خواست خنده

داداش، روزه نخور!  
کنار خیابان بود. در آفتاب ایستاده‌بودم. دست چپم را گرفته بودم کنار صورتم طوری که بتوانم صفحه همراهم را ببینم و چیزی بنویسم.
در همین حال بودم که یکی از کنار دستم آمد و دست گذاشت روی شانه‌ام. آرام از صفحه همراه سرم را بلند کردم و به او نگاهی کردم. خودش خنده‌اش گرفته بود و لبخند می‌زد، کمی جا خورده بود، همان جوری گفت: «معذرت می‌خوام. فکر کردم سیگار دستته.»
احتمالا می‌خواست بگوید: «داداش، سیگار روزه را باطل می‌کند.» یا «این جا که جای سیگار کشید

داداش، روزه نخور! 
شعری از وحشی بافقی  
 
ﻣﻦ ﺧﻨﺪﻩ ﺯﻧﻢ ﺑﺮ ﺩﻝ ، ﺩﻝ ﺧﻨﺪﻩ ﺯﻧﺪ ﺑﺮ ﻣﻦ ﺍﯾﻨﺠﺎﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﯿﺨﻨﺪﺩ ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ ﺑﻪ ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ .. ﻣﻦ ﺧﻨﺪﻩ ﺯﻧﻢ ﺑﺮ ﻏﻢ ، ﻏﻢ ﺧﻨﺪﻩ ﮐﻨﺪ ﺑﺮ ﻣﻦ ﺍﯾﻨﺠﺎﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﯿﺨﻨﺪﺩ ﺑﯿﮕﺎﻧﻪ ﺑﻪ ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ ﻣﻦ ﺧﻨﺪﻩ ﮐﻨﻢ ﺑﺮ ﻋﻘﻞ ﺍﻭ ﺧﻨﺪﻩ ﮐﻨﺪ ﺑﺮ ﻣﻦ ﺍﯾﻨﺠﺎﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﯿﺨﻨﺪﺩ ﻭﯾﺮﺍﻧﻪ ﺑﻪ ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ ﻣﻦ ﺧﻨﺪﻩ ﮐﻨﻢ ﺑﺮ ﺗﻮ ، ﺗﻮ ﺧﻨﺪﻩ ﮐﻨﯽ ﺑﺮ ﻣﻦ ﺍﯾﻨﺠﺎﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﯿﺨﻨﺪﯾﻢ ﻫﺮ ﺩﻭ ﭼﻮ ﺩﻭ ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ ﻣﻦ ﺧﻨﺪﻩ ﮐﻨﻢ ﺑﺮ ﺍ

شعری از وحشی بافقی 
در مشکلات، خنده را گم نکنید  
نتایج بررسی‌ها تایید کرد که
خنده درمانی نگرانی و آشفتگی در بیماران را 20 درصد کاهش می‌دهد که این
بازده برابر با روش دارودرمانی و مصرف داروهای معمول روان پریشی است. پس از
12 هفته اجرای برنامه‌های خنده درمانی، شادی و رفتارهای مثبت دراین
بیماران مشاهده شد.
ادامه مطلب

در مشکلات، خنده را گم نکنید 
دبه جانکری (عکس خنده دار)  
فقطططططططططططططططططططططططططط پدرسگااااااااااااااااااااااااااااااااااا بلدننننننننننننننننن دبههههههههههه
بکننننننننننننننننننننن.
منبع:امین-اندروید- www.amin-android.rozblog.com
موضوع:دبه جانکری-عکس خنده دار-عکس خنده دار جدید-عکس خنده دار ایرانی-عکس خنده دار 95
دانلود بازی-نرم افزار-عکس-فیلم+طنز

