بودن یا نبودن

نبودن  
شاید "نبودن"
"بودن" در غيابِ تو باشد 
شاید ندیدنِ عبورت باشد 
که چونان شاخه گلی کبود
نورِ ظهرگاهان را در هم شِکنی.
شاید "نبودن"
ندیدنِ تو باشد 
که از ميان سنگ ها بُگذری
از ميان غبار و مِه
شاید ندیدنِ فانوسی باشد 
که دستان تو بلندش کرده است
آه که شاید "نبودن"
ندیدنِ تو در "آغاز" باشد
و در"پايان"،
شاید "نيامدن ات" باشد
شاید "نرفتن ات"
پابلو نرودا

نبودن 
شب های غیر معمولی  
حرف بزنید ، حرف بزنید همینطور ، بعد از سکوت های بی وقفه گاهی حرف بزنید ، روی شیشه ی بخار گرفته ، توی کامنت عمومی پای پست ها و عکس های مزخرف، لابه لای مسیج های فراموش شده ، يا حتا پای تلفن های زنگ نخورده ، حرف بزنید گاهی که آدم نياز پیدا میکنند آنقدر یکطرفه نبودن هارا ، بودن ها را، لبخند هارا ، نبودن ها را ، خیلی خیلی نبودن ها را ، 
+ بی هوا آمدن ها را و حرف زدن ها را :)

شب های غیر معمولی 
اگه دخترا نبودن  
اگه دخترا نبودن کی یه ساعت جلوی اینه وامیستاد ؟
اگه دخترا نبودن پسرا به کی متلک می گفتن ؟
اگه دخترا نبودن کی به مامان جون کمک می کرد ؟
اگه دخترا نبودن پسرا صبح تا شب با کی حرف می زدن؟
اگه دخترا نبودن کی درس می خوند ؟ (هههههههههه)
اگه دخترا نبودن کی نازمی کرد ؟
اگه دخترا نبودن کی از سوسک می ترسید ؟
اگه دخترا نبودن کی جیغ می زد ؟
اگه دخترا نبودن کی خودشو واسه پسرا لوس می کرد ؟
اگه دخترا نبودن کی خواهرشوهرمی شد ؟
اگه دخترا نبودن جراحان پلاستیک ، دماغ

اگه دخترا نبودن  
 
روزهای بارانیهمان روزهای غمگین و تاریکعجیب مرا به وجد می‌آورنداین روزها آنقدر برایم زیبا هستندکه حتی باعث میشوند پرده ها را کنار بزنمبنشینم روی تخت و ساعتی خیره به آسمان شومدیدن آن ابر تیره بزرگلبخندی ناخودآگاه را رقم میزند اولین رعد و برق، همچون دعوتنامه‌ای ستگویی آسمان با شوق اسمم را فرياد میزند و میگویدبيا قدم بزن، کمی با هم حرف بزنیمروزهای بارانی، بهترین دوستان منندروزهای بارانی، معنای عاشق بودن دارندنه اینکه عاشق بودن غمگین باش

 
در لحظه کنار آدم ها باید بود  
گاهی آدم ها در لحظه به هم احتياج دارند، در لحظه دلتنگ شده ای، در لحظه حالت خوب نیست، در لحظه حجم احساسات و عواطفت به حد انفجار کشیده شده و لحظه ای بعد سقف آسمان هم برایت زيادی است و دیگر بودن يا نبودن مساله نیست و فرقی ندارد. اینطور وقت ها بودن و نبودن مفهوم می يابد، میشوند دنيایی از معنا که چه کسی " هست" و چه کسی "نیست". آدم ها را باید در لحظه دريافت، همان لحظه ای که بیشتر از هروقتی به تو احتياج دارند، تا عزیز بودنشان، قدرشان، دوست داشتنت را به آن

در لحظه کنار آدم ها باید بود 
نبودن  
فهم نبودن به غایت سخت است ودرک نبودن به غایت دردناک
تازه تازه دارم درک می کنم 
نبودنش را ...
گاه به سان کودکی بازگشتی برای هر رفتنی باور دارم گاه به سان بزرگسالی به سفری بی بازگشت
فکر "بی بازگشت" بودنش ک در وجودم رخنه می کند و نبودن را درک می کنم 
دیگر درک هر چیز ناممکن می نماید
حتی کاری به راحتی اشک نریختن و سهولت صبر و آرامش
نامش گواه رحیم بودنش بود و مهربانی اش گواه نامش
دوستش دارم 
روحت شاد
 

