نقدی بر فیلم راننده تاکسی

تلگرام و راننده تاکسی  
سلام به همه دوستان
امروز یک کاری در میدان ونک داشتم که سوار یک تاکسي خطی شدم و به سمت میدان ونک راهی شدم.
راننده تاکسي هم فردی بود بالای 50 سال.
من در صندلی عقب نشسته بودم و متوجه پچ پچ راننده با موبایل خودش شدم.
دیدم ایشون داره از طریق تلگرام پیغام صوتی به همکارش می فرسته و همکارش رو نصیحت می کنه.
مهم نیست راننده چی می گفت مهم این است که ببینید تلگرام با اینکه یک App انگلیسی است ولی آنقدر راحت است که حتی یک راننده تاکسي بالای 50 سال هم می تواند از آن

تلگرام و راننده تاکسی 
دفع مظالم  
عجله داشتم. باید تاکسي سوار می شدم. اما پول خرد همراهم نبود. فقط ده تومنی. وقتی به راننده تاکسي گفتم ؛ گفت قبل اینکه سوار شی ؛ باید می فهمیدی که پول خرد همرات نیست. دیدم راست می گفت. آخرش هم پول را نگرفت.یادم باشد هزار تومان دفع مظالم کنار بگذارم ؛ برای ظلمی که سهوا در حق راننده تاکسي کردم ...

دفع مظالم 
حکایت :چرچیل کیه؟!  
در هنگام جنگ جهانی دوم  چرچیل نخست وزیر انگلستان سوار تاکسي میشه تا به بیبیسی برود جهت سخنرانی
به راننده میگه نیم ساعت صبر کن من برمیگردم . راننده میگه ببخشید آقا من میخوام برم خانه سخن رانی چرچیل رو گوش کنم . چرچیل از شنیدن این حرف خیلی خوشحال شدو یک اسکناس ده شیلنگی که معادل دوبرابر کرایه  بود به او انعام داد . راننده تاکسي خوشحال شد وگفت چرچیل کیه آقا ؟ صبر میکنم تا شما برگردید.              (ازکتاب هزارویک حکایت تاریخی)

حکایت :چرچیل کیه؟! 
راننده تاکسی :)))))  
امروز سوار یه تاکسى شدم
صد متر جلو تر یه خانمى کنار خیابون ایستاده بود
راننده ى تاکسى بوق زد و خانم رو سوار کرد
چند ثانیه گذشت
راننده تاکسى : چقدر رنگِ رژتون قشنگه
خانم مسافر: ممنون
راننده تاکسى : لباتون رو برجسته کرده
خانم مسافر سایه بون جلوىِ صندلى راننده رو داد پایینُ لباشو رو به آینه غنچه کرد.
خانم مسافر: واقعاً؟؟!
راننده تاکسى خندید با دستِ راست دستِ چپِ خانم مسافر رو گرفتُ نگاه کرد
راننده تاکسى : با رنگِ لاکتون سِت کردین؟! واقعاً که با سل

راننده تاکسی :))))) 
راننده تاکسی  
آدما چه قدر با هم فرق دارن.
مسیری که من صبح میرم سر کار جوری هست که مبلغ کرایش مشخص نیست. بعضی راننده ها 2 تومان میگیرن و بعضی 1.5. یعنی اگر یکم بعدش سوار شم میشه 1.5. توی ذهن راننده مبلغ از 1.5 بیشتره ولی به 2 نمیرسه.
حالا بعضی راننده ها به بالا گرد میکنن و بعضی به پایین. بحث منم سر همینه. چه طوریه که بعضیا حسشون اینه که اگر بیشتر بگیرن زیاد گرفتن ولی بعضیا تا جا داشته باشه میکشن بالا؟
من دیدم نمیشه برای یک مسیر یه رو 1.5 بدم یه روز 2. یا باید به همه 2 بدم یا

راننده تاکسی 
دل  
همه توی تاکسي ساکت بودند و هیچ کس، حواسش به دیگری نبود. مردی که جلو نشسته بود و سرش را به پنجره تکیه داده بود و بیرون را نگاه می کرد، با سرش ضربه آرامی به شیشه زد. راننده سرش را چرخاند و به مرد نگاه کرد. 
مرد گفت: دلم داره می ترکه.
حالا همه حواس شان جمع شده بود. زنی که عقب نشسته بود، لبخند کمرنگی زد. حدس زدم که دل زن هم گرفته است. مردی که بین من و زن نشسته بود، گفت: چی می شه که آدم یهو دلش می گیره؟
 راننده گفت: یه میلیون تا چیز. 
زن گفت: دل گرفتن که دلیل

