مشق شبمن آرامم

مشق شب:من آرامم  
میگوید بنویس... مشق شبت این است : من زندگی را دوست دارم...من آرامم... روح طغیان میکنه... نه...نمینویسم. من پر از فریادهای خاموشم... پر از حرف نگفته... پر از بغض فرو خورده... پر از اشک یخ بسته... من پر از تهیم... عقل سرکوب میکند این روح پرخروش را... و باز هم تبعید میشود به حفره خالی در اعماق قلبی یخ بسته... بنویس مشق شبت را : من زندگی را دوست دارم...من آرامم....ره گذار راه عشق....

مشق شب:من آرامم 
روشنای دیده ام  
ای روشَنایِ دیده ام ، آرام جان خسته ام
در انتظار مقدَمَت ، دل را به لطفت بسته ام
بازآ دوباره در بَرَم ، شوری فتاده در سرم
باز آ مرا اینجا ببین ، وقت غروب دیگرم
پر می زند هر دم دلم ، مشتاقم از روی کَرم
بخشی منِ دلداده را ، یکدم حضورِ «حاضرم»
تو مُنتهای حاجتی ، در عین قدرت رحمتی
شایسته باشد گر کنی ، حاجت روایم ای سخی
ثور و ثریا را بگو ، شمس و قمرها را بگو
اندر زمین و آسمان ، رب رحیـــما را بگــو
جویای اویم هرزمان ، عشقش گرفته درمیان
صبرم دوصد چندان

روشنای دیده ام