نبودن 
دغدغه های دینداری در جامعه امروز  
• واقعیت داشتن يا نداشتن دختری به نام رقیه • شاهدباز و منحرف جنسی و کافر بودن يا نبودن شمس تبریزی و مولوی و دیگر عرفا • ولادت (امام‌کاظم) يا شهادت (امام‌حسن) بودن هفتم صفر • برهنه‌شدن يا نشدن حین سینه‌زنی • زيادکردن يا نکردن مناسبت‌های عزاداری • استحباب يا حرمت قمه‌زنی • اسلامی بودن يا نبودن طب سنتی  این‌ها و نظایر این‌ها عمده‌ترین محورهای مباحثات و مجادلاتی است که در محافل علمی و مذهبی جامعه در این ماه‌ها و سال‌ها جريان داشته و دا

دغدغه های دینداری در جامعه امروز 
هنر شفاف اندیشیدن  
کمردردم بهبود نيافته
آمده ام سر کار نشسته ام توی اتاق و هنر شفاف اندیشیدن میخوانم
تمرکز ندارم درد دارم خوب نخوابیده ام و نگرانم
این دلشوره ی بی دلیل لعنتی رهایم نمی کند
این ترس از آدمها از آمدنها ماندنها رفتن ها نرفتن ها
هنر شفاف اندیشیدن میخوانم به این امید که خطاهای رایج ذهنی ام را بشناسم و برایشان راهی بيابم
و خنده ام میگیرم از این حرف...
جایی از کتاب نوشته شادی و مثبت اندیشی خصلنهایی هستند ذانی که فرد با آنها بدنيا می آید که آدمهای نا موفق

هنر شفاف اندیشیدن 
عجیب ترین کشف قرن:بلاگرها هم وبلاگ خود را ول می کنند!  
چرا همه يا دارن میرن از وبلاگاشون يا رفتن يا پس از مدت خیلییی طولانی ای برگشتن؟!رفتم یه سر به وبلاگای برتر بزنم که همه يا به دلایل شکایت قانونی و پایبند نبودن به قوانین غیر فعال بودن يا پست خداحافظی زده بودن بقیه هم که چرت و پرت بود!چه وضعشه؟!

عجیب ترین کشف قرن:بلاگرها هم وبلاگ خود را ول می کنند! 
خیلی  
برای تو کافی نبود که تنها غصه ی این را بخورم که چرا دوری!
چون دور بودن تنها مشکل ما نبود!
برای تو تنها کافی نبود که غصه ی این را بخورم که چرا نیستی!
چون نبودن تو تنها مشکل ما نبود!
برای تو لازم نبود غصه ی دور بودن هایت٬ نبودن هایت٬ بدخلقی هایت٬ بی حوصلگی هایت٬ نخواستن هایت٬ لج بازی کردن هایت٬ نداشتن هایت٬ نفهمیدن هایت و خیلی چیزهای دیگر را بخورم!
کافی نبود! 
حجم غصه هایی که برای تو باید می خوردم خیلی بیشتر از این ها بود! خیلی خیلی خیلی!

خیلی 
بی تفاوتی  
یک جا هست در دنيای ارتباط با آدم ها که نه متنفری و نه علاقمند، ميان متفاوت بودن و بی تفاوت بودن، روی یک مرز باریکتر از مو، هر لحظه با یک رفتار، یک حرف، یک اتفاق يا اینور مرز افتاده ای يا آنور مرز و خدا کند روی این مرز بمانی که آن وقت،  فراموش میکنی راحت، برایت همه چیز آن آدم بی اهمیت میشود و برای متفاوت شدنش باید اتفاق خیلی خوبی بيافتد تا بپذیری که بودن به از نبودن، متفاوت بودن به از بی تفاوتی. 