دل 
آگهی استخدام  
شرکت جهاد نصر تهران جهت تکمیل کادر خود به مشاغل ذیل نیازمند است.
4 نفر کارشناس ماشین آلات با تجربه و آشنا به کامپیوتر
9 نفر راننده پایه یکم با تجربه
3 نفر راننده بیل مکانیکی آشنا به پیکور
یک نفر راننده گریدر با تجربه
یک نفر راننده غلطک

آگهی استخدام  
یک جفت  
دست تکان می دهم تا تاکسي بایستد. تاکسي خالی است و من صندلی کنار راننده را انتخاب می کنم. صدای رادیوی ماشین بلند است. صوت قرآن پخش می کند. توجه من هم جلب می شود. اما نه بخاطر بلند بودنش. یک مشکلی هست. یک آیه مدام تکرار می شود.در حالیکه دنبال یک بهانه ی آرامش بخش برای این تکرار می گردم می بینم که راننده فرمان را رها کرده است اما فرمان می چرخد و ماشین را هدایت می کند. خیره به راننده نگاه می کنم که بالاخره به حرف می آید: آخه ما دست نداریم که باهاش فرمون

یک جفت 
تاکسی (1)  
سوار ماشینی شدم که روی صندلی کنار راننده پسر جوانی نشسته بود. راننده سلام گرم و محترمانه ای کرد و به من روز بخیر گفت. موقع پیاده شدن هم برایمان روزی پربرکت آرزو کرد و ما را به خدای بزرگ سپرد، با یک انرژی و لحن خاص ِ قشر ادیب و فرهیخته ی ایرانی.
دمش گرم، روحمان را جلا داد :)
+ حقیقت این است که دیار غربت فرهنگ سلام کردن را از من ربوده بود !

تاکسی (1) 
راننده تاکسی  
راننده
تاکسي

از اون
راننده تاکسي های با حال بود، از اونایی که رو به انقراضند. صورت استخونی، ریش
پروفسوری، شلوار لی، مو های کم پشت و یه قوطی آب معدنی یخ زده که از آب نشدنش شاکی
بود، چیزایی بودند که تو نگاه اول به چشم میومد. نفسش گرم بود، می گفت بچه
اردبیلم، از ترکای اصل، دلش پر بود، از نا رفیقی، تک تیرانداز بود برادرش هم
شیمیایی. یکی از غنیمتای تهرون، مرواریدی که فرشته ها شبا نور شو بهم نشون
میدن. 

راننده تاکسی 
بهترین شغل دنیا  
همیشه تعجب می کنم که دنیایی رو که من می بینم ، افرادی که کنارم هستن اینطور نمی بینن ... گاهی دوستانم مسخره می کنن که انقده مثبت به مسائل نگاه می کنم ... ولی حقیقت اینه که واقعیت ها وجود دارن ... منم که بهشون برچسب خوب و بد می زنم ... دنیای من همونیه که می بینم ... اگه بده ... پس بده ... اگه زیباست ... پس زیباست ... بیاید قشنگ نگاه کنیم ...
راننده تاکسي گفت: «می‌دونی بهترین شغل دنیا چیه؟» گفتم: «چیه؟» گفت: «راننده تاکسي.» خندیدم. راننده گفت: «جون تو... هر وقت بخوا

بهترین شغل دنیا 
از دست ندید...  
مرحوم علی اکبر شیرین کار معروف به حاجی بشقابی است،مردی که با یک اقدام ساده اما اثرگذار ، یادگاری تاریخی را برای ملت ایران باقی گذاشت.مرحوم شیرین کار یک راننده ساده تاکسي بود که از جابجایی مسافران امرار معاش می کرد و برای کسب روزی حلال تلاش می نمود.یکی از اهالی قزوین در خاطره ای از این مرحوم میگوید:در زمان های نه چندان دور ( حدود ۲۸ سال قبل) زمانی که کرایه تاکسي هرنفر ۱۵ تومان بود ، همسرم به اتفاق پسرم و دخترم در سبزه میدان در هوای بارانی منتظر

