میگی اونجا شروع

دلناله...  
ماجرا تازه از جایی سخت میشه که باید با تمام زخم هایی که از پشت یا زخم هایی که از جلو خوردی، بازم بخندی..بازم بهترین باشی...بازم حواست باشه چی ميگي و به کی ميگي و کجا ميگي...
ماجرا تازه از اونجا سخت میشه که با وجود غربتت، باید به راهت اطمینان داشته باشی و تا میتونی پاتو توی مسیر تنظیم کنی...
ماجرا تازه از اونجا سخت تر میشه که نبود مولا رو حس میکنی...!
اونجاست که ابتلی میشوی به ابتلایی عظیم نباید مصداق زلزلوا شدیدا شوی...
امتحان خدا شروع می شود....
اینجا.

دلناله... 
https://telegram.me/jalilsaman  
علاوه بر پست های جدید كه در اینجا می گذارم یك نسخه هم در كانال شخصی ام در تلگرام می فرستم از اونجا كه فرستادن عكس و فیلم اونجا امكان پذیره و همچنین مطالعه اش برای مخاطب راحت تر فكر نمی كنم كار بیهوده ای باشه فعلا دارم منتخبی از پست هام رو از سال ٨٨ به اینطرف اونجا می ذارم  ارشیو كه به اونجا منتقل شد اخبار كار و عكس های پشت صحنه رو هم  ممكنه بفرستم به اونجا 
https://telegram.me/jalilsaman

https://telegram.me/jalilsaman 
شروع  
شروع شروع شروع شروع شروع شروع شروع شروع شروع شروع شروع شروع شروع شروع شروع شروع شروع شروع شروع شروع شروع شروع شروع شروع شروع شروع شروع شروع شروع شروع شروع شروع شروع شروع شروع شروع شروع شروع شروع شروع شروع شروع شروع شروع شروع شروع شروع شروع شروع شروع شروع شروع شروع شروع شروع شروع شروع شروع شروع شروع شروع شروع شروع شروع شروع شروع شروع شروع شروع شروع شروع شروع شروع شروع شروع شروع شروع شروع شروع شروع شروع شروع شروع شروع شروع شروع شروع شروع شروع

شروع 
نامه ی بیست و چهارم  
اصرار من برای استفاده از واژه ی "میدون هرندی" و اصرار راننده های تاکسی بر "همون دروازه غار منظورتونه" و بعد شروع نصیحتشون به " اونجا جای خوبی واسه خانومی مثل شما نیست و اصلا چیکار داری اونجا " و چشمای از حدقه بیرون اومدشون بعد از شنیدن " محل کارم اونجاس" هر روز صبح ادامه داره:)))

نامه ی بیست و چهارم 
دوچرخه من  
این دوچرخه قدیمی من که تقریبا 12 ساله همره منه و این هم پارک شیرین، قسمت وسایل ورزشی. هر روز صبح میرم اونجا تا ورزشی کرده باشم. اما بین خودمون بمونه، از وقتی اون اتفاق افتاده، دیگه رمقی واسه ورزش کردن ندارم. هر چند با دوچرخه تا اونجا رفتن و برگشتن هم خودش کلی ورزشه. باید بدونید که دوچرخه سواری جزو ورزش های سنگینه. به هر حال وقتی میخوام برم اونجا، اصلا رمقی ندارم که با وسابل ورزشی اونجا ورزش کنم. خدا آخر و عاقبتمون رو بخیر کنه. البته هر روز نمیرم

دوچرخه من 
خوشحالم از بودنت مهربونم  
یه وقتایی میرسی به جایی که خودت بهش ميگي ته خط.اما چقد خوبه اونجا تازه شروع بهترینا باشه. مهربونم خوشحالم که شدی همه زندگیم.وقتی که لباساتو میپوشم و تو بزرگی لباسات گم میشم حس میکنم چقد عاشق مردونگیتم. همسرم خوشحالم از بودنت از مردونگیت از مهربونیت ازغیرتت از اینکه قیل از اینکه حرفی بزنم از چشمام میخونی.دوستت دارم آقایی

