بزرگ میخواد

778-.........  
هوالمحبوب
دلم ميخواد خونه باشی و برات مامان قرمه سبزی بپزه......... دلم ميخواد یه ظهر جمعه باشه توی همون اتاق رو به حیاط و باد كولر اون پرده صورتی ها رو حركت بده......سر سفره غذا رو مزه مزه كنی وبه مامان بگی چه عطر و بویی.......مامان مریض نباشه......بابا زنده باشه......اون یكی داداش آخرای سربازیش باشه....
دلم ميخواد بدونی كه من هنوز دیوونه اینم كه سفره عقد بچینم و اون تور سبزه رو بكشم سرم و تو بشی دامادم.......
دلم ميخواد باشی و من تمام لحظه های با تو بودنو سفت ب

778-......... 
ادمه  
آدمــه دیگهدلش ميخواد برای یکی تــــــــک باشه دلش ميخواد یکی فقط نــوشته های اون رو بــخونه دلش ميخواد یکی فقط به اون اِس اِم اِس بِــده دلش ميخواد یکی فقط نگَران حالِ اون بــشه دلــش میخــواد اون یِــکی تــــــــــــــــــو بـــــاشی ...

ادمه 
درهم 5  
1) "عشق "  و  " وصال "  یه نعمته که خدا نصیب هر کسی نمیکنه.
2)    
دلم ميخواد یه شغل مستقل از مجید و نسترن داشته باشم.
دلم ميخواد در اختیار اینا  نباشم.
دلم ميخواد استقلال داشته باشم.
3)
دلم ميخواد یه سازی بلد میبودم . بشدت دلم ميخواد بلد میبودم.  ویولون یا سنتور.

4)
روزها همینجور از پی هم میگذرن. بزرگ شدن ترانه ، تغییراتش ، راه رفتن و بدو بدوش  ،  حرف زدناش ،  اینو بخوبی نشون میده. نشون میده که روزها بی وقفه و سررررررررررریع دارن میرن .
خسته ام..


 

درهم 5 
درهم 5  
1) "عشق "  و  " وصال "  یه نعمته که خدا نصیب هر کسی نمیکنه.
2)    
دلم ميخواد یه شغل مستقل از مجید و نسترن داشته باشم.
دلم ميخواد در اختیار اینا  نباشم.
دلم ميخواد استقلال داشته باشم.
3)
دلم ميخواد یه سازی بلد میبودم . بشدت دلم ميخواد بلد میبودم.  ویولون یا سنتور.

4)
روزها همینجور از پی هم میگذرن. بزرگ شدن ترانه ، تغییراتش ، راه رفتن و بدو بدوش  ،  حرف زدناش ،  اینو بخوبی نشون میده. نشون میده که روزها بی وقفه و سررررررررررریع دارن میرن .
خسته ام..


 

درهم 5 
 
یكی اومده برام كامنت گذاشته "سلام وبلاگ قشنگی داری،مطالبش خوندنیه" چی ش قشنگه !!!!! زخمای من !!!!! حسرتام !!!!!! كم بودنای تو ریال‌تو زندگیم !!!!؟؟؟ چی ش خوندنیه مگه مطلب علمی گذاشتم برادر من  ....بعضیا فقط دلشون ميخواد تعداد لایكا و كامنتاشون بالا باشه براشون چیز دیگه ای مهم نیست  من اصلاً این چیزا برام مهم نیست  حتی برا مهم نیس كه تو این حرفای منو میخوونی یا نه  فقط تو دلم اینقد حرف و غصه هست كه دلم ميخواد یه جا تخلیه شون كنم  همین و بس

 
106  
گاهی دلم ميخواد شورش کنم بهم بزنم یه چیزایی را تغییر بدم مخصوصا در مورد خودم مثلا برم مبلمان صورتی و سبز با نازبالش های رنگارنگ بخرم برم موهامو خیلییییی کوتاه کنم رنگشون کنم مثلا رنگ طلایی یا حتی بنفش یا مثلا لباس خاصی بپوشم تیپ خاصی بگردم بعضی وقتا دلم ميخواد ساعتها برم حافظیه بشینم و به صدای شعر خونی دانشجوهای ادبیات گوش بدم یا حتی گاهی دلم ميخواد تنها برم یه گوشه و بتونم بدون اینکه به چیزی فکر کنم و یا نگران چیزی باشم ساعتها خیال پردازی ک

