تغییر شاید تمام

ريشه ها بي دليل نيست پژمردگيشان  
 
 
مهربانم امروز داشتم فكر می كردم آدمها از چه زمانی پیر می شوند یا بهتر بگویم
 ریشه ها از چه زمانی پیر شدند ؟
 خوب كه فكر می كنم
 شايد از زمانی كه بی نگاه شدیم ؛ شايد از زمانی كه بیمار صفتان جهلشان را به رخ ریشه ها كشیدند  و آنها مجبور به تحمل شدند ؛شايد از زمانی كه گلبرگ نخستین پیوند خورد ؛شايد از زمانی كه گلبرگ ثانی پیوند خورد ؛شايد از زمانی كه گلبرگ پیوند نخستین با تمام نا باوری خیانت را نشانشان داد ؛ شايد از زمانی كه گلبرگ پیوند ثانی بی نگ

ريشه ها بي دليل نيست پژمردگيشان  
آيا اخلاق قابل تغيير است؟  
آیا اخلاق قابل تغيير است؟
سرنوشت علم اخلاق و تمام بحثهاى اخلاقى و تربیتى به این مساله بستگى دارد، زیرا اگر اخلاق قابل تغيير نباشد نه تنها علم اخلاق بیهوده خواهد بود، بلكه تمام برنامه‏هاى تربیتى انبیا و كتابهاى آسمانى لغو خواهد شد; تعزیرات و تمام مجازاتهاى بازدارنده نیز بى‏معنى خواهد بود.

آيا اخلاق قابل تغيير است؟ 
باید تغییر کنم  
باید تغيير کنم
باید به این نتیجه برسم که می توانم بزرگ تر باشم
بزرگ تر از اینی که هستم
بزرگ تر از بودن 
می خواهم رها کنم
نمی خواهم تمام عمر را بدوم که دیگران دوستم داشته باشند
خودم را
با تمام بدی ها
با تمام درد ها
با تمام خجالت ها
با تمام وجود دوست دارم

باید تغییر کنم 
حرف نهم  
میدانى چیست..!یك وقت هایى باید خودت را به بیخیالى بزنى...بیخیال تمام ادم هایى كه دوستت ندارند!بیخیال تمام كار هایى كه مى خواستى بشود...ولى نشد!بیخیال تمام ركب هایى كه خوردى!بیخیال هر كس كه امروز وارد زندگیت شد و فردا رفت!بیخیال تلاش هاى بى نتیجه ات...،دوست داشتن هاى بى ثمر ات!وقتى كسى دوستت ندارد اصرار نكن!وقتى كسى برایت وقت ندارد خودت را به زور در برنامه هایش جا نده!وقتى كسى نمى خواهد تو را ببیند پا پیچش نشو!زندگى همین است!شايد تو براى همه وقت بگ

حرف نهم 
تغییر  
همه حق دارند یک جایی خسته شوند،ببرند.
یک روزی فکر میکردم آرمان هایم، هدف های والای مسخره ام انقدر بزرگ هستند که تمام معادلات دنیا را برایشان تغيير دهم، شايد یک روز آدم بزرگی بودم،دلم میخواست به تمام دنیا نشان دهم که همه چیز قابل تغيير و تحول است، امروز تمام آن روز ها و آرزو ها به چشمم احمقانه است،اسمش را بگذاریم کوچکی،دنائت،پستی، تغيير ناشی از زندگی،خستگی،تنهایی، اصلا برایم مهم نیست. مهم نیست که عوض شده ام، مهم نیست که میخواهم نقشه ی زندگی

تغییر 
شکست سکوت  
دل نوشته های یهویی
''لحظاتی که تنهایی و فقط مینویسی''
سکوت با آدم ها برای من یک زنگ خطر است. طبق ِ عادت،
اگر سکوتم با آن ها طولانی شود؛ روزهای متعدد و بعد بکشد
به هفته های متعدد، ارتباطم را تمام می کنم. برای آنکه نرسد
به آنجایی که سکوتمان عادت بشود و حرف های ناگفته مان را به آدم دیگری بگوییم.
آدم هایی که حرف نمی زنند ممکن است فکر های ترسناکی بکنند.
این ها همه من را اذیت می کند. برای همین دوست دارم روزمره ترین
اتفاق های زندگی ام را برایش تعریف کنم. ا