خوشحالم از بودنت مهربونم 
شلمچه  
سلاااااااام چن وقتی مسافرت بودم  نتونستم بیام  حالا از اونجا ها براتون میگم :-) رفته بودم شلمچه خیلی خوش گذشت جاتون خالی(حالا این یاد داشته‌ام) ما الان توی اردوی شلمچه هستیم اما ن شلمچه قراره هفت جا ما رو ببرند اولین جایی ک رفتیم اروند رود بود اونجا خیلی خوب بود ی حس تازه ای ب ادم میداد دومین جا نهر خین بود راوی اونجا خیلی قشنگ صحبت میکرد ب طوری ک همه داشتن گریه میکردن خلاصه متحول شدیم رفت 'بعد از اون رفتیم شلمچه از اولی ک وارد شدیم همه چشمامون

شلمچه 
مشکل از اونجا شروع شد  
 مشکل اصلی از اونجا شروع شد که آدم ع  تو بهشت با اونهمه نعمت لایزال راه افتاد دنبال یه مار سخنگو واسه ماجراجویی و ما رو اورد  تو این وانفسای فلان  ، فکر کن تو بهشت هر نعمتی  ( مشخصا هر چیز ی!!)  میخواستی یا بهش فکر میکردی  بدون زحمت جلوت ظاهر میشد ، مثلا فکر میکنی کال آف دیوتی ورژن سال 2100 میلادی بعد یهو ظاهر میشه جلوت ، ميگي فیلمای  اسکار گرفته 200 سال بعد هالییود ، ميگي ازدواج شرعی و قانونی با نیکول کیدمن ، تو یه ثانیه به همش میرسی ، یا مثلا  ميگي

مشکل از اونجا شروع شد 
درخواست  
دوستان سلام. ببخشید من بایك مشكلاتی در وبلاگم مواجه شدم كه هرچی سعی كردم نتونستم حلش كنم. واسه همین یه وبلاگ جدید ساختم وهمه ی مطالب قبلی رو اونجا كپی كردم. از این به بعد هم چیزهای جدید رو اونجا می زارم. 
لطفا از این به بعد به وب جدیدم بیاید و اونجا برام نظر بزارید، وعزیزانی كه لینكم كرده بودن،لطفا وب جدیدم رو لینك كنن. باتشكر. 
ادرس وب جدیدم:                 14Mahtab14.blogfa.com

درخواست 
اشفتگی  
چقد امروز بهم ریخته ام...
تو این چار هفته اتفاقایی افتاد که هنوزنتونستم درست هضمشون کنم.هفته قبل دو تا از بچه های کلاس انتقالی گرفتن و رفتن .اصلا تو فکر انتقالی نبودم اما وقتی اونا رو دیدم واقعا به خودم گفتم چرا من نرم....
.نمیدونم چم شده تو این ی هفته انگار میخام به هر دری بزنم که بتونم بیام شهر خودم.منی که تا ی هفته قبل به خاطر دوستام میخاستم تا تهش اونجا بمونم و از اونجا خوشم اومده بود،الان اصلا نمی تونم تحملش کنم.هفته دیگه هم میانترمام شروع می

اشفتگی 
 
یه روز میـــــاد...✌ میگـــی عزیزمـ میگـــــم جونم؟ ميگي: حالت خوبه؟ میگم: آره  تو خوب باشی من هرجا باشم خوبم ميگي: سردت نیس؟ میگم وجودت گرمم میكنه اشكات سرازیر میشن... ميگي چرا از پیشم رفتی؟ میگم: من همیشه تو یادتم ... تو قلبتم... بعد یه دقیقه ای نگاه به اسمم میكنی دلت بدجور ميگيره یه شاخه گل سفید میزاری رو قبرمو...بعدشم میری...

