قارو قور شکم و موکول شدن برنامه ها به بعد ماه رمضون

قارو قور شکم و موکول شدن برنامه ها به بعد ماه رمضون  
روزه گرفتن هم تو این روزا با هوای گرم هم واقعا سخت و کسل کنندس. ادم نمیدونه بخوابه یا سرشو بکنه تو گوشی. صب تا شب برنامه ی من یکی همینه. ازین کانال به اون کانال. کتاب و مطالعه هم که اصلا حرفشم نزن. من موندم زمانی که این گوشی ها و دم دستگاه نبود ملت چیکار میکردن؟ من یکی که یه لحظه هم نمیشه دست از جون این ماسموسک بردارم. هر موقع گوشیم تو شارژه و استفاده میکنم وقتی مامانم میبینه میگه باز این پسره گوشیش تو سرمه! این اصطلاح کمر شکنو از کجا یاد گرفته من

قارو قور شکم و موکول شدن برنامه ها به بعد ماه رمضون 
10  
آزمون لعنتی تمام شد باید پاشم کارامو بکنم برنامه ریزی کنم برا امتحانام و دکتری.پایانامه دقیقا میخوام چیکار کنم.یه مقاله میخوام چاپ کنم.یه تالیف کوچولو.انشالله دکترامو دیگه سراسری برم پول آزاد ندارم.
پارسال ماه رمضون نذر کردم اگه امسال پیشش بودم کل ماه رمضون رو روزه بگیرم.خدایا من که پای هیچ قول و قراری نوایسادم اما پای این وایمیسم.خدا شرمندت برا خاطر تو هم نیس.برا خاطر دل خودمه.
خدا دلم خیلی داغونه...
میرم کار خونه رو میکنم و میام برنامه تابس

10 
یک ماه  
ماه رمضون 95 هم اومد و رفت، با همه ی گرما و تشنگیا و گشنگیا و سر دردا و به هم ریختن ساعات خواب و دم افطار تو صف یک کیلومتری سنگک وایسادنا و ... اما این ماه خیلی خوبه، یک ماه یک جور متفاوتی زندگی میکنیم، یک ماه مثل همیشه مون نیستیم، یک ماه خوبیم یا حداقل ادای خوبا رو در میاریم، خلاصه اینکه این ماه رمضون هم گذشت و به تاریخ پیوست و معلوم نیست چند نفر از ما مسلمونا، دیگه سال بعد ماه رمضون رو نمی بینیم، همه ی هیجان زندگی به همین غیر قابل پیش بینی بودنشه

یک ماه 
دنیای این روزای من  
تا همین دو سال پیش، هر سال ماه رمضون که می شد تو دلم یه اتفاقاتی می افتاد. به این شکل که دلهره ی عجیبی داشتم و همش منتظر یه خبر یا یه نشونه بودم. نمی دونستم چه مرگمه ولی خب اینکه تو دلم یه هیجانی بود دوست داشتم. اینکه چرا توی ماه رمضون اتفاق می افتاد واقعا عجیب بود و هیچ توضیحی براش نداشتم. همه اینا رو گفتم که بگم الان دو سه روزه که اون جوری شدم باز. یعنی دلم میخواد به جای اینکه کار کنم بشینم یه گوشه و گریه کنم و منتظر باشم که یه اتفاقی بیفته. 

دنیای این روزای من 
کی عید میشه؟؟؟؟  
سلام
نماز و روزه هاتون قبول باشه الهی
به خاطر ماه رمضون و اثرات روزه از قبیل گشنگی! و بی حالی! و خواب خوش!! و ...!!! نتونستم بیام و اینجا چیزی بنویسم. ببخشین دیگه!
داشتم سایتا رو یه تورقی!! می کردم که به یه مصاحبه برخوردم. بنده خدا گفته بود احتمال اینکه رمضون 29 روز بشه خیلی خیلی کمه؟!
اینجوری که از شواهد و قرائن برمیاد رمضون 30 میشه.
به بعضی ها که میگی میگن ما که این 29 تاش رو شدیم این یکی دیگه هم روش.
اما خداییش یه چیز: این 29 تا روزه یه طرف این 30مین هم یه ط