106 
هست شب...  
چجوری بگذرونیم این شبای بلند رو؟دلم شب نشینیای طولانی ميخواد! از اونا که "بی موقع" میشه. از اون شب نشینیای بچگی که رو پای مامانم خوابم ببره زیر آسمون پرستاره تو حیاط بزرگ خونه ی همسایه تا وقتی صدام کنن که پاشو بریم خونه خودمون! چقدر زیاد دلم حیاط بزرگ بچگی رو ميخواد. چقدر دلم شب نشینی ميخواد. شب نشینی نه با کتاب و فیلما و آهنگام... شب نشینی با فانوسایی که یه نسیم آروم شعله شونو برقصونه و باهاش تموم سایه هامون به رقص دربیاد! شب نشینی با ستاره

هست شب... 
دخترك با حجاب  
در حالیكه چادرش را سرش كرده و تلاش می كند سوار دوچرخه اش شود!!!با حالت كاملا طلبكارنه ای می پرسد:"مامان مگه من دیگه بزرگ نشدم؟"
من از آشپزخانه:بله عزیزم،شما دیگه بزرگ شدی.
جمله ام به پایان نرسیده كه این بار با تحكم می گوید:پس من دیگه خودم می تونم انتباق(انتخاب)كنم كه چی بپوشم،من دلم ميخواد مثل سفیده(سپیده كه شش ساله است)با چادر و روسری برم مهد كودك.
من هنوز حرفی نزده ام كه دوباره می گوید:من كه نمیگم لباس فرم نمی پوشم كه،می پوشم،فقط روش چادر سرم كن

دخترك با حجاب  
...  
 
اگر من بزرگ نمی شدم ، مادربزرگ هنوز زنده بوداگر من بزرگ نمی شدم ، موهای مادرم سفید نمیشداگر من بزرگ نمی شدم ، مادر بزرگ در ایوان خانه باز می خندیداگر من بزرگ نمی شدم ، تنهایی معنایش همان تنها بودن در اتاقم بوداگر من بزرگ نمی شدم ، غروب جمعه برایم دلگیر نبوداگر من بزرگ نمی شدم ، هیچوقت نمی دیدمت و دلم برایت تنگ نمیشدای کاش من همیشه کودک می ماندمچقدر گران تمام شد بزرگ شدن من …
 

... 
3  
دوست دارم  توی خونم درخت سیب سرخ داشته باشم
حیاط بزرگ داشته باشه و باغچه اش غرق گلای رز رنگی
ی کتابخونه داشته باشه پر از کتاب
پنجره هاش بزرگ باشه و فرشهاش دستباف
 ی اتاق کار واسه خودم داشته باشم 
دلم ميخواد ی گارگاه قالی بافی و پته دوزی را بندازم
 
 

3 
قلب بخشنده  
دوستی می گفت.
ظهر بود دو تا کارگر گرفته بودم واسه اثاث کشی.
گفتن ۴۰ تومن من هم چونه زدم شد ۳۰ تومن...
بعد پایان کار، توی اون هوای گرم سه تا 10 تومنی دادم بهشون.
یکی از کارگرا 10تومن برداشت و 20 تومن داد به اون یکی.
گفتم مگر شریک نیستید؟؟
گفت چرا ولی اون عیالواره، احتیاجش از من بیشتره.
من هم برای این طبع بلندش دوباره 10 تومن بهش دادم
تشکر کرد و دوباره 5 تومن داد به اون یکی و رفتن.
داشتم فکر میکردم هیچ وقت نتونستم اینقدر بزرگوار و بخشنده باشم
بخ

قلب بخشنده 
دنیای آدم بزرگ ها  
بعضی چیزها هستند در زندگی که تا وقتی کودک و نوجوان هستی همیشه برایت مثل یک آرزو و رویا می مانند، که یک روزی که بزرگ بشوی به آنها می رسی. و آن آرزوها و رویاها وقتی تورا خم یا له می کنند که بزرگ می شوی و میفهمی که دنیای آدم بزرگ ها خیلی متفاوت با آن دنیای آدم بزرگ هایی است که تو در کودکی آرزوی رسیدن به آن را داشته ای.