شکست سکوت 
و شاید  
و شايد تنها امیدی که دارم تو باشی ...
و شايد تمامی کابوس هایم با تو تمام شود ...
و شايد قهوه روبرویم در فنجان قبل سرد شدنش تمام شود ...
حال خوبی باشد ..
و همیشه شايد ... تو در زندگی من مشترک مورد نظر باشی ..
و پر شده همه جا از این شايد هایی که باید ... باید می شدند ...
و شايد انتظار برای شايدی که باید شود ... خوش باشد ...
و شايد ..
^ نشستم کنار پنجره توی این هوای خنک .. و به صدای مرغابی هایی گوش می کنم که بالا سرم پرواز می کنند و از دم دریا تا اینجا چرخی می زنن. و همین

و شاید 
 
بعضی روزا كه تا موهام درون سیاهی عمیق فرو میرم صورتمو میذارم روی بالش و تمام راه های نرفته رو میرم و بر میگردم . تمام قفل چند ساله های كهنه ی زنگ زدن ی درب های امید رو باز میكنم . حتی گاهی به جای  شخصیت های كتاب ها زندگی میكنم . به جای شخصیت هایی كه همه میگن وجود نداره و من مطمئنم یه جایی توی این كره ی خاكی زندگی میكنن و به اندازه ی تمام كلماتی كه توصیفشون كرده شاد میشن و رنج میكشن....گاهی هم جای خودم زندگی میكنم . جای شخصیت خودم كه شايد یك جا یك نویس

 
بیخیال ...  
میدانى چیست..!
یك وقت هایى باید خودت را به بیخیالى بزنى...
بیخیال تمام ادم هایى كه دوستت ندارند!
بیخیال تمام كار هایى كه مى خواستى بشود...ولى نشد!
بیخیال هر كس كه امروز وارد زندگیت شد و فردا رفت!
بیخیال تلاش هاى بى نتیجه ات...،
دوست داشتن هاى بى ثمر ات!
وقتى كسى دوستت ندارد اصرار نكن!
وقتى كسى برایت وقت ندارد خودت را به زور در برنامه هایش جا نده! وقتى كسى نمى خواهد تو را ببیند پا پیچش نشو!
زندگى همین است! شايد تو براى همه وقت بگذارى ولى قرار

بیخیال ... 
ّبس كن! دست بردار از اين كه فكر كني همه چيز را بايد تو درست كني  
هیچكس از آینده خبر ندارد، مردی كه امروز با عجله توی مترو از تو ساعت پرسید، شايد یك ماه بعد به نام كوچك صدا بزنی. شايد دختری كه امروز با او قدم میزنی و بستنی میخوری، چند سال بعد خسته و كالسكه به دست از روبه‌رو به سمتت بیاید و تو سرت توی كیفت باشد و با تنه از كنارش رد شوی. شايد او برگردد تو هم برگردی یك ثانیه به هم خیره شوید و یك سال خاطره زنده شود، اصلا شايد هم او از خستگی برنگردد و به پسرش توی كالسكه خیره شود و اطمینان پیدا كند كه بیدار نشده باشد،

ّبس كن! دست بردار از اين كه فكر كني همه چيز را بايد تو درست كني 
زندگي ساده ست  
شايد زندگی رو اگه خوب نگاه كنیم ، ارزش عشق ورزیدن رو داشته باشه!
 
شايد حرفای متناقض با خلقمون دیگه واسمون رنگی نداشته باشه.
 
شايد اون موقع بتونیم حسابی از زندگیمون لذت لبریم، بدون دغدغه ی مهم دنبال رویاهامون بریم.
 
حتی شايد بتونیم از كوه سختی ها یه كاه كوچیك بسازیم و به بادش بدیم و بهش بخندیم.
 
زندگی ساده ست!
 
به طرز نگاه كردن ما بستگی داره.
 