دبه جانکری (عکس خنده دار) 
خدا ما رو  
خدا ما رو برای هم نمی ‏خواستفقط می ‏خواست هم رو فهمیده باشیمبدونیم نیمه ی ما ، مال ما نیستفقط خواست نیمه ‏مون رو دیده باشیمتموم لحظه‏ های این تب تلخخدا از حسرت ما با خبر بودخودش ما رو برای هم نمی ‏خواستخودت دیدی دعامون بی ‏اثر بودچه سخته مال هم باشیم و بی هممی ‏بینم می ری و می ‏بینی می رمتو وقتی هستی اما دوری از مننه می شه زنده باشم ، نه بمیرم
♫♫♫نمی گم دلخور از تقدیرم اماتو می دونی چقدر دلگیره این عشقفقط چون دیر باید می ‏رسیدیمداره رو د

خدا ما رو  
روی دیگر سکه  
امشب عوارض شیمی درمانی شروع شد!
چقد دلم می خواست پدرت می بود. همون آدم عاشقی که عشقشو باور کرده بودم نه آدم این اواخر... همون کسی که بودنش آرومم می کرد، نه اونی که بعد از ازدواج کم کم گم شد و دیگه خیییلی کم می دیدمش. آره امشب دلم می خواست بغلم می کرد. دلم می خواست دستمو می گرفت. دلم می خواست نگرانی رو توی چشماش می دیدم و حس می کردم براش مهمم. نه کسی که با وجود اینکه می دونه چه وضعی دارم، حتی یه احوالپرسی هم نمی کنه!
 اون روی سکه رو دارم کم کم می بینم!
 

روی دیگر سکه 
هیس....  
مادر بزرگ باچارقدش اشکش را پاک کرد و گفت:آخ دلم می خواست عاشقی کنم ولی نشد ننه.اونقده دلم می خواست یه دمپختک را لب رودخونه بخوریم، نشد.دلم پر میکشید که حاجی بگه دوست دارم و نگفتگاهی وقتا یواشکی که کسی نبود، زیر چادر چند تا بشکن می زدم.آی می چسبید.گفت: بچه گی نکردم، جوونی هم نکردم. یهو پیر شدمبه چشمهای تارش نگاه کردم و حسرت ها را ورق زدمگفتم: مادر جون حالا بشکن بزن، بزار خالی شیگفت:حالا که دستام دیگه جون ندارن؟انگشتای خشک شده اش رو بهم فشار داد و

هیس.... 
فواید خندیدن  
خنده فشار خون را کم می کند.
خنده باعث طولانی شدن عمر می شود.
خنده سن افراد را کمتر نشان می دهد.
خنده تعادل هورمونی ایجاد می کند.
خنده باعث افزایش هورمون کورتیزول شده، ایمنی بدن را در برابر بیماریها زیاد می کند.
خنده هورمون سوروتونین را افزایش داده و باعث افزایش اندوفین مغز شده و باعث احساس 
سرخوشی در انسان می شود.
خنده تعداد ضربان قلب را تنظیم می کند.
خنده باعث شفاف شدن پوست صورت می شود.
خنده قدرت یادگیری را افزایش می دهد.
خنده از بیماریهای زخم

فواید خندیدن 
ارزوهای خواهرانه!  
گفتم shame on you! بعدش صدامو مثل عمه هتی یا مثلا فیلیسیتی کینگ کردم و گفتم
do you know what is the "shame"?l
و این بار shame  رو یه جوری تلفظ کردم که پشت بندش ناگهان دوتایی زدیم زیر خنده!!!
بعد ثمین با پررویی همیشگیش ازم خواست که تو حیاط ابرو ریزی نکنم!
برای اینکه بهش نشون بدم رئیس کیه همون لحظه با همون لحن فان قبل به گلشن که داشت از کنارمون رد میشد گفتم hi golshan!  گلشن یه لبخند محبت امیز زد و با خنده جوابمون رو داد و تقریبا دیگه جلوی درب سالن مطالعه بودیم و ثمین در حالی

ارزوهای خواهرانه! 
در سکوت مرا بخوان!  
چشم ها همه چیز را می گویند                                                                                                                                        دلم می خواست دیگران حرف هایشان را می فهمیدند                                                                                                  نه برای اینکه به رویم بیاورند و مچم را بگیرند، تنها برای اینکه وقتی الکی لبخند می زنم و با تمام تلاشم نشان می دهم که خوبم! همه ی اطرافیانم بفهمند که چشم هایم مدام می گویند نه! بد است