 
عشق بی معرفت ِِ من :(  
نفرین ب تو ک نیستی جلوی خونتون نشسته باشه ببینیش دستو پات جون نداشته باشه بلرزی.. دلت آشوب تمام انرژیتو جمع کنی که بتونی سرپا وایسی و از پنجره نگاش کنی نگاش کنی و تصویر قشنگش ُ تو ذهنت حک کنی دعا کنی نره ی ساعت اونجا باشه و با اون پسره حرف بزنه.. ولی میره اون میره و تورو میذاره با ی حال آشفته و بغض فکرش.. صورتش ک جلو چشمامهاز خودت بپرسی تو ک ميگي فراموشش کردم هیچ حسی ندارم پس چرا الان حالت آشوبه؟ پس چرا داری میلرزی؟ این چ حسیه

عشق بی معرفت ِِ من :( 
مشکل من نی  
مشکل از اون بووود
من هنوز پای حرفامم
ولی احیانن دیگه خسته شد ازم واقعا
میدونی حق دارن من یکم با بقیه فرق دارم
رفتارم
 یجوریه انگار رد دادم
ولی این مشکل اون بوووود
من هنووو همونم 
من هنوزم تخسم همونقدر و نمیخوام برگرده پهلو من !
مشکل من نی که بی معرفته
مشکل من نی نمیفهمه فرق منو با بقیه
مشکل من نی
اون اینجور ادمیه
مشکل من نی که بی معرفته
مشکل من نی نمیفهمه فرق منو با بقیه
مشکل من نییییی
اون اینجور ادمیه 
شبایی که بی اون بی خواب شدم
روزایی که بی ا

مشکل من نی 
متن اهنگ مشکل من نیست تتلو  
مشکل از اون بووود
من هنوز پای حرفامم
ولی احیانن دیگه خسته شد ازم واقعا
میدونی حق دارن من یکم با بقیه فرق دارم
رفتارم
 یجوریه انگار رد دادم
ولی این مشکل اون بوووود
من هنووو همونم 
من هنوزم تخسم همونقدر و نمیخوام برگرده پهلو من !
مشکل من نی که بی معرفته
مشکل من نی نمیفهمه فرق منو با بقیه
مشکل من نی
اون اینجور ادمیه
مشکل من نی که بی معرفته
مشکل من نی نمیفهمه فرق منو با بقیه
مشکل من نییییی
اون اینجور ادمیه 
شبایی که بی اون بی خواب شدم
روزایی که بی ا

متن اهنگ مشکل من نیست تتلو 
واژه پر كاربرد دخترم  
نازنینم سلام 
روز به روز داری شیرینتر میشی و شیطنتهات بیشتر میشه...كلا ولت كنم یا سر كابینتهایی یا روی میز مبلها!!! هر چیزی رو بخوای بگی مال منه یا بخوای بگی منم ببر و پس من چی؟ميگي:عَمَن"حالا خیلیها فكر میكنن ميگي عمه!،ولی من كه منظور حرفهات رو میفهمم میدونم منظورت چیه

واژه پر كاربرد دخترم 
اذن زیارت بده بانو به من...  
میخواستم قبل از کربلا برم قم
حتی به قدر یه زیارت دو دقیقه ای
ولی خب طلبیده نشدم
ما که رفتیم کربلا
مامانبزرگم رفت قم
پیش بچه های خاله م
از یه طرف کسی دیگه اصفهان نبود
از یه طرفم خاله م داشت میومدش و شوهرشم میخواست بره تبلیغ
بعد اسماء و رضا تنها بودن
ما برگشتیم و مامانبزرگ همچنان اونجا بود
آخر آذر خبر رسید که خونه اجاره کرده فعلا بمونه اونجا :| :)))
خاله کوچیکمم اونجا دانشجوئه آخه
خلاصه که زنگ زدن به من که بیا کمک و اینا
که خب امتحان داشتم و نمیشد ب