کی عید میشه؟؟؟؟ 
فطر  
همیشه آخر ماه رمضون که میشه یه حالت ناراحتی بهم دست میده. کلا از اون دست آدمایی هستم که به هر چیزی ممکنه عادت کنن! و تا جایی که یادم میاد هر سال به ماه رمضون عادت میکنم و همیشه شب آخر حالم گرفته است. فردا هم احتمالا ناهار زهر مارمه (میدونم دیگههه)... تا یکی دو روز انگار یه گمشده ای دارم. شدید تو لکم. از بس که زود دل میبندم به هر چیزی ... اصلا هم ربطی نداره که مثلا خیلی تو ماه رمضون متحول میشم و روزه سخت نیست و اینا ؛ عادته دیگه ... یه بغضی دارم اصن! ولی ف

فطر 
185 ... محض اعلام حضور!  
واااای چقد اینجا اینجا عوض شده!!!! چقد همه تون بزرگ شدین!!!! ^___^
در واقع اینجا فک کنم "چقد همه تون پیر شدین" بیشتر باید کاربرد داشته باشه... نه؟!!!! :))
آقا ما گفتیم میخوایم جابجا بشیم.... نگفتیم که قراره بریم خارج!!!!!
تو این چند هفته اوضاع هرزنامه من این بوده:


چهار صفحه هرزنامه انگلیسی!!!! :||
+ اسباب کشی به بعد ماه رمضون موکول شد!!!! نیست!! خونه نیست!!!! :/

185 ... محض اعلام حضور! 
تقویم و ساعت...  
امروز هم تا صبح مشغول کار بودم.
ولی امروز تلویزیون رو روشن گذاشته بودم تا سکوت خونه و صدای خش خش فن لپ تاپ، خوابم نکنه.
از سر شب که برنامه نود شروع شد، همینطور برنامه ها پشت سر هم پخش شدن و تموم شدن و برنامه بعدی پخش شد و ... تا صبح. تا الان.
از تلویزیون فهمیدم که 13 رجب نزدیکه!
روز پدر... یا روز تولد امام علی... یا ایام اعتکاف... یا تعطیلی پنجشنبه که به جمعه خورده... حالا هر کسی از زاویه ای که میخواد نگاه کنه.
ولی چیزی که فکرمو مشغول خودش کرده اینه که کی ا

تقویم و ساعت... 
ماه مهمونی خدا....  
بالاخره بعد یه سال ماه رمضون رسید....
از بچگیم عاشق ماه رمضون بودم،حتی اون موقعایی که روزه نمی گرفتم...
همیشه ماه پربرکتی بوده برام وایشالله که ازین به بعدم هست...
همیشه روز شماری می کردم برای رسیدنش..
همیشه حس وحال این ماه و دوست داشتم ودارم...
ماه رمضون برای من معجزه اس...
برای من،برای یه بنده ی سرتاپا خطا...
ماهیه که میتونم راحت تر وخالصانه تر از هروقتی با خدای خودم خلوت کنم...
ماه رمضون ماه مهمونی خداست برای بنده هاش...
لطفا تو این ماه پربرکت دعا بر

ماه مهمونی خدا.... 
شب اول .... !  
الان ساعت 4:08 صبح نوزدهم ماه رمضون
5 تیر 95 
..........................................
خب رفتیم گریه هامونو کردیم
اشکامونو ریختیم 
اون وسطا که رسیدیم به یه نقطه انقطاع از هرچیزی ، یه سری حرفها و قول ها بین دلمون و خدا رد و بدل شد که تصور میکنیم از عمق وجود گفتیمشون و ....
الان نه اشک هست نه روضه و نه هیچ چیز دیگه 
عادی 
سحری رو خوردیم 
منتظر اذان صبحیم 
الان که توی جو و فضا نیستیم باید تکلیف خودمونو روشن کنیم ...
باید یه کفش آهنی بپوشیم و محکم کنین خودمونو از ایمان به