در سکوت مرا بخوان! 
خنده  
از زندگیم راضی ام اما این روز ها خیلی عصبانیم ، احساس میکنم گاهی تمام احساساتی که سعی میکنم مدیریتشون بکنم تبدیل به خشم میشن ، دیشب خواب میدیدم که عصبانی بودم . وقتی که داشتم با عصبانیت این ور و اون ور رو نگاه میکردم چشمم افتاد به شما .. به شما با خنده های از ته دلتون .. وقتی سرتون رو موقع خنده میبرید عقب .. عصبانیتم کلی فروکش کرد :)
 
پ.ن : هر چی گشتم یک عکس از اون خنده هایی که میگم پیدا کنم ، پیدا نشد !
پ.ن : مرسی که هنوز خوابتون رو میبینم !

خنده  
88.  
عکس ها را که نگاه کردم می خواستم خودم را بزنم. یعنی کسی نبود که بگوید دخترجان! کمتر بخند؟ توی تمام عکس ها نیشم تا بناگوش باز بود و اصلا برای همین دست و دلم به دیدنشان نمی رفت. از آن بدتر اینکه هرچقدر فکر می کردم دلیل خنده هایم را نمی فهمیدم. آن لحظات نمی توانستم چیزی جز خودمان را ببینم. یادم نیست به چه چیزی فکر می کردم. هیجانزده بودم و تنها واکنشم به احساسات برانگیخته ام خنده بود. نه بخاطر باد یا آن ارتفاع ناگهانی و بهت آور یا حیرت فرصتی که یکهو ا

88. 
کریم  
درویشی از کنار باغ کریم خان می گذشت  و به کریم خان اشاره کرد کرسم خان درویش را نزد خود خواست و از او دلیل اشاره هایش را خواست درویش گفت من کریمم تو هم کریمی خدا هم کریم است.
کریم خان که درحال قلیان کشیدن بود پرسید:چه می خواهی؟
گفت:قلیانت را!
کریم خان هم قلیانش را داد.
درویش هم چند روزبعد قلیان را در بازار شهر فروخت.و از خواست خداقلیان را به شخصی فروخت که می خواست نزد کریم خان برود و از او دیدن کند.
فردای ان روز درویش برای تشکر نزد کریم خان رفت و قل

کریم 
خسته از روزای غمگین بدون اتفاق  
برداشت خودم از خودم اینه که آدم خوش خنده ای هستم و بیشتر آدما منو به خنده های بلند و از ته دلم میشناسن. خودمم خندیدن رو به شدت دوست دارم، ولی خب مسئله اینه که آدمای خوش خنده هم گاهی وقتا غمگین میشن. خوش خنده ها هم شعور دارن، احساساتشون جریحه دار میشه، شکست می خورن و دچار روزمرگی میشن. خوش خنده ها تو بدترین و غمگین ترین شرایطشون هم وقتی اتفاق خنده داری میفته بلند بلند می خندن، چون به نظرشون اشکالی نداره اگه آدم حال و هواشو با خندیدن عوض کنه، ولی

خسته از روزای غمگین بدون اتفاق 
الان مشخصه دلم گرفته یا باید مستقیم بگم:|  
دلم می  خواست در عصر دیگری دوستت می  داشتم،
در عصری مهربان  تر و شاعرانه  تر،
عصری که عطر کتاب،
 عطر یاس و عطر آزادی را بیشتر حس می  کرد!

دلم می  خواست تو را در عصر شمع دوست می  داشتم،
در عصر هیزم و بادبزن های اسپانیایی
 و نامه  های نوشته  شده با پر
 و پیراهن های تافته رنگارنگ
نه در عصر دیسکو، ماشین های فِراری و شلوارهای جین!