اذن زیارت بده بانو به من... 
روزگار برجکی  
نگهبانی روی برجک شاید یکی از سخت ترین کارهای دنیا باشه... از دور که نگاه می کنی با خودت ميگي این که کاری نداره... یه اسلحه دستت ميگيری و دو ساعت سر پا هستی... اما تا نرفته باشی بالای برجک نمیفهمی این کار به ظاهر ساده چه قدر می تونه سخت باشه... انقدر سخت که بعضی وقت ها به سرت میزنه سه تا فشنگ مشقی رو از توی خشاب اسلحه ات دربیاری و با اولین تیر جنگی خودت رو خلاص کنی... البته خیلی سریع پشیمون میشی.
روی برجک فقط خودتی و خودت... البته خدا هم که همیشه همه جا هس

روزگار برجکی 
مسجد مقدس جمکران  
مستی نه از پیاله نه از خم شروع شداز جاده سه شنبه شب قم شروع شد 
؛؛
؛؛
این شعر رو یکی از دوستان ارسال کرد 
ان شاالله زیارت مسجد مقدس جمکران نصیب ما هم شود 
؛؛
من در عمرم دوبار تونستم برم جمکران . یک بار در هفت سالگی و یک بار شهریور سال 94 که در قالب سفر کاری به قم رفتیم و کمبود زمان اجازه نداد بیش از دو ساعت اونجا باشم . . . 

مسجد مقدس جمکران 
گم شدن دستبند  
شب جمعه مورخ 1395/5/4 به همراه عمه کبری رفتیم پارک تندرستی اونجا بود که دستبندت گم شد و ما تا فردا ساعت 3 بعداظهر متوجه نشدیم بعد از کلی گشتن و خونه رو زیر رو کردن بلاخره به همراه عمو علی بابا بهار رفتیم پارک تندرستی و اونجا پیداش کردیم.

گم شدن دستبند 
جهان های موازی  
هیچوقت از فیزیک خوشم نیومده ، همیشه باهاش مشکل داشتم . همیشه برام سوال بود که به چه دردی میخوره که بدونیم وقتی یه توپ رو از پایین به بالا پرتاب میکنیم و همزمان یه توپ دیگه رو از بالا رها می کنیم در چه زمانی به هم می رسن . بعدها در مورد یه نظریه فیزیک کوآنتم چیزهایی شنیدم که برام خیلی جذاب بود . نظریه ی جهان های موازی .واقعا امیدوارم که همچین چیزی وجود داشته باشه . دلم میخواد بدونم آیا توی اون جهان های دیگه هم با لسان السلطنه ازدواج کردم ؟ اونجا ه

جهان های موازی 
مشکل من نیست  
مشکل از اون بووود
من هنوز پای حرفامم
ولی احیانن دیگه خسته شد ازم واقعا
میدونی حق دارن من یکم با بقیه فرق دارم
رفتارم
یجوریه انگار رد دادم
ولی این مشکل اون بوووود
من هنووو همونم
من هنوزم تخسم همونقدر و نمیخوام برگرده پهلو من !
مشکل من نی که بی معرفته
مشکل من نی نمیفهمه فرق منو با بقیه
مشکل من نی
اون اینجور ادمیه
مشکل من نی که بی معرفته
مشکل من نی نمیفهمه فرق منو با بقیه
مشکل من نییییی
اون اینجور ادمیه
شبایی که بی اون بی خواب شدم
روزایی که بی اون

مشکل من نیست 
یک هفته بعد...:-):-)  
از شنبه هفته پیش یعنی روز 3مهر من و بیبی شروع به کار کردیم...روز دوشنبه هم که وارد 9هفته شدیم و شدیم اندازه یه تووت فرنگی:-):-)عااااشقتم توت فرنگی..بیبی یه شب خوبه و یه شب هم شیطونیش ميگيره...روز جمعه ۹مهر ماه هم که بیبی رو بردیم جشنتجلیل پزشکان رامهرمز..خیلی خوشحال شدم که یکی از استادهامو اونجا دیدم..تازه بعد از جشن رفتیم خونه حسن و راضیه ..خیلی خوش گذشت..عزززیزززکم بیبی قشنگوی توت فرنگی خودم دیگه داره شروع میکنه مهمونی بره

