و انتقامش رو هم همون طور که سید حسن نصرالله گفت، میگیره. از همون روز فرودگاه های اسرائیل پر شده از مسافرایی که ترس عین خوره به جونشون افتاده. اسرائیل اوضاعش خرابه...
اما جنایتی که امروز رخ داد، اوضاعشون رو خراب تر هم کرده! نتان

عملیات خاک بر سری 
مایِ ...؟  
همیشه اینطوریه که تا وقتی درگیر آدما نشدی،خیلی خیلی بیشتر می تونی دوستشون داشته باشی،از دور یه سری خیالات درموردشون بکنی و دلت خوش باشه که اون آدم "چقد خوبه"و دلتو خوش کنی که یه وقتی ممکنه با یه همچین آدمی دم خور شی و باهات باشه،ولی گاهی،وقتی اون بهت نزدیک میشه،و مراوده ایجاد میشه،حس می کنی تمام اون خوبی هایی که تویه ذهنت بود دارن از بین می رن و برای حفظ اندک باقیمانده ی اون حس خوبا؛ سعی می کنی باز فاصله بگیری،ولی خُب،کار از کار گذشته؛دیگه ن

مایِ ...؟ 
بدبخت!  
من، میلاد و رضا سرِ هرچیزی که اختلاف نظر داشته باشیم سر
یک چیز با هم هم‌عقیده‌ایم: مهدی انسانِ بدبختی است. آن‌روز ما الدنگ‌ها توی چمنِ
پارکِ کنارِ خواب‌گاه دراز کشیده‌بودیم و داشتیم رویابافی می‌کردیم. میلاد گفت: «من
دل‌م تنها یک دختر می‌خواهد. تا هروقت که از مطبِ کوفتی‌ام و پس از ساعت‌ها سروکله
زدن با بیمارهای قرمساق خسته و کوفته برگشتم او را بغل بگیرم و خستگی‌ام در برود.»
و بعد دست‌های دیلاق‌ش را در هوا باز کرد و گفت: «این‌جوری» رضا

بدبخت! 
خندیدم بخندید  
هر وقت متن های عاشقانه را میدیدم 
انگشت ششم ام
یعنی انگشت تمسخر را میگرفتم سمتشان و میخندیدم
و میگفتم زر میزنند 
چه میگویند
یعنی چه
جمع کنبد افسرده های بدبخت
وقتی خودم اشتباها پایم رفت روی تله عشق
میخندم به آن هایی که میخندند به من و میگویم نفهمید مثل قبلنای خودم

خندیدم بخندید 
قرص های مامان بزرگ !! 2 !!  
بسم الله
الان ساعت 17:55 روز شیشم فروردین 95
الان که مینویسم نشستم روی تپه های مشرف به روستا 
یعنی اینور روستا و خب اون کوههایی که تابستون ازشون بالا کشیدیم اونور روستان 
کاش میشد عکس بذارم 
نمیتونم
چرا؟
چون اینترنت وای فای عمه ام اینا تموم شد
چرا؟
خب نه نفر بودیم که رمزشو داشتیم :|| 
بدبخت نابود شد خب

قرص های مامان بزرگ !! 2 !! 
قافیه!  
ما بدبخت قافیه ها شدیم از وقتی که برای جور شدن وزن و آهنگ شعرمان
بلندی موی معشوقه مان را به شب یلدا رنگ چشمانش را به رنگ عسل
و طمع لبانش را شیرین همچون نقل ونبات و  قامتش را همچون سرو
 تشبیه نمودیم.غافل از آنکه معشوقه مان هیچکدام از اینها را نداشت.آقای چیز

قافیه! 
 
آدم هایی هستند که وقتی خوشحالی،کنارت نیستند،چون حسودند..
 
وقتی غمگینی در آغوشت نمیگیرند،چون خوشحالند..
 
وقتی مشکل داری به ظاهرهمدردند،اما در واقع بی خیال تو هستند..
 
اما..وقتی مشکل دارند، باتو خیلی مهربانند..
 
این ها بدبخت ترین انسان های روی زمین هستند! که آرامش ندارند...

 
یکی از اصول دیالکتیکی من  
یکی از چیزهایی که فکر میکنم معیار خوبی بهمون میده تا بفهمیم که این رفتار من ، درسته یا غلطه ، ابزاریه به نام اغراق.
فرض کن اگه من یه خورده مطیع دیگران باشم و میخوام ببینم که این رفتار ، رفتار خوبیه یا نه ، با اغراق این طوری میشه که من مثل سگی یه طنابی هم بندازن دور گردنم و هر جا صاحبم گفت برم و هر چیزی گفت ، انجام بدم.تازه با این اغراق میفهمم که اطاعت از دیگران چه زشتی ای میتونه داشته باشه.
و به نظرم یه چیزی که ما انسان ها رو بدبخت کرده ، همینه که م