دلم می  خواست تو را در عصر دیگری می  دیدم،
 عصری که در آن گنجشکان، پلیکان ها
و پریان دریایی حاکم بودند،
عصری که از آن نق

الان مشخصه دلم گرفته یا باید مستقیم بگم:| 
من برگشتم  
امروز یک روز دیگه بود . نمی دانم چرا انقدر توی وجودم احساس می کردم که باید ببخشمش و باهاش آشتی کنم . دلم می خواست باهام حرف بزنه . دلم می خواست به حرف هاش گوش بدم . خیلی دلتنگش شده بود . امروز روز تولدش بود . اول صبح بهش تبریک گفتم. فکر نمی کردم بهم جواب بده . 
اما هنوز از رفتن من ناراحت بود ، دلگیر بود و می خواست برگردم . 
من هم عجیب دلم هواش رو کرده بود . دلم می خواست باهاش حرف بزنم . دلم می خواست برگردم .
من امروز برگشتم به دوستی که بین ما بود برگشتم . 

من برگشتم 
دقیقاً کجایی؟  
همه ی عناصر ذکور محله، او را عاشق بودیم! عاشق سر به زیری‌هایش.
عاشق چال روی لپ‌هایش وقت خنده. عاشق یک مشت موی طلایی‌ش که وقتی می‌خواست توی
کوچه را ببیند از کنار در آرام هول‌ش می‌داد بیرون و ما می‌دیدیم‌ش. عاشق خنده‌های
ریزش. عاشق سرخ شدن های خجالتی‌ش. عاشق...زد و پای‌م شکست. غیرمنتظره با مادرش به
عیادت‌م آمد. هیچ گاه فکر نمی‌کردم که این آخرین دیدارمان باشد که اگرمی‌دانستم هیچ‌وقت
از شرم تمام مدت سرم را پایین نمی‌کردم و یک دل سیر او را م

دقیقاً کجایی؟ 
تصاویر بامزه و خنده دار  
تصاویر بامزه و خنده دار
عکس های خنده دار و طنز
 


 تصاویر بامزه و خنده دار، تصاویر بامزه و خنده دار از کودکان، تصاویر بامزه و خنده دار متحرک، عکسهای حیوانات بامزه و خنده دار، عکسهای بامزه و خنده دار از شیطنت های کودکان، عکسهای بامزه و خنده دار ایرانی، عکسهای بامزه و خنده دار از حیوانات،

تصاویر بامزه و خنده دار 
بازار داغ خنده - خنده بازار  
چاقوقیمت چاقوهیچی ترسناک تر از این نیس بیای خونه ببینی یکی اتاقتو تمیز کردهنوشته های خنده دار و دلنشین
جملاتی خنده دار برای اوقات فراغت شماغضنفر میاد تهران ، تو ترافیک گیر میکنهمیگه : ها ماشالا ! به این میگن عروسیbeautiful-codes-blog

بازار داغ خنده - خنده بازار 
جک و اس ام اس های خیلی خنده دار و خفن  
جک و اس ام اس های خیلی خنده دار و خفنجکحیف نون زبونش تو عابربانک گیر میکنهمیبرنش بیمارستانازش میپرسن زبونت تو عابربانک چیکار میکرد؟میگه کارتمو وارد کردم گفت زبان خود را وارد کنید• اس ام اس خنده دار و خفن آبان 94  جوک و استاتوس خنده دار•پسره پست گذاشته” تمام دارایی ام تقدیم یک لبخند تو باد “رفیقش کامنت داده اول اون 50 تومان طلب منو بده بعد زر مفت بزن• اس ام اس خنده دار و خفن آبان 94  جوک و استاتوس خنده دار•موبایل فروشیا باید اتاق پرو داشته ب