یک هفته بعد...:-):-) 
شروع گردش ها  
سلام امیرحسینم
روز سی و نهم از زندگی شما روز خوبی بود چون من و شما و داداش محمدمهدی اولین گردش بیرون از خونه ی سه تاییمون رو رفتیم.
راستش من دیدم داداشی خیلی دلش توی خونه گرفته. من هم که نمیرسم باهاش بازی کنم. سوار ماشین شدیم و به جاهای مختلفی رفتیم.
اول از همه رفتیم مرکز بهداشت و جواب آزمایش تیروئید شما رو گرفتیم که شکر خدا خوب بود و مشکلی نبود. اونجا من شما رو سپرده بودم توی ماشین به داداشی و به خودش هم یه گوشی دادم که سرش گرم باشه.
بعدش رفتیم د

شروع گردش ها 
بوسه ی شیطنت آمیز  
چند سال پیش، درست بعد از سیزده به در رفتیم مسافرت. کل شمال و غرب کشورو دور زدیم و برگشتیم سر جای اولمون. 
به آذربایجان غربی که رسیدیم، کنار دریاچه ی حسنلو، نزدیک های نقده، چند تا جوون داشتن ماهیگیری می کردن. 
کلا توی سفر، دیدین هر کاری بخواهین می کنین؟ منم خوشحال بودم... دلم می خواست ماهی گیری کنم. ایستادیم کنار جاده ای که در امتداد دریاچه بود. به اون پسرها نزدیک شدیم و با هم ماهیگیری کردیم. البته هیچی عایدمون نشد.. ولی اونجا خیلی بهمون خوش گذشت.

بوسه ی شیطنت آمیز 
قربان 90!!!  
خیلی وقته ننوشتم، اونقدر که صراحتا می­تونم بگم یادم رفته نوشتن رو، نوع نگارشم رو. نمی­دونم چجوری شروع کنم، چجوری قضایا رو بهم ربط بدم و ...؛ اولین کاری که به ذهنم رسید این بود که به وبلاگ دوست قدیمی­م که باعث شروع وبلاگ­نویسی­م شده بود سر بزنم و چندتا از مطالبش رو بخونم تا یادم بیاد نوشتن رو! شدم مثل جوجه پرنده­ای که پرواز رو داره از مادرش یاد می­گیره!
گفتم مادر! یادش بخیر سال 90 ترم اول ارشدم ظهر عید قربان بود که رفتم توی نمازخونه نمازم رو بخون

قربان 90!!! 
دلم حذف میخواهد  
آدرس قبلیه وبلاگم
الان که اسمشو سرچ میکنی وبلاگی به این اسم باز میشه توی بیان
بعضی مطالب وبلاگم وچندمطلب جدید میادخانوم رضائیان هم نویسنده وبلاگه
اسم وبلاگ هم همونmohanna.blog.ir
حداقل اسم منو برمیداشتین:/
دنبال کننده های قبلی میرن اونجا نظر میدن فکرمیکنن هنوز منم اونجا:(
اونجا نرید لطفا این وبلاگ خودمه:(
من که وبلاگمو حذف کرده بودم چطوری مطالبم اونجاست://
(

دلم حذف میخواهد 
3005.  
مادرشوهرم زنگ زد به مستر،
و گفت خونه ی فلانی(مادرشون) نمیرین من یه چیزی ازش گرفتم بهش پس بدین؟
مستر نکته رو گرفته بود و پرسیده بود: میخواین برین اونجا؟
مادرشوهر: اگر رفتین و خواستین چند دقیقه ای اونجا بمونین آره منم میام.
و بعد پرسیده بود:
خونه ی فلانی(برادر مستر) چی؟
خونه ی فلانی نمی رین؟
:)

+دلم سوخت.. دل مستر هم..