شب اول .... ! 
شب های قدر  
الهی العفو الهی العفو خدایا جنس دعاهام امسال چرا انقدر تغییر کرده؟؟  مهمتر از این که امسال بیشتر طلب عفو بخشش داشتم از خدا تا خواسته های دیگه اما امسال همه دعاهام یه گذری از دل پدر و مادرم هم بود... خدایا امام زمانمون رو سالم نگه دار...قلبشون رو از ما خشنود کن پدرو مادرمون رو سالم نگه دار...قلبشون رو از ما راضی کن...توفیق زیارت اهل بیت با پدر و مادرهامون رو بهمون بده و اما خدایا دل پدر و مادرمم رو به شفای برادرم شاد کن دل پدر و مادرم رو با یه ش

شب های قدر 
شاید آخرین ماه رمضونم باشه  
میدونی ؟ تمام  حرفهای من وقتیه که به نت دسترسر ندارم. تو خیابون ، تو تخت ، یا ...
بعدش که به نت دسترسی دارم همشون یادم میره.
چیزی که این روزا حسابی داره تکرار میشه اینه که ،  تو یه هفته ی گذشته یه ادم آشغال بودم. یه بدرد نخوره لجن.
میدونی؟ عجیبه برام. تو این یه هته ای که اون بچه ها مشهر بودن و تو راهش ، من انتظار داشتم هقته بی نظیری رو تجربه کنم. اما از چند روز قبل از رفتنشون ، یعنی از 4-5 تبدیل به آشغال شدم و با کمال تعجب دیدم دارم تو لجن دست و پا میزنم

شاید آخرین ماه رمضونم باشه 
شاید آخرین ماه رمضونم باشه  
میدونی ؟ تمام  حرفهای من وقتیه که به نت دسترسر ندارم. تو خیابون ، تو تخت ، یا ...
بعدش که به نت دسترسی دارم همشون یادم میره.
چیزی که این روزا حسابی داره تکرار میشه اینه که ،  تو یه هفته ی گذشته یه ادم آشغال بودم. یه بدرد نخوره لجن.
میدونی؟ عجیبه برام. تو این یه هته ای که اون بچه ها مشهر بودن و تو راهش ، من انتظار داشتم هقته بی نظیری رو تجربه کنم. اما از چند روز قبل از رفتنشون ، یعنی از 4-5 تبدیل به آشغال شدم و با کمال تعجب دیدم دارم تو لجن دست و پا میزنم

شاید آخرین ماه رمضونم باشه 
رمضان رفت  
ماه رمضان تمام شد. به قول رضا رفیع -توی برنامه ی قند
پهلوی امشب: یکی گفت ماه رمضون خیلی مارو دوست داره! گفت: از کجا می دونی؟
گفت: اگه دوستمون نداشت که دوباره برنمی گشت!.
البته که اون بر می گرده ولیممکنه ما زنده نباشیم...متاسفانه همون طور که مستحضر هستید هیچ تضمینی نیست...
اما غرض اینه که با تموم شدن ماه رمضون-ماه خدا- و خوردن
اولین صبحانه بعد از 30 روز دیگه مردم-منظورم بیشتر خودمه- به زندگی عادی
بر می گردند. ساعت خواب درست میشه... شب نشینی ها و حاج م

رمضان رفت 
نتایج مدارس استعدادهای درخشان(سمپاد)تیزهوشان در سال تحصیلی 95-96پایه هفتم ونهم  
با سلام خدمت کلیه اولیا ودانش آموزان گرامی
با توجه به بد قولی سازمان ملی پرورش استعدادهای درخشان هنوز تاریخ دقیقی برای اعلام نتایج بیان نشده اولین خبر در زمینه اعلام نتایج تاریخ اعلام نتایج را به دوم تیر ماه 95 موکول کرد در خبر بعدی اعلام نتایج به هفته اول تیرماه موکول شد والان هم سامانه دانش آموزی آموزش وپرورش اعلام نتایج را به حداکثر دوازدهم تیرماه موکول کرده که امیدوارم دیگه بد قولی نشه ونتایج حداکثرشنبه12تیرماه اعلام بشود.
 سایت رسمی ا

نتایج مدارس استعدادهای درخشان(سمپاد)تیزهوشان در سال تحصیلی 95-96پایه هفتم ونهم 
رمضون  
برای نمایش تصویر در اندازه واقعی روی آن کلیک کنید.