جک و اس ام اس های خیلی خنده دار و خفن 
جک و اس ام اس های خیلی خنده دار و خفن  
جک و اس ام اس های خیلی خنده دار و خفنجکحیف نون زبونش تو عابربانک گیر میکنهمیبرنش بیمارستانازش میپرسن زبونت تو عابربانک چیکار میکرد؟میگه کارتمو وارد کردم گفت زبان خود را وارد کنید• اس ام اس خنده دار و خفن آبان 94  جوک و استاتوس خنده دار•پسره پست گذاشته” تمام دارایی ام تقدیم یک لبخند تو باد “رفیقش کامنت داده اول اون 50 تومان طلب منو بده بعد زر مفت بزن• اس ام اس خنده دار و خفن آبان 94  جوک و استاتوس خنده دار•موبایل فروشیا باید اتاق پرو داشته ب

جک و اس ام اس های خیلی خنده دار و خفن 
 
بانوی‌ من‌ 
دلم‌ می‌ خواست‌ در عصر دیگری‌ دوستت‌ می ‌داشتم‌ 
در عصری‌ مهربان ‌تر و شاعرانه ‌تر 
عصری‌ که‌ عطر کتاب 
عطر یاس‌ْ و عطر آزادی‌ را بیشتر حس‌ می‌کرد !
 
دلم‌ می‌خواست‌ تو را
در عصر شمع‌ دوست‌ می ‌داشتم‌ 
در عصر هیزم‌ و بادبزن ‌های‌ اسپانیایی‌
و نامه‌ های‌ نوشته‌ شُده‌ با پر
و پیراهن ‌های‌ تافته ‌ی‌ رنگارنگ‌ 
نه‌ در عصر دیسکو 
ماشین‌ های‌ فراری‌ و شلوارهای‌ جین 
دلم‌ می‌ خواست‌ تو را در عصر دیگری‌ می ‌دید

 
جدیدترین عکس های خنده ‌دار و بامزه  
جدیدترین عکس های خنده ‌دار و بامزه


جدیدترین عکس های خنده ‌دار و بامزه

جدیدترین عکس های خنده ‌دار و بامزه
سوژه های بامزه و خنده دار
جدیدترین عکس های خنده ‌دار 
سوژه های بامزه و خنده دار
این معمار رو به من نیشان بدین فقط!
پدر نمونه !
تیشرت خلاقانه برای دور زدن پلیس راهنمایی و رانندگی !
 
نوشتن مشق و تکالیف از ترس مادرهای مسلح به دمپایی
سوژه های بامزه و خنده دار
 
عکس های بامزه
 
گربه ام بانک زده !
سوژه خنده دار
 
سوژه خنده دار


جدیدترین عکس های خنده ‌دار و بامزه 
باز باران  
فاطمه امروز یه چیز جالب برام تعریف کرد:
مامان امروز خانوم گفت اگه یه جوب آب بودین دوست داشتین می رفتین کجا
مرجان و نیایش کمی مکث کردن نتونستن چیزی بگن
باران گفت : آمریکا
پانیذ گفت: پاریس
ملینا گفت: ژاپن
دیگه زدم زیر خنده و فاطمه هم همراه شد، خنده من از شگفتی بود...خنده اون هم از تعجب 
بهش گفتم تو گفتی کجا؟
گفتم روستا

باز باران 
اسمس - خنده بازار  
تبرمتر لیزری” ﺑﻨﺪﻩ ﺍﯼ ﺑﯿﺶ ﻧﺒﻮﺩﯼ،ﻣﻦ ﺧﺪﺍﯾﺖ ﮐﺮﺩﻡ “!نوشته های خنده دار و دلنشین
جملاتی خنده دار برای اوقات فراغت شماآیا میدانید کوتاه‌ترین جنگ در سال ۱۸۹۶ بین زانزیبار و انگلستان که ۳۸ دقیقه طول کشید؟؟؟!!!raminfalahati

اسمس - خنده بازار 
باشگاه خنده و خنده درمانی  
برخی از محققین گفته اند که خنده مسری است، همان طور که خمیازه یک نفر دیگران را به خمیاره کشیدن وا می دارد. البته ژلاتولوژیست ها یا خنده شناسان هنوز در این زمینه پژوهش علمی انجام نداده اند، اما شنیدنی است که مسری ترین مورد خنده در سال ۱۹۶۲ در تانزانیا اتفاق افتاد و آن هنگامی بود که یک دسته دختر دانش آموز به خنده ای طولانی در آمدند، خنده آنها به افراد دور و بر آنها سرایت کرد و خنده ای که از اینجا شروع شده بود، ماه ها ادامه یافت.
 