دنیای آدم بزرگ ها 
هم میخواد،هم نمیخواد  
نمیدونم چرا!
نمیدونم چرا وقتى یه کارى حسابى بهم میریزتم، باز خودم رو تو اون موقعیت قرار میدم!!
یه جورایى هم دلم ميخواد، هم نميخواد.
هم ميخواد بدونه، هم نميخواد. هم ميخواد ببینه، هم نميخواد، هم ميخواد... هم نميخواد!
"خواستنش" بخاطر دوست داشتنه و "نخواستنش" بخاطر طاقت نداشتن...
[کاش میشد آدما بدون اینکه تو چیزى بگى، بخونن حرفت رو]

هم میخواد،هم نمیخواد 
مثل همه وقت هایی که دلم میخواد حرف بزنم اما نمی دونم چی باید بگم  
خیلی حرف دارم... حرف های مهم... اما بی خیال... بعضی وقت ها باید خودمون رو بزنیم به اون راه... باید به دردهای کوچیک فکر کنیم تا شاید بتونیم دردهای بزرگ رو فراموش کنیم... از شنبه تا حالا دست چپم درد میکنه... درد مهمی نیست... خیلی بی اهمیت و خیلی کوچیکه... اما همین درد کوچیک دو تا حسن بزرگ داره... یکی اینکه شب ها دیر میخوابم و صبح ها زود بیدار میشم... یکی دیگه هم اینکه به خیلی از دردهای به ظاهر با اهمیت و بزرگ فکر نمی کنم... خدا رو شکر.
+ بشنوید.

مثل همه وقت هایی که دلم میخواد حرف بزنم اما نمی دونم چی باید بگم 
نعمت  
کلاس درس امروز مرور نعمت بود
نعمت هایی که هست
که قابل شمارش نیست
اما یکسری بیشتر در چشم دنیایی ماست
 
مثلا وقتی عاشق کشوری باشی و دوستی از آنجا داشته باشی
با اشتراکات حداکثری
 
یا مثلا جایی باشی که هر کسی دلش ميخواد باشه
به قول مجازی ها ، یهویی !
 
و مجبور بشی که تعجب و شگفتی رو با تکرار "خدا خودش عزت میده" ساکت کنی
 
یا مثلا وقتی که به ته خط میرسی و فکر میکنی بن بسته
اما راه جدید پیدا میشه
 
راهی که یاد میگیریم ، بزرگ میشیم ، بزرگ ها رو داریم
باز ه

نعمت  
آغاز مهر پايان مهر  
امروز روز آخر شهریوره و دو هفته ای میشه كه دلشوره و اضطراب های عجیب و غریب هم خونه دل من شده....
احساس میكنم كه تیك تاك های یه ساعت بزرگ توی وجود من داره شماره معكوس می شماره برای یه اتفاق ...
حتی نمیدونم این اتفاق چیه فقط پر از دلشوره ام ....
حتی نمیدونم این شماره معكوس كی تموم میشه و به صفر میرسه....
اصلا این همه دلشوره ميخواد خبر چه اتفای رو بده .....
احساس میكنم كه با شروع مهر حالم خوب میشه و شاید آغاز این مهر برای من خبر از پایان مهر كهنه ای رو میده ك

آغاز مهر پايان مهر 
پرواز مینویسد 1  
بسم الله مهربون...کلی خستم !
دلم ميخواد بخوابم تا هفته ی دیگه این موقع !
از دیشب تا حالا بیدار بودم...الان دیگه دارم گیج میزنم ! فقط دلم ميخواد بخوابم...
سخته چندتا هدف بزرگ داشته باشی بخوای همزمان برای همشون تلاش کنی !
هیچ جوره هم کوتاه نیایی که دونه دونه و به نوبت واسشون برنامه ریزی کنی :|
+قول دادم تا 60 روز آینده توی وبلاگ اصلیم ننویسم ! اصن یه وضی...
آزاده میگه هدف آیدین اینه که وبلاگت فسیل شه :)
+نوشتن دوس !