اگه طبع لطیف داشته باشیم حتی از دیدن یه درخت توی خیابون هم لذت میبریم.اما اگه نخوایم،چشمامون حتی خ

زندگي ساده ست 
شب غم تو نیز بگذرد ولی در این میان دلی ز دست می رود  
کاش زودتر این کارهای نیمه تمام به پایان برسند.
این سال ها هی کار روی کار آمد اما پایان ندارند انگار. 
شايد زیادی سر خودم را شلوغ کرده ام. طوری که بیرون آمدن از این شرایط هم مشکل شده.
گاهی تمام انگیزه ام را برای تمام کردنشان یکجا از دست می دهم.
خودم مهم ترین دلیل را می دانم اما امان از وقتی که بخواهی شرایطی را تغيير بدهی و تصمیم ها از دست تو خارج باشند.
                               برای آشتی 
                               دلایلت چقدر منطقی است 
           

شب غم تو نیز بگذرد ولی در این میان دلی ز دست می رود 
 
میخوام یه چیزایی بگم كه شايد اصلا نباید به زبون بیارم ولی میخوام بگم چون رو دلم سنگینی میكنه اول اینكه دلیل گفتن این حرفا إثبات یه چیزاییه 
یه روز یكی گفت اونی كه تیپ و خوشگلی داره سر كلاس ٨٠ درصد راه جذب دانشجو رو طَی كرده  
و من خندیدم 
بعدش روز معلم كه شد ....
این اولین سالی بود كه دانش اموزام با همه ی تلاشی كه براشون كردم یكی دیگه رو به من ترجیح دادند
دلیل اولش بی أعصابی خودم تو روزای اخر سال بود 
دلیل دومش رو امروز معاون گفت كه ظاهرا اون یكی

 
پرداختي ها و كسريها  
قسمت جمع كل پرداختها و جمع كل كسریها و مبلغ حقوق پرداختن علاوه بر كاربر باید چاپ شده و به دست كارمند نیز برسد.
پرداختیها شامل موارد زیر خواهد بود:
روزهای كاركرد
حق مأموریت
بدی آب و هوا
حق اولاد
میزان اضافه كاری
و كسریها نیز شامل موارد زیر خواهد بود:
بیمة درمان
كسر وام
صندوق بازنشستگی
جریمة‌
در این قسمت نرم افزار باید تمام موارد كسری و پرداختن را با توجه ـ اطلاعات پرسنلی و اطلاعات ماهانه كارمند محاسبه نموده و مقدار هر یك را در فیش حقوقی چاپ كن

پرداختي ها و كسريها 
داستان  
درست بیاندیش... راحت زندگی كن...
می‌گویند در كشور ژاپن مرد میلیونری زندگی می‌كرد كه از درد چشم خواب به چشم نداشت و برای مداوای چشم دردش انواع قرص‌ها و آمپول‌ها را به خود تزریق كرده بود، اما نتیجة چندانی نگرفته بود.
     وی پس از مشاورة فراوان با پزشكان و متخصصان زیاد درمان درد، خود را مراجعه به یك راهب مقدس و شناخته شده می‌بیند.
     وی به راهب مراجعه می‌كند و راهب نیز پس از معاینه وی به او پیشنهاد كه مدتی به هیچ رنگی بجز رنگ سبز نگاه نكند. وی

داستان 
تو خواهی فهمید!  
امروز راحت از كنارم می گذری اما نمی دانیشايد سال های بعدبا شنیدن صدای سوزناكِ نی لبكِ چوپانییا آواز غمگین دختركی پشت پنجرهو یا صدای حزین دوره گردی در كوچه ها
غمی دلت را چنگ زدو یاد من افتادی
شايد سال های بعدبا دیدن تار مویی سفید میان موهایتیاد سپیدهای بیقرارم افتادیكه چطور میان سیاهی روزهایمخود نمایی می كرد و تو بی تفاوت از كنارشان می گذشتی
و شايد سال های بعددر حالی كه روزنامه می خوانیدخترت عاشقانه های مرازیر لب زمزمه كندو تو خیره به نوشته