از دست ندید... 
ذهن منحرف  
 
 
امروز سوار یه تاكسى شدم
صد متر جلو تر یه خانمى كنار خیابون ایستاده بود
راننده ى تاكسى بوق زد و خانم رو سوار كرد
چند ثانیه گذشت
راننده تاكسى : چقدر رنگ رژتون قشنگه
خانم مسافر: ممنون
راننده تاكسى : لباتون رو برجسته كرده
خانم مسافر سایه بون جلوى صندلى راننده رو داد پایین و لباشو رو به آینه غنچه كرد و گفت واقعاً؟؟!
راننده تاكسى خندید با دست راست، دست چپ خانم مسافر رو گرفت و نگاه كرد!
راننده تاكسى: با رنگ لاكتون ست كردین؟! واقعا كه با سلیقه این تب

ذهن منحرف 
تاکسی چی!  
امروز صبح در مسیر دانشگاه سوار تاکسي شده بودم که رادیو گفت: بانکهای اروپایی بعلت تهدیدهای آمریکا با ایران رابطه ای برقرار نمیکنند و تحریمها فقط در کاغذ برداشته شده اند ... راننده تاکسي برگشت و گفت: دیدی آقای روحانی؟ دیدی؟ به منی که ۸ سال در جبهه جنگیدم چون منتقد به برجام بودم گفتی بزدل ... حالا دیدی آمریکا باهات چجوری تا کرد؟
در چهره آن راننده تاکسي غرور پایمال شده ای را دیدم که تا بحال مثلش را ندیده بودم ... یکی از کسانی که ۸ سال جلوی دنیا ایستاد

تاکسی چی! 
گرفتن حق  
امروز راننده سرویس همکارم را که سر خط سوار می شد سوار نکرد و از وسط خط شروع به سوار کردن مسافران کرد.  بهانه اش این بود که همکارم چهارشنبه گذشته مرخصی گرفته و به وی نگفته است که نمی آید. و او مجبور شده است تا پل ب برود و چند دقیقه منتظرش شود.
بعداز ظهر مشاجره ای بین همکارم و راننده سرویس در گرفت. همکارم مدعی بود که راننده به هیچ وجه حق ندارد وی را سوار نکند. و راننده موظف است در ساعات مشخص شده شرکت در محل بایستد و اگر کسی نبود برود. و بخاطر این وظی

گرفتن حق 
خاکستری مخرب رنگ است  
خاکستری مخرب رنگهاست جمله ی معروف اوژن دلاکروا بزرگ
این تصویر که اسمش پاگانینی هست اثر دلاکرواست و سعی شده به حالات درونی بپردازد نه بیرونی
سبک دلاکروا رمانیسم است و دز دانش رنگ نیز بینطیر میباشد
یعنی واقعا این بشر عجیب غریب بوده یه روز داشته نقاشی میکرده بعد به یه رنگ زرد خاص احتیاج پیدا میکنهیادش میاد همچین زرئیو تو موزه ی لوور دیده حالا چندساعت همبیشتر تا بسته شدن موزه نمونده بوده
سریع سوار تاکسي میشه توی راه سایه ی تاکسي روی زمین رو می

خاکستری مخرب رنگ است 
رانندگی عالی  
و راننده ای که واقعا راننده است.

رانندگی عالی 
انیشتین و راننده اش  
انیشتین برای رفتن به سخنرانی ها و تدریس در دانشگاه از راننده مورد اطمینان خود کمک می گرفت. راننده وی نه تنها ماشین او را هدایت می کرد بلکه همیشه در طول سخنرانی ها در میان شنوندگان حضور داشت بطوریکه به مباحث انیشتین تسلط پیدا کرده بود! یک روز انیشتین در حالی که در راه دانشگاه بود با صدای بلند گفت که خیلی احساس خستگی می کند؟
راننده اش پیشنهاد داد که آنها جایشان را عوض کنند و ...
او جای انیشتین سخنرانی کند چرا که انیشتین تنها در یک دانشگاه استاد ب