پرواز مینویسد 1 
آزادی، بر فرش سرخ خون، نمی نشیند. حکیم ارد بزرگ  
نوای دل انگیز گیتی را ، در بزم ها و شادی ها بشنوید و همراه شوید. حکیم ارد بزرگهدیه شادی به یکدیگر ، شیره بزم نوروز است. حکیم ارد بزرگهشدار ! ، جوک های قومی و زبانی همچون شمشیر زخم بر جان ما خواهد زد و جوی خون از پس آن جاری خواهد شد. به خود آییم پیش از آنکه گرفتار توفان سهمگین این خنده های کثیف شویم. حکیم ارد بزرگاز دیدگاه "اُرد" آزادی با پویش روز افزون فرهنگ عمومی ، پر و بال می گیرد و این مهم ، نیاز به رسانه های راستگو، آزاد و فرهیخته دارد. حکیم ارد

آزادی، بر فرش سرخ خون، نمی نشیند. حکیم ارد بزرگ 
من و مورچه  
مورچه رو دوست دارمکوچیکهکوچیک زندگی میکنهکوچیک قدم بر میدارهکوچیک میخورهولیکوچیک فکر نمیکنه, تابستون به فکر زمستونهکوچیک حرف نمی زنه, می دونه روی زمین کسی به صداهای کوچیک بها نمیدهکوچیک کمک نمیکنه, می دونه عمل و عکس العملاما...ما چطور؟؟بزرگیم بزرگ زندگی میکنیم
بزرگ قدم بر میداریم
بزرگ هم میخوریمبا وجود اینبزرگ فکر نمی کنیمبزرگ حرف نمیزنیمو بزرگ کمک نمیکنیم
کاش فقط یکم به کوچیکیه مورچه بودیم
zynb

من و مورچه 
دلم یه شهر پر از....  
دلم یه شهر پر از رنگ می خواد ، 
       دلم یه شهر پر از رنگ نارنجی و زرد ميخواد ، 
            دلم یه پاییز سرد ميخواد.
                یه پاییز سرد که نم نم از آسمون بباره !
دلم یه پاییز ميخواد ، سرد ، توی پارک ، یه عالمه برگ زرد ، صدای کلاغ و خش خش برگ ، دلم پاییز ميخواد ، اونقدر سرد که دستکش کنی و هی ها کنی ، اونقدر سرد که شال رنگ رنگی دست بافم رو بکشم رو صورتم ، خودم رو قایم کنم از مردم شهر !
دلم دیونه بازی ميخواد ، برگ بازی ميخواد !
یه نم نم بارون با موز

دلم یه شهر پر از.... 
 
چی تو چشاته که تورو اینقدر عزیز میکنه 
این فاصله داره منو بی تو مریض میکنه ....
 
دلم برات تنگ شده، تو همدم روزای بیکسیم بودی. تو تنها دلخوشیم توی این دنیا بودی. نمیدونم نفرین کنم خواهری که تورو ازم گرفت رو! یا آرزوی خوشی براش کنم تا تو خوش باشی? 
دلم اون روزارو ميخواد که توی دستام بزرگ شدی، روزایی که رشدت رو دیدم. روزایی که حرف توی دهنت گذاشتم تا بتونی حرف بزنی.
دلم اون آجی گفتناتو ميخواد دورت بگردم، مگه من بی تو میتونم زنده بمونم???? 
لعنت به روزا

 
3007.  
دلم ميخواد پایان نامه م رو تموم کنم.

+دلم ميخواد درس بخونم
دلم ميخواد برای آزمون دکترا آماده بشم
و شرکت کنم
و قبول بشم
و دوباره دانشجو بشم و اینبار در آخرین مقطع ممکن.
در سر منزل مقصود!
دلم ميخواد بورس دکترا بگیرم،
دلم ميخواد . . . باشم!