ادامه مطلب

باشگاه خنده و خنده درمانی  
20_اجازه دادی و راضی بودی بات بازی کنه ، دوباره...  
خندیدم!
برای اولین بار با خشم در چشم هایم زل زد و اسمم را صدا زد و گفت : اصلا خنده ندارد...اصلا خنده ندارد!
باز هم با صدای بیشتری خندیدم!
عصبانی شد و پشتش را ب من کرد و راهش را گرفت ک برود . 
با صدایی ک خنده درش موج میزد اسمش را صدا کردم و " خداحافظ " گفتم!  
حتی برنگشت جوابم را بدهد... بگوید خداحافظ! خداحافظ تو هم باشد ! خدا نگه دار تو هم باشد!  نگفت...حتی جوابم را هم نداد!
من چه کار کردم؟ 
خنده را روی لب هایم نگه داشتم و تمام راه را ، راه افتادم ب پیاده رفت

20_اجازه دادی و راضی بودی بات بازی کنه ، دوباره... 
بخندید - خنده بازار  
خرید اینترنتیچاقو ضامن دارگفتم دارم درس میخونم میگه بیا کتابتم ببر که بهتر متوجه شی !نوشته های خنده دار و دلنشین
جملاتی خنده دار برای اوقات فراغت شمابالاخره فهمیدم چرا اینقد تو عروسیا بهت اصرار میکنن بری برقصی!خبرهای جدید

بخندید - خنده بازار 
تصاویر خنده دار از ترس و جیغ زدن افراد  
«Nightmare Fears Factory» ترسناک ترین خانه خالی از سکنه در آبشار نیاگارا است و یک راه شادی و ترس و هیجان در تعطیلات است. این خانه که در منطقه توریستی هیل کلینتون کانادا قرار دارد، خانه وحشت است که افراد شجاع را از سراسر جهان به سوی خود جذب کرده و موجب ترس و جیغ و وحشت آن ها می شود و تصاویر زیر به طرز خنده داری این موضوع را ثابت می کند. تصاویری از بازدیدکنندگان با چشمان و دهان باز و متعجب، به خود لرزیدن و فریاد زدن آن ها، در حالیکه از لباس های یکدیگر چسبیده

تصاویر خنده دار از ترس و جیغ زدن افراد 
لطیفه های شیرین و خنده دار سری شهریور 94  
لطیفه های شیرین و خنده دار سری شهریور 94 کودکانه
 
 جوراب های لنگه به لنگهیک همسایه دلسوز دختر کوچولویی را که به مدرسه می رفت، متوقف ساخت و گفت: کوچولو! عجب  جوراب های عجیبی به پا کرده ای، یک لنگه قرمز و یک لنگه آبی!
دختر کوچولو با صدای بچه گانه اش گفت:
عجیب تر این که یک جفت مثل همین جوراب ها هم توی خانه دارم!
 
 
ساندویچ فروشی
مردی به ساندویچ فروشی رفت و گفت: آقا لطفا یک ساندویچ مرغ به من بدهید. فقط گوجه فرنگی نگذارید.ساندویچ فروش: گوجه فرنگی تمام

لطیفه های شیرین و خنده دار سری شهریور 94 
خنده های عشق  
هیچ فکر نمیکردم روزی برسد که صدایت تنها دارایی ام باشد.. صدایی که بطور اتفاقی روی گوشیم ضبط شد.. حواسمان نبود.. توئم ندیدی ضبط شدنش را.. دیروز که دنبال ریکوردهای استاد بودم وسط توضیحات پی در پی استاد یهو تو حرف زدی.. اولش خندیدی و بعد گفتی پارلا سایلنت کن.. منم خندیدم صدای خنده ام چقدر عوض شده.. چقدر سنگین تر شده امروز.. صدای خنده ات را جدا میکنم و کپی اش میکنم در لحظه لحظه ی زندگیم.. آلارمش میکنم.. رینگتونش میکنم.. حتی وقتی رمز گوشی ام را اشتباه میزن