بی تفاوتی 
همه ی نبودن ها که مثل هم نیستند!  
مثلا بعضی نبودن ها خنده دارند! همان نبودن ها که یکهو وسط خيابان يا پياده رو يا توی یک کوچه ی خلوت يادتان می آید و شروع می کنید به قش قش خندیدن ... که اتو کشیده ای برمیگردد و چپ چپ نگاهتان می کند. شاید هم پیرمردی برگردد و لبخند بزند بهتان! بعد بهتان بگوید : تا می توانید به هم محبت کنید!! شما هم بگذارید پای توهمات پیری اش...برای بعضی نبودن ها فقط باید بغض کرد! می دانی ؟! اینکه باید کافه ای می بود و نبود ، اینکه چقدر باید درگیر صندلی های کافه می شدم و نبود

همه ی نبودن ها که مثل هم نیستند! 
نبودن وسایل گرمایشی مناسب در فواصل سرد سال یکی از مشکلات بزرگ این دبیرستان میباشد  
این دبیرسنان یکی از بهترین دبیرستان های شهرستان رودبار يا به طور کل از دبیرستان های استان گیلان میباشد ..

از ویژگی های این دبیرستان
دارای معلمانی با سطح علمی بالا
دارای دانش اموزان با استعداد بالا و توانمند




از مشکلات این دبیرستان نیز میتوان به
نبودن وسایل گرمایشی مناسب
نبودن وسایل سرمایشی مناسب
نبود سرویس بهداشتی مناسب

نبودن در و پنجره مناسب

و . ..

میتوان اشاره کرد ...

و خواهشمندیم مسئولان شهرستان و استان پیگیری کنند.


و من الله

نبودن وسایل گرمایشی مناسب در فواصل سرد سال یکی از مشکلات بزرگ این دبیرستان میباشد 
بودن ها را قدر بدانیم ، نبودن همین نزدیکی است ...  
استادی میگفت : صبحها که دکمه های لباسم را می بندم به این فکر میکنم که چه کسی آنها را باز خواهد کرد ؟ خودم يا مرده شور ؟
دنيا همین قدر غیر قابل پیش بینی است . 
به آنهائى که دوستشان دارید بی بهانه بگوئید : دوستت دارم .
بگوئید : در این دنيای شلوغ سنجاقشان کرده اید به دلتان .
بگوئید : گاهی فرصت با هم بودنمان کوتاهتر از عمر شکوفه هاست .
بگوئید : بودن ها را قدر بدانیم ، نبودن ها همین نزدیکى است .

بودن ها را قدر بدانیم ، نبودن همین نزدیکی است ... 
من نمی خواستم خدا منو خلق کنه  
اعتقادی
سؤال: من نمی خواستم خدا من را خلق کند چرا خلقم کرده با این همه مشکلات و مصائب؟
جواب: شما کجا بودی وقتی خدا می خواست خلقت کنه؟ اصلا وجود نداشتی که تصمیم و اراده بودن يا نبودن رو داشته باشی.
عزیزم! ما در مخلوق بودن کاره ای نبودیم و خلقتمان بهتر از نبودنمان است چون هستی بر نیستی شرافت وفضیلت دارد.

من نمی خواستم خدا منو خلق کنه 
رها..  
بعضی آدمها عادت دارند جای همه چیز و همه کس باشند غیر از خودشون...انگار کلا خود بودن براشون سخته...عادت به دروغ..نقاب دروغین....حاشیه...روراست نبودن....نصفه نیمه بودن...کسی پیدا شده بهشون بگه که چی؟؟؟کسی تا حالا گفته کحا رو.گرفتی با اینهمه ريا و.پنهانکاری..دستاوردات کجان؟...سر که زیر برف باشه در خانه اگر کسی هم باشه اون یک حرف بس نیست......چه برسه در خانه کسی هم.نباشه...فایده نداره...کافیه دیگه...کسی گفته اگر این رفتار جواب میداد وضع چرا این بود؟؟؟!اصلا فک