3005. 
 
اگه دو هفته پیش متوجه میشدم شایدم خودم ُ می کوبیدم به در ُ دیواریا شب میرفتم اونجا و خودم ُ خالی می کردم و اینقدر می موندم تا خورشید طلوع کنه .اما الانفقط یه ذره ته قلبم احساس سوزش کردم و چند تا حرف و خاطره ِ از توی گوش و جلوی چشمام گذشتن .ولی خوب می دونم که دوباره برمیگردم همونجایی که تا دو هفته پیش ایستاده بودم ، خیلی زود .و اون موقع ست که تا صبح اونجا موندن و کوبیدن و بالا و پایین شدن دیگه دردی رو دوا ن م ی ک ن ه

 
نیست  
ميگي مهم نیست اما زمانی که میبینی اش داغ دلت تازه میشه!
ميگي مهم نیست اما تا بهش فکر میکنی اشک تو چشمات جمع میشه
ميگي مهم نیست اما زمانی که خیلی تنهایی باهاش حرف میزنی!
ميگي مهم نیست اما بعضی اوقات دستت میره رو شمارش که زنگ بزنی ....نزنی...بزنی...نزنی....!
ميگي مهم نیست اما دلت واسه صداش لک زده!
ميگي مهم نیست اما شبا تا صبح خوابت نمیبره با خودت ميگي یعنی داره چیکار میکنه؟!
ميگي مهم نیست اما میخوای بدونی الان کجاست و چیکار میکنه !
ميگي مهم نیست اما مید

نیست  
اهدای عمومی خون و سلول بنیادی  
دیروز با دوستامون جمع شدیم و رفتیم سازمان انتقال خون. یه کلی آدم اونجا جمع شده بود. هر قشری رو میتونستین اونجا پیدا کنین. از دختر پسرایی که تو خیریه کار میکردن تا سربازی که با لباس فرم اومده بود اونجا... کاش همه بیان و خونشون رو تو بانک بذارن. 
ادامه مطلب

اهدای عمومی خون و سلول بنیادی 
تحلیل روز پنجشنبه 23 مهر 94  
دلار فردایی اگه 77 باز کنه با حد ضرر 3474.5 تا 3483 افزایش داریم  و اونجا مقاومت داره و با حد ضرر 34835 میشه فروخت به 3475 و در صورت شکست تا 34735
ولی چنانچه زیر 75  باز کنه تا 34735 کاهش داریم و در صورت شکست 3473 تا 3462 و در صورت شکست 3461 تا 3453
در صورت عبوراز 3483.5 روند کاهشی کنسل  وافزایش به 3488 و در صورت عبور از اون با حد ضرر 3487 افزایش به 3503.5
 
ابشده در صورت شکست 423500 کاهش به 422800 و در صورت شکست تا 421900 و در صورت شکست تا 421300 که در اونجا انتظار حمایت و برگشت میره


تحلیل روز پنجشنبه 23 مهر 94 
 
فشار و بدبختی یعنی این
فوق لیسانس دانشگاه روزانه  نفر برتر دانشکده رو به قرص خوردن انداختی
بعد ميگي حالم خرابه؟
ميگي ضعیف شدی؟
دور از خانواده کسی نیست حتی باهام حرف بزنه بعد ميگي نمیتونی جوابمو بدی؟
زنگ میزنم که درد و دل کنم بعد ميگي زنگ نزن؟
میخواستی از رشت بری آستارا ده باز بهت زنگ میزدمکه کی میرسی
بعد الان اینو ميگي؟
حرف از خدا هم میزنی؟