3007. 
يك سال و دو روز و شش ساعت و نيم بدووون تو.......  
یك سال و دو روز  شش ساعت و نیم گذشت كنارم نیستى امروز بازم گریههههههه بغض لعنتی دیونم كرد این عجب عشقیههههه كه تمومى نداره دلم ميخواد بخوابم بیدار نشم.تموم خاطراتم و مرور میكنم یاد تموم روزااا خوبمون كه میوفتم دلم ميخواد بمیرم كه نتونستم كنارت باشم یادته بهم گفتى اگه خیانت كنم چیكار میكنی گفتم اول خودم و میكشم بعد تو خندیدی گفتی چرا؟گفتم حتما من یه چیزی كم گذاشتم كه تو خیانت كردی بهم قول دادى خیانت نكنی وهیچ وقتم  نكردی فقط سرنوشت نذاشت با

يك سال و دو روز و شش ساعت و نيم بدووون تو....... 
يك سال و دو روز و شش ساعت و نيم بدووون تو.......  
یك سال و دو روز  شش ساعت و نیم گذشت كنارم نیستى امروز بازم گریههههههه بغض لعنتی دیونم كرد این عجب عشقیههههه كه تمومى نداره دلم ميخواد بخوابم بیدار نشم.تموم خاطراتم و مرور میكنم یاد تموم روزااا خوبمون كه میوفتم دلم ميخواد بمیرم كه نتونستم كنارت باشم یادته بهم گفتى اگه خیانت كنم چیكار میكنی گفتم اول خودم و میكشم بعد تو خندیدی گفتی چرا؟گفتم حتما من یه چیزی كم گذاشتم كه تو خیانت كردی بهم قول دادى خیانت نكنی وهیچ وقتم  نكردی فقط سرنوشت نذاشت با

يك سال و دو روز و شش ساعت و نيم بدووون تو....... 
عشق یعنی  
یه شبایی هست دلت بدجور گرفته ،بی دلیل ،از زمونه شاکی هستی و یه چیزی جلوی گلوت رو گرفتهنمیدونی چیه،اما هرچی که هست هر دلیلی که داره،فقط میخوای با اون بالایی صحبت کنیدلت ميخواد درست مثل یه بچه شکایت کنیدلت ميخواد بلند بلند حرف بزنی تا صدات رو بشنوهدلت ميخواد رازهایی رو به اون بالایی بگی تا کمی آروم ترت کنه و باخودت بگی:آخیش آروم تر شدمدلت ميخواد فقط به اون بالایی بگی:خدایاتو‌شاهد باش بالاخره میشه،اما تو هوامو داشته باشدلت ميخواد بدونه بعضی

عشق یعنی 
این خود حقیقی من است  
وقتایی که تو فرجه امتحاناتم بیشتر از هر درس خوندی کارای متفرقه میکنم
مثل همین سر زدن به از چند قرن به وبلاگ
حال الانم اینه
دلم از اون حرف سّری زدن های حانیه باهام که تو راهرو خوابگاه شروع میشه و با اخطار شیرین برا تموم شد شام قطع میشه ميخواد
دلم بحث کردن های الکی با ببننده رو سر اینکه هر جور حساب کنی دو تا آذر ماهی نمی تونند همو دوست داشته باشند ميخواد
دلم با اضطراب دیدن ساعت 9:10 دقیقه شب تو ساعت بزرگ و سفید سلف رو ميخواد که خبر از دیر شدن تمرین

این خود حقیقی من است 
 
جالبه ها...بی انتهایی فضا بیشتر احساس امنی به من میده 
نیاز مبرم به کویرنوردی دارم...یعنی الان من باید آسمون کویر رو با این چشما نگاه کنم نه این صفحه ی بیخود رو
این چشما تباه میشن
برید گمشید ای همه افکار مغشوشی که میپرید وسط رویای کویری من
حالم ازون حالاییه که آدما سیگار میکشن قهوه میخورن علف میزنن...گور بابای همه ی این مزخرفات....من دلم دریا ميخواد...کوه ميخواد
دلم دریاچه ی گهر ميخواد دلم واااااااقعا دلم غار کرفتو ميخواد....دل من چ ساده ست 
نصف شب