انیشتین و راننده اش  
انیشتین و راننده اش  
انیشتین برای رفتن به سخنرانی‌ها و تدریس در دانشگاه از راننده مورد اطمینان خود کمک می گرفت.راننده وی نه تنها ماشین او را هدایت می کرد بلکه همیشه در طول سخنرانی ها در میان شنوندگان حضور داشت 
بطوریکه به مباحث انیشتین تسلط پیدا کرده بود! یک روز انیشتین درحالیکه در راه دانشگاه بود با صدای بلند گفت که خیلی احساس خستگی می کند.
راننده اش پیشنهاد داد که آنها جایشان را عوض کنند و....
او جای انیشتین سخنرانی کند چرا که انیشتین تنها در یک دانشگاه استاد ب

انیشتین و راننده اش 
همه ی راننده تاکسی ها سعی دارند سر من کلاه بزارن!  
چرا؟؟
1.شاید واقعا نیاز دارند پول بیشتری در بیارند. شاید چرخ زندگی شون به سختی میچرخه و مجبورند دروغ بگن.
2.شاید هم به دروغ و تیغ زدن غریبه ها عادت کردند.
3.شاید من بیش از حد ساده یا عجیب به نظر میرسم. 
فقط در مورد اول اگر احساس کنم واقعا نیاز دارند حتما هر چه قدر که بخواد و منطقی باشه میپردازم . بعضی وقتا لازمه آدم یکمی احمق باشه.
وای به حال راننده ی نوع دوم ، بلایی سرشون میارم که تا هفت پشت فکر دروغ گفتن و تیغ زدن مسافرای راه نابلد به سرشون نزنه! (خ

همه ی راننده تاکسی ها سعی دارند سر من کلاه بزارن! 
منطق اهانت به بانوان (تاکسی نوشت 2)  
 
یک روز سوار تاکسي شدم راننده که فرد میانسالی بود به جلوه های مونث عالم پیرامون، نظیر بانوانی که کنار خیابون بودند و حتی خورشید عالم افروز اهانت و بدگویی می کرد. مراتب فحاشی راننده به این شکل بود که بعد از مشاهده بانوان در کنار خیابان بعد از دو فقره بوق زدن که در ادبیات تاکسي باز ( یا بهتر بگوییم تاکسي گرا) به معنای مسیرت کجاست؟ به محض اینکه پاسخ مورد نظر را نمی شنید موجی از فحش و فضیحت را نثار آن بانوان می کرد.
مورد اول خانم میانسالی بود که اص

منطق اهانت به بانوان (تاکسی نوشت 2) 
تاکسی بلوز  
- مستقیم اقا
تاکسي زرد، تاکسي عادی، تاکسي شهر، از همین تاکسي خیلی عادیا. 
میرم توش ضبط داره #کریس_رعا پخش میکنه، موندی داستان چیه! این تاکسي جواد یساری پخش نمیکنه چرا یا تهش از این پاپ های جدید ! یه نگاه راننده میکنم، چی بپرسم اخه ...
- اقا شرمنده این موزیک ...
- کریس رعا، خواننده قدیمی انگلیسی
- اره میدونم اما عجیبه اخه تو تاکسي شهر
- مگه راننده تاکسي ها دل ندارن! اشکال داره؟
موندم چی بگم به جوابش اخه خدایش راننده تاکسي ها جدا اهل دلن :) 
- نه محشره! ا

تاکسی بلوز 
دانلود فیلم تاکسی پلیس با لینک مستقیم  
دانلود فيلم تاکسي پلیس با لینک مستقیمدانلود فيلم ایرانی تاکسي پلیس با لینک مستقیمدانلود فيلم جدید تاکسي پلیسبا لینک مستقیمدانلود فيلم تاکسي پلیس با کیفیت بالادر صورت نارضایتی صاحب اثر لینک دانلود حذف خواهد شدلینک دانلود اضافه شد
خلاصه فيلم: روایتگر قصه ی یک راننده تاکسي است که در ارتباط با یک قاچاقچی با پلیس همکاری می‌کند…
بازیگران: بهنام تشکر، محمد شیری، هومن برق نورد، داریوش موفق، هوشنگ حریرچیان، سارا منجزی، میثاق جمشیدی و…