تو خواهی فهمید! 
133  
دیشب ، شب تاسوعا ... سپردمت به حضرت ابوالفضل ، زار زدم ، اشك ریختم ، گله كردم ، درددل كردم ...
ازش جواب خواستم واسه همه زندگیم ، واسه همه این چهار سال كه هرجا و هروقت زار زدم و جوابی نگرفتم ...
سبك شدم ...
ولی این باعث نشد بتونم آروم باشم و مث تمام این چهل و چند روز خودمو دربرابر حال بد و دل بی قرارت صبور نشون بدم ... بحثمون شد ، بحثی كه شايد تو این چند سال كمتر پیش میومد به اون شدت برسه بخصوص كه برای اولین بار حس میكردم توام عصبانی ای و اگه پیشم بودی شايد

133 
عشق طلايي  
 
پاییز كه می شود در یك بهت نا معلوم فرو می روم
 انگار رقص برگ های رو به فنا خبر از زندگی دوباره می دهند
 وقتی صدای  خش خش برگ ها زیر قدم های خسته ام را می شنوم از خود می پرسم
 واقعا چرا خداوند برگ های خشكیده را به قدم های عابران می سپارد ؟
 و گاهی هم به خودم پاسخ می دهم
 شايد به این دلیل كه یك عابر خسته با صدای خش خش این برگها به یادش بیاورد كه
 خش خش برگ ها صدای گذر زمان است
 یا نه
 به این دلیل كه آن قدم ها خاطره شوند
 یا نه
 به این دلیل كه آن رهگذر

عشق طلايي  
گرگ بيابان  
خواندن  كتاب " گرگ بیابان"  چهارصد صفحه ای یك ماهی طول كشید خیر سرم! گرچه فرصت هم چندان مهیا نبود، ولی مطمئنم سی چهل صفحه كتاب را سه چهار بار خواندم و بعد فهمیدم كه خوانده بودم! كمی سخت بود، شايد از ترجمه اش بود، شايد از موضوع اصلی كتاب...به هرحال همچنان سیذارتای هرمان هسه را بیشتر دوست دارم. شايد چون روایتش عرفان شرق است. در هرصورت خودكاوی، آدمی را تكان می دهد، سخت است دیدن گرگ بیابان درون...پ.ن: " خیال می كنم خواندن و نوشتن و حساب را یاد گرفته باش

گرگ بيابان 
تکه کد تغییر اندازه متن و فونت تمام لیبل های یک اکتیویتی در B4A  
شايد تعداد زیادی لیبل در اکتیویتی خود قرار داده باشید و قصد تغيير مشخصات آن ها به صورت گروهی را داشته باشید. در این مطلب می توانید بوسیله یک متد ساده و بدون هیچ کتابخانه جانبی این عمل را انجام دهید. در واقع ابتدا تمامی ویوهای اکتیویتی را گرفته، سپس چک می کنیم اگر لیبل بود متن و فونت آن ها را تغيير دهد. در ادامه با ما همراه باشید.
ادامه مطلب

تکه کد تغییر اندازه متن و فونت تمام لیبل های یک اکتیویتی در B4A 
پشت سر  
زندگی خیلی عجیبه،همه چیز به طرز غیر قابل باوری عوض میشه،یهو به خودت میای میبینی چقدر تغيير،شايد من هیچوقت تو برنامم این تغييرات نباشه،مثلاً هیچ وقت فكر نمی كنی ادمی كه تو دانشگاه یا تو خیابون یه بار میبینیش و ساده از كنارش رد میشی یه زمانی نزدیك ترین ادم بهت بشه،یا یه جوری وارد زندگیت بشه كه هر روز باهاش در تماس باشی،برعكس این اتفاق عجیبتره و ترسناك...این كه كسایی تو زندگیت باشن كه فكر كنی همیشگین،تا اخر عمرت میبینیشون،ولی از یه جا به بعد ا