 
وی حرف مردم براش مهم نبود :)))  
انقد بزرگ شدم که بفهمم مردم به آدمی که سه بار کنکور ناموفق! رو تجربه میکنه چی میگن :) مثلا میگن خنگ!! من تازه یه بار هم از دانشگاه طلاق گرفتم! میدونی پشت سر اونایی که انصراف میدن چی میگن؟؟ میگن دمدمی مزاج ِ، میگن نمیدونه از دنیا چی ميخواد، میگن آخرش هم هیچی نشد!!! اما انقد بزرگ نشدم که حرف مردم برام مهم باشه و به اینکه بقیه راجبه ام چی فکر کنند، اهمیت بدم :))))تنها جمله ای که همیشه نجاتم داده اینه که ما به خودمون مربوطیم

وی حرف مردم براش مهم نبود :))) 
نگاه به آدم های خندان هم ، امید بخش و شادی آفرین است. حکیم ارد بزرگ  
شادی کجاست؟ جای که همه ارزشمند هستند. حکیم ارد بزرگشادی که با نابودی دیگران فراهم شود، جام زهری کشنده است. حکیم ارد بزرگشادی و امید روان آدمی را می پرورد ، گر چه ، تن رنجور و زخمی باشد. حکیم ارد بزرگشادی و بهروزیمان را با ارزش بدانیم ، تن رنجور ، نیرویی برای ادب و برخورد درست برجای نمی گذارد. حکیم ارد بزرگشادی یک سرزمین ، بدون داشتن آزادی ، آفریده نمی شود. حکیم ارد بزرگکسانی که جوک های زهرآگین و ناروا برای زبان ها و تبارهای گوناگون ساخته و می پ

نگاه به آدم های خندان هم ، امید بخش و شادی آفرین است. حکیم ارد بزرگ 
بابا بزرگ هم رفت  
بابا بزرگ هم با قصه های شیرین و فرهاد و خنده های از ته دلش بارش و بست و رفت.... برای همیشه... وقتی رفت هنوز چشم به راه بود... سال آخر از فراق پسرش چشمهاشو یعقوب وار از دست داد ولی هیچ وقت خبری از یوسف شهیدش بهش ندادن... خداحافظ بابا بزرگ

بابا بزرگ هم رفت 
 
چند روز پیش به مناسبت تولدم و تولدت قرار گذاشتیم كه همو ببینیم  اولش خوب بود كلی ذوق داشتم همه چی داشت خوب پیش میرفت قرار بود بیای درباره رابطمون حرف بزنی اما نمیدونم چرا میترسی حرفات رو بزنی هی میپیچونی هی امروز و فردا میكنی  چیزی نبود تو فقط باید میگفتی برنامه ت برا آینده چیه! همین كه میدونستم آخرش قراره چی بشه برام بس بود چون تو برزخ موندن عذاب آوره اما تو فكر كرده بودی بهم بگی من طاقت تحمل كردن ندارم خودت میدونی سر یه موضوعی یازده سال ص

 
غُر  
سرم درد می کنه
یه عالم غر دارم
دلم یه عالم چیزای خوشمزه ميخواد
دلم سفر ميخواد
کاشان می خواد
رشت می خواد
مسکو و شبهای سن پترزبورگ ميخواد
از الآن به ماه رمضون فکر می کنم و نخوردن خوراکی های خوشمزه، غصه م میشه:|
سرم درد می کنه هنوز

غُر 
امیرعلی و پریا  
1) تو این چند روز همش به  " امیرعلی " و " پریا " فکر میکنم.  دلم ميخواد بهشون نزدیک و نزدیک تر شم. اونقدر نزدیک که کنار خودم داشته باشمشون.
2) دلم یه عشق ميخواد . مثه بهار . مثه اردیبهشت . تر و تازه و خوشبو و زیبا. بینظیر و لذت بخش....
3) دلم ميخواد ...