دانلود فیلم تاکسی پلیس با لینک مستقیم 
ای حرمت ملجا درماندگان...  
دلتنگی را اگر نام دیگر آتش بدانیم،آتشی در دلش شعله ور بود،معجونی از خنده و گریه را میشد در سیاهی مردمکِ چشمانش دید... با خودش فکر میکرد اول اسم چه کسی را بگوید؟اصلا نکند اسم ها را فراموش کند!که اسامی را یادداشت کرد. راننده تو آینه نگاه کرد و گفت نیم ساعت دیگر به مقصد میرسیم،به جاده نگاه کرد و دلش ترکید،همچون انار های باغ خان عمو،اسم عمو را به لیست اضافه کرد. "ای حرمت ملجأ درماندگان" از ذهنش گذشت،اتوبوس ایستاد،راننده تاکسي داد میزد: حرم 3نفر
+کا

ای حرمت ملجا درماندگان... 
امروز سوار یه تاکسى شدم.....  
صد متر جلو تر یه خانمى کنار خیابون ایستاده بودراننده ى تاکسى بوق زد و خانم رو سوار کردچند ثانیه گذشتراننده تاکسى : چقدر رنگ رژتون قشنگهخانم مسافر: ممنونراننده تاکسى : لباتون رو برجسته کردهخانم مسافر سایه بون جلوى صندلى راننده رو داد پایین و لباشو رو به آینه غنچه کرد و گفت واقعاً؟؟!راننده تاکسى خندید با دست راست، دست چپ خانم مسافر رو گرفت و نگاه کرد!راننده تاکسى: با رنگ لاکتون ست کردین؟! واقعا که با سلیقه این تبریک میگم.خانم مسافر: واى ممنونم..

امروز سوار یه تاکسى شدم..... 
ماجراهای پسر واکسی۶  
خارجی-روز-پیاده رو
پسر واکسی روی جعبه نشسته است. دستانش را زیر چانه اش میگذارد و به مرد جوانی که آنطرف خیابان منتظر تاکسي ایستاده است نگاه میکند. مرد جوان برای تاکسي ای دست بلند میکند. تاکسي می ایستد. مرد به طرف تاکسي میرود. راننده تاکسي شیشه را پایین میدهد. چند کلمه رد و بدل میکنند. مرد از تاکسي دور میشود. تاکسي میرود. پسر واکسی، پیرمرد را متوجه جوان میکند. تاکسي دیگری می آید. مرد به طرف تاکسي میرود. با راننده صحبت میکند. راننده شیشه اش را بالا م

ماجراهای پسر واکسی۶ 
راننده تاکسی  
 
راننده ی تاکسي ام تا مرکز شهر تویی.پنجره ات را کمی باز میگذاری.فقط به اندازه ای که بوی بنزینی که تازه زده ای حالم را بد نکند.فقط به اندازه ای که موهای نمناکه حمامی که ده دقیقه ی پیش رفتم سرماخورده ام نکند.مرد مسافر بد ذاتی که جمع ننشسته بود را پیاده میکنی.به سختی با یک دست فولدر ترک های محبوب مرا از بین انبوه ترک هآی فلش دوازده گیگی ات پیدا میکنی.عکس تو بود و قصّه ، قاب تو بـود و انکار یزدانی را بیشتر میکنی،زمزمه میکنی،تمام سرعت گیرها را کلاژ

راننده تاکسی 
تاکسی  
به غیر از من دو مرد دیگر هم در تاکسي نشسته بودند. با این که ساعت یک ربع به ده بود ماشین ها قدم به قدم جلو می رفتند. خانمی که تازه سوار شده بود پیاده شد. شاید پیاده می رفت زود تر می رسید؟! گرمای صدای مسعود فروتن با آن قصه های ساده و بی شیله پیله اش تاکسي را گرم تر کرده بود. 
مردی که روی صندلی عقب پیش من نشسته بود گفت : این چیه حاجی گذاشتی! قصه شبه؟! این چرت و پرت ها چیه؟ 
راننده گفت: بابا این مسعود فروتنه! 
مرد گفت: حالا مثلا خیلی معروفه! 
راننده گفت: پس

تاکسی 
 
متن خیلی زیبا یه روز تو یه خیابون یه پسری عاشق یه دختر میشه بعد میره جلو حرف میزنن و با هم دوست میشن همین طور که در حال راه رفتن هستن یهو یه ماشین خیلی زیبا میاد و جلو اینها نگه میداره بعد دختره بر میگرده میگه :عزیزم تو خیلی پسر خوبی هستی اما پیاده روی خیلی واسه پاهام زلر داره بعد میره سوار ماشین میشه میگه : بررررریم راننده میگه:کجاخانوم من راننده این اقا هستم بفرمایید پائین لطفا.به سلامتی اون ماشینی که راننده اون پسر نبود اما خودش رو جای رانند