خنده های عشق 
خنده درمانی  
اگر به رفتار استاد هاتسومی(سوک ماساکی هاتسومی استاد بزرگ نینجوتسو) دقت کنید متوجه اولین چیزی که خواهید شد
لبخند اوست . او همیشه حتی در اجرای سخترین تکنیکها ها خنده را فراموش
نمیکند ...
خنده سبب باز شدن گره‌های عضلانی، کاهش درد و
سفتی ماهیچه‌ها و تقویت دستگاه ایمنی می‌شود. خنده سبب می‌شود مواد شیمیایی
تقویت‌کننده خلق و خو، موسوم به اندورفین‌ها، نیز از درون مغز رها شده و
دل و دماغ انسان را نیکو سازند و احساس سلامت، تن‌آرامی و رضایت‌خاط

خنده درمانی 
مرا بغلی ده که آن به  
قرار گذاشتیم شب ها نیم ساعتی با هم چت میکنیم ! 
یعنی خواست او بود.
من اصلا گمان هم نمی‌کردم همچین کاری خوشحالش کند. 
درد دل میکنیم ، استیکر بوس و بغل و خنده و عشقولانگی برای هم میفرستیم و بعد که حرف هایمان تمام شد خداحافظی می کنیم و همدیگر را واقعی بغل میکنیم. 
ما مادر و دختر باحالی هستیم ! 

مرا بغلی ده که آن به 
380 --- پیژامه ی زرد پدر  
لیموترش پیژامه ی زرد و خال خالی پدرش را به پا کرد و رفت قاطی سیب زمینی ها دراز کشید .
دلش می خواست برود توی ماهی تابه . و سرخ شود .
دلش می خواست طور دیگری ، غیر از قاچ شدن ، مرگ را تجربه کند .
یکجوری که یک صدایی ازش لااقل دربیاید .
تا مارگارت ، آشپز آن خانه ، برای یکبار هم که شده نگاهش کند .
.
مرتیکه نگاشت : پیژامه ی زرد پدر اثر سون آپ

380 --- پیژامه ی زرد پدر 
اس ام اس جوکهای بسیار خنده دار جدید ۲۰۱۶ و ۹۵  
اس ام اس جوکهای بسیار خنده دار جدید ۲۰۱۶ و ۹۵sms funny•استقبال ﺯﻧﺎﻥ ﺭﻭﺳﺘﺎیی ﺍﺯ ﻫﻤﺴﺮﺍﻥ ﻮﺎﻧﺸﺎﻥﺴﺮﻡ ﺻﺪﺍﻯ ﺳ ﻣﻴﺎﺩ ﺑﺒﻴﻦ ﺑﺎﺑﺎﺗﻪ؟ |:•اس ام اس جوکهای بسیار خنده دار جدید ۲۰۱۶ و ۹۵sms funny•ﺍﻳﻨﻪ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺧﻮﺍﺳﺘﺎﺭ ﻳﻪ ﻧﺸﻮﻥ ﻣﻴﺨﺮﻥ ﺑﺮﺍ ﻋﺮﻭﺱﻳﻪ ﻴﺰ ﺗﻮ ﻣﺎﻳﻪ ﻫﺎ ﻫﻤﻮﻥ ﺑﻴﻌﺎﻧﻪ ﺱﻪ ﻳﻨ ﺍﻳﻦ ﺩﺧﺘﺮﺗﻮﻧﻮ ﻭﺍﺳﻪ ﻣﺎ ﻧﻪ ﺩﺍﺭﻦ ﻣﻴﺮﻳﻢﻳﻪ ﺩﻭﺭ ﻣﻴﺰﻧﻴﻢ ﺍﻪ ﺰ ﺑﻬﺘﺮ ﺪﺍ ﻧﺮﺩﻢﻣﻴﺎﻳﻢ ﻣ ﺑﺮﻳﻤﺶ (:•اس ام اس جوکهای بسیار