 
این مبحث رو بلدین؟  
درس ششم
فعل مجهول :| 
فقط تا اونجا بلدم که مفعول جمله معلوم میشه فاعل جمله مجهول . 
بعدش فعل باید مجهول شه با p.p ینی قسمت سوم فعل 
اونجا گیر میکنم ، که نوشته فعل to be باید هماهنگ با زمان جمله معلوم باشه ، بعد ۷ تا مورد زیرش نوشته که باعث میشه فک کنم هیچچچچییی بلللد نیستممم:| 
استاد نجفی هم فقط تست یاد میدهد ، مرد مومن من نهااااییی دارمممم . نهااایییی :| 

این مبحث رو بلدین؟ 
 
گفتم : میدونی استایلت شبیه فلانیه؟ (یه خواننده پورتوریکویی - آمریکایی)
گفت : عجیبه اونجا اون آدم با این استایل شده فلان خواننده , من اینجا هیچی نشدم .
گفتم : اونجا اون خودشو پیدا کرد . تو هم اینجا خودتو پیدا کن . خودتو واسه خودت پیدا کن نه واسه آدمای اینجا که اگه اینجور باشه یجوری میشه که ناجور میشه .

 
اون لاغر مردنیِ لعنتی  
توی این مدتی که با هم حرف نزدیم من یک دوست جدید پیدا کردم. کم تر از یکسال پیش بود. خواب بودم. تاریکی محض. دستم رو گرفت و من رو با خودش می کشید. هیچ حرفی نمی زد. به ظاهرش دقت کردم. سرش رو بالا می گرفت. لاغر اندام با صورتی بچه گانه. رسیدیم به یک دیوار. هنوز دستم رو گرفته بود. دوید به سمت دیوار و برای چند ثانیه گیج بودم. حالا یک جای دیگه بودیم؛ یک خیابون سنگ فرش شده و نورانی. یک مهمونی یا دور همی. آدم های اونجا با تمام آدم هایی که تا بحال دیده بودم فرق داشت

اون لاغر مردنیِ لعنتی 
گشتى در موزه ى دفاع مقدس  
وقتی برای تفریح و با توصیه ی استادم به موزه ی دفاع مقدس رفتم فكر میكردم كه جای خسته كننده ای باید باشه و فك میكردم یه محیط سنتی و قدیمی باید باشه اما وقتی وارد پیاده رو هاش شدم دیدم كه نه یه محیط به روز كه خیلی چیزای جالبی اونجا هست . 
درست نمیدونستم كجا باید برم واسه همین افتادم دنبال زوجی كه اونجا قدم میزدن واسم عجیب بود كه یه زوج جوون اونجا بیان واسه تفریح بعدش كه ازشون پرسیدم فهمیدم با هم نامزدنو جفتشونم فرزند شهید هستن.
ازشون كه جدا شدم رف

گشتى در موزه ى دفاع مقدس  
میل دیده شدن  
-فکر میکنی انقدر احمقه که بره اونجا؟ (مظنون)- نه.فکر میکنم انقد باهوشه که بیاد اونجا.عاشق قاتل های باهوشم.خیلی دلشون میخواد که گیر بیفتن.- چرا؟- تا تحسین بشن.تشویق در پایان نمایش بینظیرشون.نقطه ضعف نوابغ همینه.دلشون تماشاچی میخواد....فصل 1.1

میل دیده شدن 
آهنگ جدید افشین آذری بنام برگرد  
دانلود آهنگ جدید افشین آذری بنام برگرد با بالاترین کیفیت
Download New Music Afshin Azari – Bargard
ترانه وملودی : افشین آذری , تنظیم : حامد همتی , ارکستر زهی ، سولو ویلن : مسعود نوروزی گیتار : مجتبی تقی پور , آکاردئون : افشین آذری , میکس ومسترینگ : احسان جوادی
برای دانلود آهنگ به ادامه مطلب مراجعه کنید …
 
فان و سرگرمی

آهنگ جدید افشین آذری بنام برگرد