یکی از اصول دیالکتیکی من 
 
♦️خداوند در آیه فوق روشن فرمود که: «صراط الذین انعمت علیهم»؛ راهِ کسى که اطاعت خدا ورسول کند حتماً با کسانى که مورد انعام ولطف خدا قرار گرفتند از پیامبران وصدّیقان وشهدا وصالحین است وایشان خوب رفیقانى هستند: «هم القوم لا یَشقى جَلیسُهم»؛ ایشان کسانىاند که همنشینشان بدبخت نگردد.
ادامه مطلب

 
سلام  
گنجشک عزیزم. کامنتت نرسید. لطفا دوباره بفرست.
مطلب رو پاک کردم. چون خیلی رو اعصابم بود. بعضی مسائل گفتنش بیشتر آدمو آزار میده.
لپ مطلب اینکه داریم میریم سفر. اگه به سلامتی تو سفر همدیگه رو نکشتیم که برمیگردم و ماجراهای سفر رو تعریف میکنم.
بزار یه چند تا فحش بهش بدم دلم خنک شه.
مرتیکه بیشعور نفهم عوضی آشغال. پول پرست بدبخت.
آخیش دلم خنک شد.

سلام 
شیطانیست در درونم :))  
یه موجودی هست تو وجودم ؛ که نمیدونم  دقیقا ، اسمشُ چی بزارم؟؟
ایشون یه وقتایی خودشُ اونقدر به آبُ آتیش میزنه تا کاری که مدِ نظرش هستُ انجام بدم(درست مثلِ الان) 
حتی مورد داشتیم منُ مجبور کرده توی گوگل ؛؛ سرچ کنم: روش انتقال شارژ از سیم کارت دائمی به اعتباری 
بعد اومده دقـــــــــــــــــیق ؛ نشسته دمِ گوشم ، و هِـــــــــی وِز وِز کرده تا این کار به نحوِ احسنت انجام بشه ...بعدترش ؛ تو گوشم خونده: اون لابد کارت داشته که زنگ زده/ببین چیکار داره؟

شیطانیست در درونم :)) 
.  
سلام..
همونطور ک میدونین مدرسه ها شروع شده و منم...بدبخت شدم...
اوووف ا همون هفته اول امتحان میگیرن..امسالم انتخاب رشته دارم..
و امتحان تیزهوشان و نمونه..خیلی سخته..وااایی..
امروزم امتحان قلم چی داشتم ولی پیچوندم نرفتم..
آخه هیچی نخونده بودم:|
میرفتم گند میزدم هیچی ازم نمیموند..:|
خلاصه بگم کلی امتحان این هفته ریخته سرم..
دعا کنید خوب بدم امتحانا رو:(

. 
حس خوب ، مثل تعطیل شدن !  
سلام .
یکسری شایعه مبنی بر اینکه بنده فردا تعطیل هستم ( به خاطر آلودگی هوا ) به گوشها میرسه .
اخبار رو نگاه کردیم دیدیم درسته !!
هورااااااااااااااااا ، فردا کلیه مقاطع تحصیلی مشهد تعطیله
امتحاااااااااااااااان ، پــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــر 
بالاخره بعد از دو سال تعطیل شدیم . این همه ریه های من بدبخت خاک خورده که نگین . چند بارم مریض شدم به هیچ کسی نمیگفتم !! :))))
خداجون دوستت دارم !!!!!!!!!!!

حس خوب ، مثل تعطیل شدن ! 
ANGRY!  
چرا خوشش میاد برای من بیبی سیتر بذاره؟ الان فردا باید بره جایی زنگ زده اون مادربزرگ بدبخت چلاق من پاشه بیاد مراقب باشه
انگار من مراقب میخوام! بعد میگه باهات مثل بچه ها رفتار نمیکنم! به هرچی میپوشم کار داره اگر خودش خوشش نیاد من هم نباید دوست داشته باشم! اخلاقش پخ و خودخواهه اون وقت به من میگه چش سفید
بره گم شه

ANGRY! 
دلم واسش تنگ شد  
امروز رفتم شامپورو از منفور گرفتم 
خیلی باحال شد 
ایتقد خنگ بازی دواوردم ک حالا ک بش فک میکنم از خجالت میمیرم
نمیدونم اون نگاهاش واسه دیدن صورتم بود ،یا بدبخت از تعجب اونحور نگاه میکرد ....
تونستم تو چشاش زل بزنم بدون اینکه خجالت بکشم 
لما چن ثانیه بیشتر طول نکشید 
بی شرفو دوست دارم 
اونم منو دوست داشته باشه خوبه ،،

دلم واسش تنگ شد 
 
- برو لطفاً
- فقط یه سوال
- ...
- خوشبختی؟ 
- ...
- خوشبختی؟؟
- خیلی
 
 دیگر هیچ نگفت. به محض شنیدن جواب، نفسی را كه انگار خیلی وقت بود در عمق جانش حبس شده بود، رها كرد. گویی كه با شنیدنِ این واژه ی چهارحرفی خودش خوشبخت شده باشد. خندید و رفت.
 