این عکس را جلوی خونمون روستای دادوکلا از مرحوم رمضون در مرداد 1379
گرفتم.طبق گفته های بستگانش این تنها عکسی است که از ایشون مونده. نوستالژی
دوران کودکی و نوجوانی بسیاری از اهالی بنافت بودند.
خدایش بیامرزد.

رمضون 
پست 179:)))  
سلام وقت بخیرر دوستان:)
عارضم به خدمتون که دیروز بسی تنبلی کردم و درسی جز زبان نخوندم، و با استادم هماهنگ کردم دیشب رفتیم کلاس تا ساعت 11 ونیم، امروزم صبح پاشدم کلی جعفری مامان خریده بود و پاک کرده بود شستم و گذاشتم دستگاه، خرد شدن وبسته بندی کردم برای ماه رمضون. دیگه تابستون توی جنوب جعفری اب دار گیر نمیاد، به لطف مسئولین هرچی هم اب داشتیم بردن برای اصفهان و یزد:( ما که راضی نیستیم و این اب از نظر شرعی مشکل داره، چون کلی کشاورز این وسط بیکار شد

پست 179:))) 
×61×  
سلامنماز روزه هاتون قبول :)تازگیا خیلی دیر به دیر میام بلاگفااصلا هم خاطراتمو ثبت نمی کنمبعضی وقتا افسرده میشم بعضی وقتام پر انرژی و امیدخودرگیری دارم نه؟امتحان پایان ترم شروع شده و من خسته تر از همیشه تصمیم دارم ترم تابستونی بردارمدلم میخاد اینجا مثل قدیما بشهدلم برا سحر ارغوان پینک کمند واسه همه تنگ شدهدلم واسه قدیما تنگ شدهزیادم مال قدیم نیسماه رمضون پارسال بودچقد خوش میگذشت (:(+ ماه رمضون دیگه حال و هوای قدیما رو نداره :(

×61× 
شکنجه کن منو .... شهید اخرت منم ...  
گاهی باید تنها بود ... یه غروب ماه رمضون .. یه تنهایی دلچسب ... یه افطار تنهایی ... یه امتحان که بی دریغانه منتظرته ... نمیدونم ولی حس میکنم دلچسب باید باشه همینه اینا ... ولی از دور .... نه از نزدیک ....
یس حس مبهم که میدونی از کجا سرچشمه میگیره .... 
یه حس نزدیک به اون ..... ولی نزدیکی که هزاران هزار کیلومتر فاصله بینشه ....
این روزا هم داره میگذره .... این ساعت شنی ام کم کم داره به اخر میرسه .....
فقط تو .. تویی که اون بالایی .... اگه خطا میرم ... اگه بد می کنم ... تو رو به

شکنجه کن منو .... شهید اخرت منم ... 
ویژه برنامه فصل وصل  
به نام خدای ماه رمضون، خدای خوبمون
کم کم داریم به آخرین سفره های افطار می رسیم ...
کم کم داریم به آخر سفره ماه رمضون می رسیم ...