رها.. 
دل ربودن را کدام عطار یادت داده است  
بسم الله
من بغض دارم قده یه دنيا........
دلم نمی خواد به هیچی فک کنم!
حس خیلی خوبی به ٩٥ دارم ولی این روزا یه ترسی افتاده به جونم که همه ی لحظه هامو خراب کرده!
ترس از مردود شدن تو امتحانای خدا، ترس از خوشحال نبودن، ترس از بی خاصیت بودن، ترس از تنها بودن!
من دلم نمی خواد غم سایه بندازه توو زندگیم!
من دلم یه خنده ی از ته دل می خواد!
.
.
+: کجایی همه ی دار و ندارم؟

دل ربودن را کدام عطار یادت داده است 
11.  
چند سال پیش بود ک شهرداری تهران طی طرحی مزخرف و احمقانه و ابلهانه تاب های آهنی رو جمع کرد و بجاشون ی مشت تاب کودک پلاستیکی گذاشت.در این ماجرا دوتا تاب آهنی توی ی فضای سبز خلوت نزدیک خونه ی ما در امان مونده بودن.بعد از ی مدت امشب با تحمل کلی غر و اخم و تخم رفتم ک تاب بازی کنم و با زشت ترین صحنه ی ممکن مواجه شدم!اون تابا دگه اونجا نبودن و بجاش دوتا تاب پلاستیکی زرد و قرمز گذاشته بودن...ب خاطرات پیوستن.لعنت ب خاطرات.

11. 
50%  
یه مدتی هست که آدما رو دسته بندی میکنم!
البته از دسته بندی هام راضی نبودم و خب یه تعداد خیلی زيادیشونو کنار گذاشتم اخیرا.
...
داشتم لیست آدمای تو تلگراممو نگاه میکردم, (آدما از دسته های مختلف) و اینجا بود که فهمیدم دسته بندی هام درست نبودن.
بعضی ها بودن که به دسته دوست هام متعلق نبودن ولی وقتی فکر میکردم, میدیدم که ناراحت میشم ناراحتیشونو ببینم.
...
یکی از دسته های جالب دسته رفقای نابابه!
      آدمایی که باهشون زندگی کردم مدتی ولی فراریم از شیوه زن

50% 
۱۳۲  
تجربه های مختلفی هست که تا وقتی به هر جایی از زندگی ات میرسی پشت سر گذاشتی..مثل تمام چیزها..بعضی گرون و بعضی ارزونند..بعضیهاشون کم اهمیتند اما آدم به حکم کم تجربگی اش برای خودش بزرگش میکنه و بعضی هاشون بهاشووون یه عمره..و تو نمیبینی و.میگذری از قیمتی که برای چیزی ,کاری   يا مساله ای پرداخت کردی..میگذری و فکر میکنی گذشت خوبه..مهربونی خوبه..درست رفتار کردن خوبه..طمعکار نبودن.و.صد رنگ بودن خوبه..حسابگر و مکار نبودن خوبه..میگذری و کلا سعی میکنی درست ز

۱۳۲ 
نحوه چک کردن اکتیو یا اکتیو نبودن گوشی های آیفون اپل  
آموزش زیر را بخوانید تا نحوه چک کردن اکتیو يا اکتیو نبودن گوشی های آیفون اپل را ياد بگیرید.یکی از مواردی که برای خریداران گوشی های آیفون اپل اهمیت دارد، اکتیو (active) يا اکتیو نبودن (non-active) بودن این گوشی ها است. منظور از اکتیو بودن یعنی اینکه گوشی قبلا فعال شده است و ممکن است استفاده شده باشد. و بالطبع اکتیو نشده یعنی اینکه گوشی تا به حال اکتیو و هیچ استفاده ای از آن نشده است و گوشی نو و به اصطلاح «صفر کیلومتر» می باشد.برای تشخیص اینکه گوشی آیفون

نحوه چک کردن اکتیو یا اکتیو نبودن گوشی های آیفون اپل 
عطش  
چه غم انگیز است که وقتی چشمه ای سرد زلال ، در برابرت ،می جوشد و می خواند و می نالد ،تشنه ی آتش باشی و نه آب؛ 
و چشمه که خشکید، چشمه که از آن آتش که تو تشنه ی آن بودی بخار شد و به هوا رفت و آتش ، کویر را تافت و در خود گداخت 
و از زمین آتش رویید و از آسمان آتش بارید ، تو تشنه ی آب گردی و نه تشنه ی آتش ، 
و بعد، 
عمری گداختن از غم نبودن کسی که ، تابود ، از غم نبودن تو می گداخت!