اما دختر، خوب میدانست كه  پسر،  بدبخت است. ب اندازه ی خوشبختی خودش.  "خیلی"

 
دلم از خیلیا گرفته  
خیلیا بهم بدهکارن
از خیلیا دلم گرفته 
از پدرم که تو سن 10 سالگی فوت کرد
از عشقم که مجبورم کرد بهش بگم آبجی
از مادرم که منو از عشقم جدا کرد
از سرنوشتم که همیشه بد نوشت
از دنیا که نمیتونه خوش بودنمو ببینه
از دلم که اینقدر زود عاشق شد
از مغزم که وقتی عاشق شدم رفت تو کما
از خدا که نمیزاره این بنده بیچارش بیاد پیشش
از خودم که باعث شدم دورو بریام ازم فاصله بگیرن
از اون آدمای نامردی که بهم میگفتن بچه یتیم بدبخت

دلم از خیلیا گرفته 
نمیشه به جای پله از آسانسور ترقی کرد؟  
یه شوهرم نداریم 
که ترم جدید که خواستیم بریم خوابگاه،هی از این و اون تکه بشنویم که دلت میاد این طفلک (بخونید بدبخت) را بذاری بری دنبال درس ات؟
ماهم شوهر دوست،مجبورش میکنیم  که هرهفته 1000کیلومتر بیاد شهر تحصیلمون که همدیگر را ببینیم تا بفهمند کی گناه داره وگرنه من به خاطر کلاس کاری مامان شوهرم ،پله های ترقی را میرم وگرنه  شعور بیشتر از این واقعا؟؟!

نمیشه به جای پله از آسانسور ترقی کرد؟ 
ترس  
میگن اگه یه بدبخت بیچارهٔ پا برهنه اگه تو یه بیابون شن زار هم بره باز هم یه سنگی پیدا میشه که بخوره به پاش.
حالا شده حکایت ما.شانسه دیگه.
با ترس زندگی رو سر کردن خیلی سخته.اون دلهره ای که آدم میگیره تقریبا میشه گفت آدم رو به دیوونگی میرسونه.
دیگه حتی میترسم به وبلاگ های دیگه سر بزنم یا حتی یه کامنت این شکلت  => :)  رو بذارم.
تا یه مدت وضع همینه.نمیتونم به هیچ وبلاگی سر بزنم و یا کلا در اینترنت سرکی بکشم.
خلاصه موفق باشید دیگه

ترس 
 
دوس دارم
برم تو بغل خدا
گریه کنم
گریه کنم
گریه کنم
بعد...
دیگ صدای گریم نیاد
خدا : شیدا ‌...
شیدا...
چی شد ؟! 
خدایا
تموم شد 
ب همین راحتی تموم شد ...!
شیدا تموم شد ...!
اشکاش تموم شد
دغدغه هاش تموم شد 
دل آشوبش تموم شد 
بغض نشکسته اش تموم شد ...!
حسرتاش تموم شد
همه رو با خودش میبره...
زیر خاک ...!
خدایا
ببخشیدا
جسارته ...!
ولی یه لحظه با خودت نگفتی
مصلحت و حکمت و این حرفا رو بیخیال 
بذار یه بار ب حرف این بدبخت گوش بدم !

 
عنوان ندارد  
ساعت 2و 53 دقه است....فردا تی ای نامرد میخواد آزمونک!!!!بگیره ازمون و من هیچی حالیم نیس عملا....و مشکلات بسی به من فشار می آورد...مثلا همین که امروز جلو 100-150 نفر استاد نمیخواست رام بده.......#ویرایش...بدترین امتحان عمرم بود....میتونم ادعا کنم ازش متنفرم...لعنت بهش...جرا آخه انقد حس تحقیر به آدم میده با طرز نگاش و اخلاق و رفتارش...یه حس قوی ای داره جوونه میزنه که داره وادارم میکنه...الکمغو کامل بگیرم...بزنم تو پوز این...عوضی....زیرزمینی بدبخت...کپک!!

عنوان ندارد 
كانون هلال احمر پيام نور فريمان (فعاليت هاي جمعي) استقبال از كاروانهاي پياده  
فعالیت های در حال انجام در ایستگاه استقبال از زائرین پیاده که همه روز انجام میشود به شرح زیر می باشد.کشیدن تاول های زائرین و همچنین پانسمان زخم هایشان.ماساژ دادن عضلات گرفته زائرین به همراه پماد.کمک کردن به دسته های زائزین پیاده ای که در حال عبور از جاده می باشند.راهنمایی خودرو هایی که در جهت عبور زائرین در حال حرکت هستند.پخش محصولات فرهنگی.

كانون هلال احمر پيام نور فريمان (فعاليت هاي جمعي) استقبال از كاروانهاي پياده