سلام!
نمازها و روزه هاتون و عزاداری هاتون قبول!
تو این دم دمای آخری ماه رمضون آخرین برنامه مون تو ماه مبارک رو با عنوان "فصل وصل" داریم.
روز یکشنبه 13 تیر ماه، از ساعت 18:30 قرارمون تو مدرسه ست، از اونجا با هم میریم باغ موزه دفاع مقدس (ان شاء الله با مترو!!!)، برای نماز و افطار و بعد دیدن یه نمایش خیلی قشنگ راجع به بخش هایی از زم

ویژه برنامه فصل وصل 
از احوالات اینجانب می نویسم  
با عرض پوزش از دوستان عزیزم به دلیل اینکه فعلا هنوز با شرکت قبلی واسه یه مسئله ای کار دارم صلاح ندونستم ادامه داستان رو بنویسم ولی به محض اینکه خطر رفع بشه و خیالم راحت بشه واستون مینویسم
فعلا به شدت دنبال کار هستم و به خاطر اینکه نخواستم خانواده بفهمن از صبح میرم بیرون تا عصر خودمو مشغول میکنم و بر میگردم که شک نکنن تا ماه رمضون.اگه کار پیدا نکردم به خانواده گفتم ماه رمضون نمیرم سر کار به خاطر اینکه نمیتونم و سخته و این حرفا
ادامه مطلب

از احوالات اینجانب می نویسم 
آخر رمضان 95  
1) فردا  احتمالا آخرین روز ماه رمضون باشه. به همین راحتی و به همین سرعت...
امسال ماه رمضون سطحی گذشت برام. نتونستم اونجوری که باید و شاید ، اونجوری که دلم میخواد ، مثه سال های قبل لذت ببرم .
متاسفم . اما نشد...
امروز و فردا که روزه بگیرم تمومه.
تا چه پیش آید و خدا در تقدیر یک ساله ام چه نوشته باشد. که ان شاءالله خیر است ...
2) نسترن هم امسال روزه گرفت. 5 تا روزه گرفت. برای اولین بار. 2 تا بی سحر و 3 تا رو اومد پایین سحری خورد با من.
روزه بی نماز.
مامان میگه

آخر رمضان 95 
آخر رمضان 95  
1) فردا  احتمالا آخرین روز ماه رمضون باشه. به همین راحتی و به همین سرعت...
امسال ماه رمضون سطحی گذشت برام. نتونستم اونجوری که باید و شاید ، اونجوری که دلم میخواد ، مثه سال های قبل لذت ببرم .
متاسفم . اما نشد...
امروز و فردا که روزه بگیرم تمومه.
تا چه پیش آید و خدا در تقدیر یک ساله ام چه نوشته باشد. که ان شاءالله خیر است ...
2) نسترن هم امسال روزه گرفت. 5 تا روزه گرفت. برای اولین بار. 2 تا بی سحر و 3 تا رو اومد پایین سحری خورد با من.
روزه بی نماز.
مامان میگه

آخر رمضان 95 
R.76  
امسال سومین و آخرین ماه رمضون مجردیمون ِ که باهمیم و ان شاالله به امید حق سال بعد همچین موقعی کنار همیم که اولین و شیرین ترین ماه رمضون متاهلیمون رو باهم تجربه میکنیم ان شاالله . بی صبرانه دلم پر میزنه واسه وقتی که توی خونه عشقمون برات دلبریُ همسرداری ُ آشپزی کنم . دلم میخواد همیشه شاد باشیم ُ خونمون پر باشه از آرامش ُ عشق . 
چ رویاها و آرزوهایی که توی خونه عشقمون جووون میگیرن ُ به حقیقت تبدیل میشن ان شاالله .
.
.
چیزی تا وصالمون ُ برآورده شدن

R.76 
محیا سرفه کرد  
اومدم بگم محیاسادات صداهای جدید درمیاره!! از روز آخر ماه رمضون یعنی سه شنبه الکی بلند سرفه میکنه و دست و پا میزنه

محیا سرفه کرد 
 
ماه رمضون تموم شد
امسال خیلی ناراحتم
هر سال کسایی که می گفتن
صد حیف که آن رفت رو درک نمیکردم
میگفتم اینا چی میگن واقعا
نمیدونم
خدا خدا میکردم که یه روز دیگه باشه
ولی نشد 
به هر حال 
منم مثل بقیه میگم
صد شکر که این آمد و
صد حعیف که آن رفت