عطش 
اگه دخترا نبودن  
     
اگه دخترا نبودن جرا حان پلاستیک دماغ کیو عمل میکردن
اگه دخترا نبودن کی خواهر شوهر میشد
اگه دخترا نودن کی جیغ میزد
اگه دخترا نبودن کی یه ساعت جلو اینه وایمیستاد
اگه دخترا نبودن کی به مامان جون کمک میکرد
اگه دخترا نبودن کی درس میخوند
اگه دخترا نبودن کی ناز میکرد
اگه دخترا نبودن کی از سوسک میترسید
اگه دخترا نبودن کی عزیز بابا بود
اگه دخترا نبودن کی مانتوی تنگ میپوشید
نظر فراموش نشه 
بای
 

اگه دخترا نبودن 
عشق مثل تو قصه ها نیست....  
تو خونه ی ما ادما دو دسته بودن 
اونایی که روزه نمیگرفتن اما اونقدم کافر نبودن که سحری نخورن 
اونایی که روزه میگرفتن و اونقدی اوسکل نبودن که بذارن گروه اول سحری اندکی که معمولا از افطار قبل مونده بود رو از چنگشون در بيارن... 
همین بود که بیشتر از اینکه فضای سحر ای ما معنوی باشه، چیزی بود بین میدون جنگ و سیرک :)) گاهی وقتا اونقد میخندیدیم که از شکم درد نمیتونستیم چیزی بخوریم و نصف غذامون دست نخورده میموند يا مسواک زدن ميافتاد برا بعد از اذان....بع

عشق مثل تو قصه ها نیست.... 
ده _ پدر آن دیگری  
قصه ی فیلم، قصه ی شهابه، شهاب شش ساله شده ولی حرف نمی زنه و رفتار های بقیه با اون باعث میشه بیشتر لجبازی کنه و به حرف نزدن ادامه بده
کاری به واقعی بودن يا علمی بودن و نبودن فیلم ندارم، حرف سرِ تنهاییه، خیلی از ما مثل شهاب تنهاییم، کسی نیست که بتونیم باهاش حرف بزنیم و حرف نزدنو ترجیح می دیم 
برای فرار از همین تنهایی پناه مياریم به وبلاگ هامون، پناه مياریم به پرخاشگری، به کار، به... 
به هم فرصت حرف زدن بدیم، به حرفای هم گوش بدیم

ده _ پدر آن دیگری 
 
گاهی درد من از در کوچه بازاریه می شود
گاهی يادم می رود  که درد دارد دردهای من
دلم اکسیژن تازه میخواهد
دلم درد میکشد درد من درد من است
درد من بودن نبودن است
نبودن خیلی چیز ها که گاهی شاید به اندازه ی یک چوب کبریت باشد که
بتوانم خودم را گرم کنم و زنده بمانم
و گااهی درد من درد بودن است بودن چیزهایی که.......
ولی باز هم گاهی به این فکر میرسم که
 بعضی ادم ها درد میکشند که چرا نمیتوانند درد بکشند.
دیروز ياد ترانه ی ناصر عبدالله ای افتادم که میگفت:
:......به ی

 
کاربرد حقوق  
در مطالعات حقوقی لازم است به تفاوت ميان مفهوم «حق بودن» و «حق داشتن» توجه شود.
حق بودن
معنای «حق» در ترکیب «حق بودن»، در مقابل «باطل» قرار دارد. وقتی ما از منظر دین يا اخلاق، یک سلسله افکار، اقوال و اعمال، را مورد توجه قرار می‌دهیم، نمی‌توانیم آنها را به صورت حتمی مورد تایید قرار دهیم. زیرا برخی افکار، اقوال و اعمال، چنان پوچ و مردودند که نه تنها دین يا اخلاق بر آنها صحه نمی‌گذارد، بلکه عقل سالم نیز آنها را مورد پذیرش قرار نمی‌دهد. وقتی هم