پشت سر 
خواستن را نشاید، شاید  
هه...
خنده داره که هنوزم منتظر می مونم
تو دلم دلیل و بهانه می تراشم برای برگشتنی که من با تمام وجود می خوامش
اون به همون شدت و حدت نمی خوادش
مسخره است که هنوزم نگرانش میشم
بقول خودم شايد یه روز، نبودنم، بودنمو یاد آدما بندازه.
شايد که نه
حتما
به این اعتقاد دارم
یه روزی چه من اون موقع باشم  و چه نباشم
اونایی که واسشون همه کار کردم و خواستمشون
میفهمن که چقد همه چی واقعی بوده تو من
تا همین الآنش نشده؟
شده
اونم می فهمه یه روز
اون موقع شايد خودشو بزنه

خواستن را نشاید، شاید 
هر روز عکس یکی بر دیوار  
هر روز عکس یکی بر دیوار از صفحه ی خاک محو می،شود جوان،، پیر،،،.،،.. خردسال،،،، فرقی نمی کند!! همه منتظر لحظه ی کوچ خودیم. نا خوداگاه چه کسی می داند؟ در پس این ثانیه ها نوبت کیست که کوچ کند؟ شايد من! شايد تو! ویا پیرزن بی خبر همسایه ای کاش، روز کوچ دلم باران بشود،،،،،، تا ببارد تمام دردهایم را آه باران،،،،،،،،،، چقدر لبریز از حضورت هستم ببار وقت وداع وپاک کن تمام تیره گی هایم را
@mahvash135420#م_سوزان

هر روز عکس یکی بر دیوار  
فرد عام - شماره هفده  
 
آنچه را باید است شکر برای تمام لبخندهای با هم بودن است.
برای تمام چشم هایت با تمام برق زدن هایشان که چه معرکه و از ته دل می خندی.
برای تمام دردها و بغض هایی که هنوز هم شايد گاهی دلت را به درد آورند اما اگر نبودند این بادونگی امروزت معنایی نداشت.
من، سراپا شاد و مشعوفم از این روزهایت و سراپا درد از تمام آنچه بر تو گذشت.
تو؛ آغوشت؛ نوازش ها؛ شعرها و حافظ ها.
لحظه های نابی که اشک های من کوچک پردیس، نقطه ضعف تو بودند.
روزهایی هرچند کوتاه، با تمام "من"

فرد عام - شماره هفده 
شهریور بی قراری  
085.
از کودکی شهریور را دوست نداشتم....
شهریور بی قرار ترین ماه دنیاست!
از طرفی ناراحتی برای تمام شدن تابستان...
و از سوی دیگر استرس و بی قراری شروع مهر
مخصوصا برای من ک تمام تابستان در سفر و دیدار اقوام بودم...
دل کندن از آنها سخت بود و بیتابی دیدن دوستان هم شايد سخت تر!
همیشه از اول شهریور استرس کیف و دفتر و مداد و ..... را داشتم!
حتا الان هم استرس رفتن دارم!
اصلا شهریور را برای بی قراری و استرس ساخته اند انگار!
استرس سفر نرفته یا بازگشت از سفر....
مهر ام

شهریور بی قراری 
بآش تا...  
ترم سه شروع شده اما هنوز نمیدونم رشتمو دوست دارم یا ن؟
حس كسی رو دارم كه یك عالم درس نخونده و كار عقب افتاده داره:(
 
شايد یك روز كارت دانشجوییمو تحویل دادم و وقتی برگشتم خونه با لبخند به مامان گفتم ازش لذت نمیبردم:)
شايدم این ترم ، وقتی بیشتر آشنا شدم ، خیلی حسم بهش بهتر شد:)
 
شايد فردا پرسنل شیفت خیلی مهربون باشه :)
 
 

بآش تا... 
اطلاعیه تغییر عنوان وبلاگ  
باسلام؛
بدلیل درخواست های فراوان کاربران پایه ی هشتمی و احساس نیاز به به روز کردن وبلاگ، از این پس عنوان وبلاگب از گام به گام نهم به گام به گام هشتم و نهم تغيير پیدا می کند.
همانطور که می دانید، تمام مطالب وبلاگ دارای پاسخ بوده و بعضاً ما پاسخ تمرینات تمام کتب را بر روی سایت قرار می دهیم؛ پس هیچکدام از فعالیت های ما خلاف با عنوان وبلاگ نمی باشد.
باتشکر/

اطلاعیه تغییر عنوان وبلاگ 
 
همین موقع ها بود اولین روزی كه روزگارم رو بهم ریخت و هوای دلم رو پر از استرس بعدش پر از چرا و در نهایت بلاتكلیفی .........
 