 
بوی عید...  
                                                                                         
 مزرع سبز فلک دیدمو داس مه نو          یادم از کشته ی خویش آمدو هنگام درو
                                                                                         "حضرت حافظ"
ماه رمضون امسالم به آخر رسیدو من حس میکنم چیزی بهم اضافه نشد , نتونستم اونجوری که باید از خوان رحمتت استفاده کنم خدا.
درسته که تو بین بنده هات تبعیض قائل نمی شیو فضل خودتو شامل حال همه ی بندهات میکنی؟
میشه خواهش ک

بوی عید... 
کیومرث پوراحمد اولین مهمان فصل سوم برنامه «خندوانه» شد  
 کیومرث پوراحمد اولین مهمان فصل سوم برنامه «خندوانه» شد
فینال لباهنگ به پنجشنبه موکول شد/ بغض کارگردان «کفش‌هایم کو؟» در «خندوانه»
برنامه تلویزیونی «خندوانه» شب گذشته در حالی به روی آنتن رفت که به جای دور پایانی مسابقه لباهنگ میزبان کیومرث پوراحمد کارگردان مجموعه تلویزیونی «قصه‌های مجید» شد.
ادامه مطلب

کیومرث پوراحمد اولین مهمان فصل سوم برنامه «خندوانه» شد 
030.بدتر از بد  
پارسال ماه رمضون بدی داشتم.ده روز اول ک توی خوابگاه با خراب شدن امتحانام...هرروز گریه و اضطراب نرسیدن ب علوم پایه ی لعنتی و عقب موندن....و بدتر تز همه اینکه ب هیچکس نمیگفتم بزور تلاش میکردم بگم من حالم خوبه!!بماند بقیه قضایا و دلگیری ها و تنهایی های دیگم ک مثلا عزیزترین دوستمو نداشتمو...فک میکردم چ ماه رمضون بدیه! غافل از اینکه بدتر از بد همیشه وجود داره! با اینکه نصف ماه رمضون پترسال و نتونستم روزه بگیرم.ده روز دومش رو توی خونه تنها بودم و استرس

030.بدتر از بد 
030.بدتر از بد  
پارسال ماه رمضون بدی داشتم.ده روز اول ک توی خوابگاه با خراب شدن امتحانام...هرروز گریه و اضطراب نرسیدن ب علوم پایه ی لعنتی و عقب موندن....و بدتر تز همه اینکه ب هیچکس نمیگفتم بزور تلاش میکردم بگم من حالم خوبه!!بماند بقیه قضایا و دلگیری ها و تنهایی های دیگم ک مثلا عزیزترین دوستمو نداشتمو...فک میکردم چ ماه رمضون بدیه! غافل از اینکه بدتر از بد همیشه وجود داره! با اینکه نصف ماه رمضون پترسال و نتونستم روزه بگیرم.ده روز دومش رو توی خونه تنها بودم و استرس

030.بدتر از بد 
کلیات برنامه ششم رد شد  
عضو کمیسیون اقتصادی مجلس گفت: در جلسه امروز کلیات برنامه ۵ ساله ششم توسعه رد شد.
حجت‌الاسلام سیدناصر موسوی لارگانی عضو کمیسیون اقتصادی مجلس شورای اسلامی در گفت‌وگو با فارس،‌ در بیان جزئیات جلسه امروز بعد از ظهر این کمیسیون اظهار داشت: جلسه با حضور اعضا، مرکز پژوهش‌ها و آقای باقری به عنوان نماینده دولت تشکیل شد.وی افزود: در این جلسه بحث و تبادل نظر پیرامون برنامه پنج ساله ششم توسعه صورت گرفت و مجدد تمامی کسانی که در جلسه حضور داشتند با کلی