کاربرد حقوق 
نبودن های طولانی  
بعداین همه مدت ...
نه ...آدم که ازرفتن های ناگهانی ،نبودن های طولانی
وسکوت های بی دلیل کسی که
خیلی دوستش داردگله نمی کند
فقط حالش طورخاصی می شودکه
نمی شودگفت چطور...
انگاربه بیماری که ایست قلبی داشته
شوک واردکنند...
دست هایش می میرد...
تمام سلول هایش گریه می کنند...
بی خيال نگرانی ها،دلشوره هاودرکشیدن های من ...
فقط ....
هیچ
خداروشکرکه خوبی همین ...
دنياغلامی

نبودن های طولانی 
نبودن های طولانی  
بعداین همه مدت ...
نه ...آدم که ازرفتن های ناگهانی ،نبودن های طولانی
وسکوت های بی دلیل کسی که
خیلی دوستش داردگله نمی کند
فقط حالش طورخاصی می شودکه
نمی شودگفت چطور...
انگاربه بیماری که ایست قلبی داشته
شوک واردکنند...
دست هایش می میرد...
تمام سلول هایش گریه می کنند...
بی خيال نگرانی ها،دلشوره هاودرکشیدن های من ...
فقط ....
هیچ
خداروشکرکه خوبی همین ...
دنياغلامی

نبودن های طولانی 
3_هم سنگ این روزای من  
هر شب تو رويای خودم
آغوشتو تن میکنم
آینده ی این خونه رو 
با شمع روشن میکنم...

دیشب بود که داشتم با خودم فکر میکردم چقدر میتواند بودن ادم ها حجم داشته باشد . بودنشان که پر حجم باشد، نبودنشان میشود خلا! میشود کمبود! 
حالا فکر کن حجم بودن ادم ها، جدا از حس بی خلایی،   تو را وابسته کنند. تو وابسته ی یک حجم بزرگ بودن شوی. 
بعد فکر میکنی نبودنش با تو چه میکند؟ تو را از خودت میکاهد... ذره ب ذره از خودت میکاهد.
از خودت کم میشوی. تمام میشوی. در خلا نبودن  کسی

3_هم سنگ این روزای من 
بغض  
دلتنگ می شویم، بغض می کنیم و اشک می ریزیم، برای نبودن ها و نداشتن هایمان... اما زندگی همیشه نبودن نیست.. بسياری از نبودن ها را خودمان انتخاب می کنیم.. بسياری از این حسرت ها را خود در دل می کاریم و آبياری می کنیم.
اما چرا؟ هدف چه بوده؟ ما به دنبال چیستیم؟ 
چه می خواهیم از این روزگار که همیشه گله مندیم دست از سرمان بر نمی دارد... می دانی وقتی دست از سرت بردارد آن لحظه ی مرگ توست.. اگر ادای امید به زندگی و عمر طولانی و سلامتی داری پس چرا بدنبال دست برداش

بغض 
heavy  
به نام تنها ماندگار
 
+دلم به بودن کسی خوش بود که دلش به نبودن من خوش بود ..هه..اره اینجوریه
+خدانکنه اونقدر دلمون سياه بشه دور از خدا بشه که دل شکستن بی ادبی بی احترامی برامون
بی تفاوت بشه
+من ندیدم...خدا هم ندید؟؟
+زندگی خیلی کوتاهه و خیلی زود ماهم از این دنيا میریم ارزش این همه بدی دل شکستن نداشت نداره
 

heavy 
شیوا  
بعضی ادما برای باهم بودن ساخته نشدن
اصلن هم تقصیر کسی نیس
مثل تو و دایی
تنها فرق این ادم اینه که تو بدبختی تو در نبودن پیش این ادم میبینی وگرنخ زودتر از اینا تمومش میکردی
تو باهوشی و فوق العاده ازخیلی نظرها
جدا قرار نیست بقیه زندگی تو به خاطر یه ادمی که بهت نمیخوره حروم کنی