اس ام اس جوکهای بسیار خنده دار جدید ۲۰۱۶ و ۹۵ 
اولین خاطره و افتادن سرپرست  
اولین نوشته اینه
دیروز محبوبه یه چیزی قایم کرد من و فاطی دویدیم دنبالش که ببینیم چی داره
دوید رفت طرف راه پله دوتا پله اول رو پرید بقیه اش رو چشمش ندید
پاش پیچ خورد دوتا زانوش و ساق پاش و ارنجش سوخت
می خواست گریه کنه من و فاطی هم ک مردیم از خنده
سرپرست از صدای جیغ محبوبه دوید بالا
میخواست ببینه چه خبره سرپرستم پاش لیز خورد
جالا محبوبه پاش رو گرفته و مرده از خنده من و فاطی هم ک ......
 
 

اولین خاطره و افتادن سرپرست 
یک درد، یک درد کهنه  
دلم خیلی می گیره خیلی... اشک می ریزم و می فهمم. شاید می فهمم. مخصوصا حالا که یه بچه دارم، یه بچه شیرین. دردیه که هیچ وقت کهنه نمی شه، زخمیه که هیچ درمانی نداره. وقتی به محیاسادات آب می دم و می خوره و می خنده.. خوشحالم ولی یادم میاد از یه نوزاد دیگه، سیزده چهارده قرن پیش، که اگه بهش آب می دادی زنده می موند. یه نوزاد دیگه که از محیای من شیرین تر بود، مهم تر بود. آخه چطور دلت اومد ، یک قطره آب ندی؟ چطور دلت اومد با تیر به اون بزرگی نوزاد رو؟ خدایا.... چه کش

یک درد، یک درد کهنه 
پیدایم کن ...  
من لایق بهترین ها هستم و خدا همیشه همراه من است .آن چه خواست خدا باشد از راهی جادویی به انجام می رسد و آنچه خواست خدا نباشد هم سنگ آن و یا بهتر از آن روی خواهد داد .+چشمی بگشا بشکن شب را   تابا تو بگذرم از این همه غوغا پیداااایم کن شیداااایم کن    آزاااادم کن از این سکوت بی پرواآهنگ های سنتی رو بسیار دوس دارم :)

پیدایم کن ... 
چگونگی اسم من  
سلام دوستان عزیز میخوام بگم که اطرافیانم اسم من روچگونه صدا می کنند
اسم من یگانه است اما
دخترداییم که کوچولوبود بهم میگفت یپانه
پسرعموم بهم میگفت یدانه
دوستام بهم میگن دوگان سوز
دخترعموم بهم میگه هزارگانه
خاله ام بهم می گه یگا
همکلاسی صمیمیم بهم می گه یگی
بعداهنگ یدانه اومد همه بهم گفتن یدانه سرپل ابادانه و.....
خلاصه یک رمان ازاسم من درست شد

چگونگی اسم من 
نامه دعایی به رهبری درباره رئیس‌ دولت اصلاحات و پاسخ ایشان  
در روزی که عزیزی از اعضای دفتر مقام معظم رهبری وفاداریم را به خاتمی و نقل سخن‌ها و اظهارات او را در روزنامه برنتافت و از منظر رهبری اعتراضی داشت نامه‌ای خصوصی به محضر رهبر و مرادم نوشتم در آن نامه همة عشق و عاطفه و امید و انتظارم در مورد خاتمی را با آقا در میان گذاشتم و این انگیزه وفاداریم به خاتمی و استجازه در ادامه همراهیم با وی را بیان کردم. مراد و ولیّ‌امرم بعد از خواندن آن نامه کریمانه و بزرگوارانه فرمودند: «من هم مثل تو فکر می‌کنم اما

نامه دعایی به رهبری درباره رئیس‌ دولت اصلاحات و پاسخ ایشان