از امروز به خودم قول میدم  یه كم جدی تر باشم شايد در دو قدمی تمام این احساس های خشك و سرد ، شور و هیجانی باشه.

 
 
نمی دانم خوشبختی را باید در كجا جست و جو كرد كه همیشگی باشد...اما همین قدر میدانم كه خوشبختی از من دور شده است..خیلی دور...شايد برای برگشتن خوشبختی وقتی نباشد..شايد هیچ گاه برنگردد و شايد هم در یكی از همین روزها پشت در باشد...اما حتی اگر هم برگردد ذهن خراب و حال آشفته فرصتی برای باورش نمیگذارد...روزهای بد همیشه ثبت میشوند چون یك شب انها چندین شب گذشته است...و روزهای خوب به زودی پر میكشند...بی پرده می گویم دلم خوشبختی میخواهد،نمی دانم این خوشبختی در

 
وبلاگ يك ويترين تمام قد از ماست پس ...  
وبلاگ ما یه ویترین تمام قد از خوده خود ماست
یعنی اون چیزی كه هستیم رو مشتق میگیریم با انتگرال شخصیتمون رو جمع میزنیم و با فرهنگمون جمع میكنیم و در نهایت ازش جذر میگیریم میشه وبلاگمون
پس باید ها و نباید های وبلاگ ما دقیقا برگرفته از ذهنیت و تفكر و شخصیت و وجنات ماست و از هیچ ائین و عرفی پیروی نمیكنه
پس بدونید كه نسبت به تك تك نوشته هاتون مسئول هستین
شايد یه نوشته از دید ما بی ارزش و در اصطلاح نوشته زرد رو زندگی یك نفر تاثیر مستقیم بذاره و مسیر ز

وبلاگ يك ويترين تمام قد از ماست پس ... 
دانایی، حکمت  
تلاش كنیم به دانایی برسیم! دانایی متفاوت از سواد است و لذا صرفا از طریق درس و دانشگاه و مدرك به دست نمی آید! یک جور سلوك خاص خود را لازم دارد! اگر به اوضاع دور و برمان با دید عمیق تری نگاه كنیم شايد به این مهم برسیم! سعی كنیم نگاهمان به رفتار و كردار باشد تا ظاهر. شايد بتوان گفت دانایی معادل حكمت است.
تكمیل می شود....

دانایی، حکمت 
84  
روی برگه های آخرین دفتر نقاشی ام نوشتم :دچار! رمزش را همین امشب با مریم گذاشتیم. خندیدم. دعا کردیم. خندیدیم. دوست داشتم نقاشی میکشیدم اما به جایش روی آن انگشت شمار کاغذ های باقی مانده ...نوشتم. شب بخیر گفت و من آمدم اینطرف که دوباره بنویسم. دوباره فکر کنم به دعا ها. دوباره فکر کنم باید نقاشی بکشم. و در ذهنم... دلم بگوید دارند تمام میشوند... خودت میدانی... و بدانم دارند تمام میشوند و وقت کشیدن های جدید است( هی خواستم بنویسم صورت های دیگر... نشد)حالا که

84 
تمام این تمام ها  
صدای من سکوت می شود تمام عاشقانه های قلب من نگفته دود می شوند شبیه حس بعد مستی شبانه ایست تمام خاطرات خوبمان هر انچه هست از میان ذهن من محو می شود شبیه فرصت دوباره ی جنون تمام ذهن من به مرز رفتنت روانه می شود ، شبیه نیستی ،شبیه مرگ تمام آرزوی من تمام فکر عاشقی تمام دوست داشتنت تمام این تمام ها تمام می شود.
بد است تمام این دروغ ها تمام حرف های زشت تمام انتظار ها تمام حرف های ناگزیر که من شنیده ام تمام این خاطرات بد بگو تمام می شود. چرا نمی شود قبول