امیرعلی و پریا 
 
امروز بعد مدت ها رفتم برا خودم لباس خریدم :) آمده شدن برای اومدن خواهرم و دیدنش بعد 3 سال آی چقد دوست دارم 11 آبان زودی بیاد روزی که میگیرمت بغلم روزی که پیشم میمونی صدات واقعی و از فاصله ی چند متر میاد نه از فاصله ی خیلییییی زیاد و با تلفن.. میای میام بغلت :) اون موقع مطمعنم از سر شوق داری گریه میکنی بعد نگام میکنی  میگی نگااار چقد بزرگ شدی :)  منم تو دلم میگم اونقدری بزرگ شدم که شاید هیچی ندونی.. دلم ميخواد واست همون نگار کوچولو بمونم...نمیخو

 
آرزوی کربلای  
دلم گرفته ای خدا,تو این عزادلم ميخواد برم بازَم تاکربلاتاسرزمینِ کربلادلم ميخواد که توحَرَم حسین بِگَمدلم ميخواد که از کَرَم دِلو بِدَمدلم ميخواد که باجون ودلم بِرَم٢بجز حرم جائی نرمیه کاری کن آقا,فدا بِشَمیه کاری کن که زارومبتلابشمیه کاری کن هَمَش غرقِ شمابشم2منیکه تا ابد مدیونِ این دَرمیه کاری کن آقاجایِ دیگهِ نرَمبرام یه افتخاره که یه نوکرماگرچه نوکرم,همیشه ها به مادرت میگم ای مادرمآقاجونم,دلم شده اسیرِتوآقاجونم,همش منم عجیرِتوآقا

آرزوی کربلای 
سقوط آزاد !  
- دلم یه اتفاق خوب ميخواد .+ میفهمم منم اتفاق خوب میخوام . - دلم یه عالمه خوشحالی دائمی ميخواد .+ میفهمم منم خوشحالی های مقطعی راضی نمیکنه .- دلم ميخواد برم یه جایی که تا حالا نرفتم . + میفهمم منم دلم ميخواد برم یه جایی که هیچ کس نرفته و نمیدونه کجاست .- دلم ميخواد از یه کوه بالا برم و فریاد بزنم . + میفهمم منم میخوام برم بالای یه کوهِ بلند و بپرم پایین !

سقوط آزاد ! 
زندگی عیدی می خواد  
قابل توجه افراد فامیل!!!:
مهربونی پول نميخواد زور نميخواد
دل پاک و عشق نابا رو ميخواد
مهربونی روز نميخواد شب نميخواد
غم دنیا نميخواد و دل تنها نميخواد
شب یلدا نميخواد و تک و تنها نميخواد
غم وغصه نميخوادو یکمی پسته ميخواد
یکمی شادی و شور و کمی هم مایه ميخواد
دست و دل بازی توی عیدو ميخواد
آخ دلم تنگه واسه عیدی های توپ
یا که چلو کباب و کمی هم سوپ
آخ دلم تنگه واسه پنجاه هزاری
ردیف کن واسم از این پول قطاری

زندگی عیدی می خواد 
بیانات در دانشگاه علوم دریایی امام خمینی نوشهر  
 
در نهمین مراسم دانش‌آموختگی دانشجویان دانشگاه‌های افسری ارتش جمهوری اسلامی ایران بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم‌ (۱)  به شما جوانان عزیز تبریک عرض میکنم. پاداش تحصیلات موفّقتان در دانشگاه‌های ارتش جمهوری اسلامی ایران که درجه‌ی افتخارآفرین افسری ارتش امام زمان است و همچنین جوانان عزیزی که سردوشی گرفتند و وارد این راه شدند بر همه‌ی شما ان‌شاءالله مبارک باد. چهره‌ی جوان افسران امروز ما در ارتش و سپاه و همه‌ی نیروهای مسلّح بشارت‌ده ر

بیانات در دانشگاه علوم دریایی امام خمینی نوشهر