شیوا 
ساده باشیم  
سعی کرده ام همه را دوست بدارم
همه دوست داشتنی اند، هرچند خود نمی دانند
سعی کرده ام به همه بگویم تو
چون احساس شیرین نزدیک بودن می دهد
سعی کرده ام به چشمها خیره نشوم
چشم هر کسی رازی دارد که پنهان کرده است
سعی کرده ام لبخندی داشته باشم
شاید کسی ببیند و کمی دلش باز شود.
سعی کرده ام به گل های پارک کنار خانه مان سلام کنم
گلها همیشه به دنبال نگاه های عابران سرگردان اند.
سعی کرده ام بوی آدميان را در باد بسپارم به ذهن
شاید بوی آشنایی که راه گم کرده است پی

ساده باشیم 
منِ نود و پنج  
-مهدی مهدی، می‌دونستی سال تحویل شد؟
-عه چه خوب. :دی
-سال نو‌ت مبارک.
-سالِ نوِ تو هم مبارک. :]
 
مدت‌های مدیدی بود که دلم می‌خواست بيام و بنویسم ولی نمی‌شد.
خیلی حرف‌ها بود که زده نشد و از ياد رفته شد.
کاش بودن یک‌سری‌ها و کاش نبودن یک‌سری‌های دیگر.
 
منِ نود و پنج یقینا خیلی چیزهارو خواهد دید.
من آماده‌م.
 
×دوست دارم، هرچند می‌دونم این‌جا رو نخواهی خوند. :]

منِ نود و پنج 
حل مشکل باز نشدن امن گوگل  
یک مشکلی هست که ممکنه برای باز کردن صفحه های مرتبط با گوگل در کروم، در مورد امن نبودن ارتباط (عدم استفاده از پروتکل HTTPS) باهاش مواجه بشید:
Your connection is not private Attackers might be trying to steal your information from www.gmail.com (for example, passwords, messages, or credit cards). NET::ERR_CERT_DATE_INVALID
دلیل این معمولا به خاطر تنظیم نبودن تاریخ يا ساعت سیستم هست. با تنظیم ساعت يا تاریخ، مشکل حل میشه.

حل مشکل باز نشدن امن گوگل 
مضارع التزامی  
حتما يادم باشد یک روز که از خواب بلند شدم حال خرابم را از رويای جا مانده ی دیشب جدا کنم و بیخ گوشم را بپیچانم که هی دختر جان! آدم ها یک سیر صعودی يا نزولی نیمه مشخصی را طی می کنند. و حتما تر بابد يادم باشد که تاکید جمله را روی کلمه ی سیر بگذارم نه مشخص بودن يا نبودن...

مضارع التزامی 
خیلی دیر  
یکی از اقوام مادری فوت کرده بود و مادرم مدت طولانی برایش گریه کرد. من که تحمل گریه هایش را نداشتم از سر دلداری گفتم: چرا گریه می کنی خیلی هم که با تو مهربان نبود.مادرم جواب داد: برای همین گریه می کنم که  مهربان نبود.
آن روز نفهمیدم منظورش جه بود. اما امروز فقط با شنیدن یک ویدیو، از ته قلبم  برای نبودن کسی گریه کردم که  با من مهربان هم نبود. کسی که نبودن و نداشتنش  را هرگز احساس نکرده بودم .امروز احساس کردم که چقدر جایش در قلبم خالی است. و ياد نداشت

خیلی دیر 
المانیتور: سه ظلع قدرتمند روحانی، هاشمی، سیدحسن در خبرگان آینده  
المانیتور در گزارشی به حواشی انتخابات‌های پیش رو در ایران پرداخته و در این باره می نویسد: به نظر می رسد، حسن روحانی رئیس جمهوری ایران فراتر از پیروزی در دومین دور انتخابات رياست جمهوری، به یکی از دیگر از نهادهای کلیدی جمهوری اسلامی ایران نیز نگاهی دارد؛ مجلس خبرگان رهبری. یکی از نهادهای مهم حياتی در کشور که بر عملکرد رهبری ایران نظارت و وظیفه انتخاب جانشین وی را دارد.بسياری در محافل سياسی داخلی ایران تقریبا اطمینان دارند که روحانی نیز برا

المانیتور: سه ظلع قدرتمند روحانی، هاشمی، سیدحسن در خبرگان آینده