تمام این تمام ها 
کاش باورت شود!!!  
بی تو با نسیم
از تمام دردهای کهنه گفته ام
از تمام انچه در وسیع باورم
رنگ ارزو به خود گرفته است
کاش باورت شود
زیر بار هر نگاه سرد
من هزار بار در خودم شکسته ام
ولی
باز در اتاق کوچکم در امتداد شب
صبح را به انتظار مانده ام
کاش باورت شود
در فراسوی زمان
لحظه ای که لحظه ها تمام می شوند
شب نشینی من و دلم به یاد تو شروع می شود
کاش باورت شود و عادتی قشنگ را
همنشین لحشه های تلخ بی تو بودنم کنی
عادتی فراتر از تمام فکرهای پوچ
عادتی به وسعت تمام عشق های ناب
کاش

کاش باورت شود!!! 
عید هم تمام شد ...  
معمولا همه آخر هر سال میگویند خب سال فلان هم با تمام خوبی و بدی هایش تمام شد ولی من میخواهم بگویم خب عید هم که تمام شد
هر چند هنوز یک روز از آن هم نگذشته باشد
اما مثل اینکه عید هم مانند همه چیزمان دچار یکنواختی شده است
عیدمان راکد شده است , مانند دوستی هایمان , مانند زندیگمان و شايد حتی خودمان!
ای کاش مرداب نشویم
من از مرداب شدن میترسم
.
.
.
دست نوشته های نویسنده

عید هم تمام شد ... 
فرق بین سیستم های vrv و vrf چیست؟  
فرق بین سیستم های vrv و vrf چیست؟
در اكثر سیستم های VRF ، هنگامی كه سیستم در حالت Heat recovery مشغول به كار است وقتی یك یا چند یونیت داخلی از حالت سرمایش به گرمایش تغيير حالت بدهد، تمام یونیت هایی كه در حالت گرمایش هستند خاموش می شود سپس این یونیت ها از طریق Hot start به حالت گرمایش می روند.در این حالت، فن یونیت های داخلی ای كه قبلاً در حالت گرمایش بوده اند و نیز یونیت هایی كه از سرمایش به گرمایش تغيير حالت داده اند خاموش است و فقط فن یونیت هایی كه از ابتدا در

فرق بین سیستم های vrv و vrf چیست؟ 
باورها و ضمير ناخودآگاه  
بنام خالق یكتا
ضمیر ناخودآگاه از دوران بچگى یعنى دقیقاً از زمانیكه ذهن شروع به یاد گیرى مى كند تمام شنیده ها و دیده ها را در خود ضبط مى كند یعنى ضمیر خودآگاه از طریق حواس پنجگانه اطلاعات را دریافت مى كند و آن اطلاعات در ضمیر ناخودآگاه ثبت و ضبط مى شود و باورهاى ذهنى ما پى ریزى میشود این باورها چنان محكم به ذهن ما مى چسبند كه تغيير آنها بسیار دشوار خواهد بود .با گذشت سالها و بزرگ شدن ما ،ضمیر ناخودآگاه دست بكار میشود و بر اساس باورها و اطلاعاتى

باورها و ضمير ناخودآگاه  
کمپین،بسوی تغییر چهره مردانه مجلس ،در کرمانشاه تشکیل شد  
 
کمپین "بسوی تغيير چهره مردانه مجلس" در کرمانشاه  تشکیل شد .نسرین کرمی مدیر این کمپین با اعلام این خبر به قصرنیوز گفت :کمپین بسوی تغيير با هدف مشارکت بانوان در امر انتخابات وکاندیداتوری آنان برای مجلس از استان کرمانشاه شکل گرفته ومانیاز داریم زنان غیور این استان هم سهمی در کرسی پارلمانی مجلس داشته باشند .وی  از همه فعالین اجتماعی و سیاسی و شهروندان اگاه دعوت کرد که با نامشان حمایت از کمپین را امضا بزنند.گفته میشود این کمپین جمعی از بانوان

کمپین،بسوی تغییر چهره مردانه مجلس ،در کرمانشاه تشکیل شد