کلیات برنامه ششم رد شد 
 
امروز آخرین سحر ماه رمضون هم گذشت...
راستش همیشه دوس داشتم سحر ها بیدارت کنم...حتی بری بخونی روز اول ماه رمضون سوال کردم از بیدارشدنت(سوال از مخاطب غایب البته)...نزدیکای ماه رمضون که شده بودیم...قبل اینکه اون پیامو بهت بفرستم و چله نشینی(یا بهتر بگم ابد نشینیمون)شروع شه تو ذهنم تصور میکردم سحرها و افطارهایی که قراره باتو بگذره...حتی از پشت پیام های سرد که اصولا تا خواننده نخواد حسی بهش منتقل نمیشه و درکل چیزی رو حس نمیکنه!
وقتی هم که قرار شد این دو

 
اموزش تهیه و تزئین حلوای شیر برای ماه رمضون و مراسم  
حلوای شیر توی وبلاگ از سالای قبل یه سری چیزا توی \" سفره ی افطار \"هست که برای ماه رمضون خوبه و فقط یادآوری میکنم : شله زرد   ،   هلیم   ،   دو نوع فرنی   ،   توپک خرمایی    ،    حلوای شکلاتیبهترین سایت مدوزیبایی,ارایش وعروس واشپزی

اموزش تهیه و تزئین حلوای شیر برای ماه رمضون و مراسم 
گفتگوی تلویزیونی رئیس جمهور به سه شنبه موکول شد  
 
 
گفتگوی تلویزیونی رییس جمهور اسلامی ایران با مردم، شامگاه سه شنبه از شبکه های تلویزیونی و رادیویی پخش زنده خواهد شد.
 معاون ارتباطات و اطلاع رسانی دفتر رییس جمهور گفت: حجت الاسلام حسن روحانی در این برنامه تلویزیونی که سه شنبه دوازدهم مرداد ماه پس از خبر ۲۱ از شبکه اول سیما، شبکه خبر و رادیو سراسری به طور زنده پخش خواهد شد؛ مهمترین مسایل روز کشور در حوزه های سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، منطقه ای و بین المللی را تشریح می کند.
پرویز اسماعیلی افز

گفتگوی تلویزیونی رئیس جمهور به سه شنبه موکول شد 
جای خالیتو عزیزم کجای دلم بزارم  
سلام با بچه ها نشسته بودیم تو یکی از پارک های کرج و این اهنگو با گیتار یه بنده خدایی که اونجا بود زدم امیدوارم خوشتون بیاد ساعت 12 شب ماه رمضون چهارشنبه ...علی احمدابادی /

جای خالیتو عزیزم کجای دلم بزارم 
جای خالیتو عزیزم کجای دلم بزارم  
سلام با بچه ها نشسته بودیم تو یکی از پارک های کرج و این اهنگو با گیتار یه بنده خدایی که اونجا بود زدم امیدوارم خوشتون بیاد ساعت 12 شب ماه رمضون چهارشنبه ...علی احمدابادی /

جای خالیتو عزیزم کجای دلم بزارم 
فرست دی  
از سالیان پیش میشستم حساب میکردم که ماه رمضون کی میفته زمان امتحانا و همیشه ازون سال (یا این سال:دی) وحشت داشتم:))) آخه قبول نیس...سالای قبل من تا افطار همش میخوابیدم اون وقت امسال با این امتحانا

فرست دی 
من حالم خوب میشه هرکی منو میشناسه میدونه که میشه.  
اینروزا همه به جز آقای میم به فکر من هستن.
حالم با اومدن ماه رمضون بهتر شد.
حالا دیگه منم و خلوت ماه رمضون و یه دنیا حرف برای خدا.
تا درست شدن کارم برای خودم برنامه ریختم.
خوندن داستان کوتاه و سرچ کردن توی معانی ایات قران و زبان.
بقول استادم آدمی که نمیخواد زندگی کنه رو نمیشه مجبور به کاری کرد.
این روزا آقای میم درگیر برنامه های خودشه.انقدر مرموزه که فک میکنم تا حالا نمیشناختمش.
تصمیم گرفتم تغییر کنم.
دوست خوبم راست گفتی من باید خیلی تغییر کنم .ب

من حالم خوب میشه هرکی منو میشناسه میدونه که میشه.