 
احترام به رانندگی خانم ها  
از وقتی رانندگی میکنم متوجه شده ام که آقایان راننده خیلی به راننده های خانم احترام می گذارند. آقایان اصولا از ماشینی که راننده اش خانم است فاصله میگیرند و به آنها راه میدهند و اجازه می دهند تا اول خانم ها عبور کنند. من اسم این کارشان را احترام میگذارم نه ترس از تصادف با یک راننده ی ناشی! ؛)
در مسیر خانه ی پدرم کوچه ای است که فقط یک ماشین می تواند عبور کند، البته یک تکه عقب نشینی هست که اگر دو ماشین رو در روی هم قرار گرفتند یکی وارد عقب نشینی می شو

احترام به رانندگی خانم ها 
هی تاکسی  
توضیح
 
توی "هی تاکسي" باید مسافر سوار کنید و به مقصد برسونید.
البته به این آسونی ها هم نیست. هر مسافر یه اخلاقی داره. بعضی ها از لایی کشیدن و مویی رد کردن خوششون میاد، بعضی ها هم نه. بعضی ها بیشتر کرایه میدن، بعضی ها کمتر.
 باید مواظب باشید جریمه نشید و تصادف نکنید. مسافرها اگه از رانندگیتون راضی نباشن، پول کم میدن.
با پیشرفت توی بازی میتونید ماشین های بهتری بخرید و هر چی ماشین های بهتر بخرید میتونید پول بیشتری از مسافرهاتون بگیرید. میتونید ماش

هی تاکسی 
عشق بهتر است یا ثروت ...  
یک زن و مرد جوان که نمی‌دیدمشان. فقط صدایشان را می‌شنیدم.
داشتند می‌رفتند طلاهای زن را بفروشند برای چکی که سر رسیدش نزدیک بود و
مرد به هر دری زده بود نتوانسته بود پولش را جور کند. ناگهان زن دست به
انتحار زد و خیلی رک گفت در انتخابش برای ازدواج اشتباه کرده و باید با‌‌
همان خواستگارش که مغازه لوازم یدکی داشته ازدواج می‌کرده. بعد همه‌مان
نفس‌هایمان حبس شد. هم من و هم راننده تاکسي و هم زن و مرد صندلی عقب.
داشتم خفه می‌شدم که به راننده گفتم

عشق بهتر است یا ثروت ... 
 
شرشر باران و ... مقصد بی نشان و...      –"تاکسي"
گم شدی توی خودت؛ گم در زمان و...   –"تاکسي"
 
دوستت دارم شده ورد زبان و...          –"تاکسي"
گم شدی در این خلا از عابران و...      –"تاکسي"
 
ترس میریزد به مغض استخوان و...      –"تاکسي"
لرز می پیچد میان گیسوان و...            –"تاکسي"
 
منطقت از سطر رفتن می نویسد و دلت
از تو میخواهد در این باران بمان و...     –"تاکسي"
 
رد شد از تو زیر باران نور بالا تاکسي
ناگهان پاشید جیغ ترمزش را تاکسي!
 
رنگ و روی رفته پ

 
دانلود فیلم تاکسی پلیس  
دانلود فيلم تاکسي پلیس با لینک مستقیم

دانلود رایگان فيلم ایرانی تاکسي پلیس با کیفیت عالی  720p


دانلود فيلم تاکسي پلیس


گروه فيلم : طنز


سال تولید : 1391


کارگردان : سعید عالم زاده


بازیگران: بهنام تشکر،محمد شیری،هومن برق نورد،داریوش موفق،هوشنگ حریرچیان،سارا منجزی،میثاق جمشیدی


خلاصه داستان : تاکسي پلیس روایتگر
داستان یک راننده تاکسي است که در ارتباط با یک قاچاقچی با پلیس همکاری
می‌کند. شما میتوان

دانلود فیلم تاکسی پلیس 
دربستی های سمج  
دربستی های سمج
هاتف- می گویند شهروندان تخلفات راننده های تاکسي را گزارش دهند. او از جمله همان شهروندانی است که به گفته خودش در اوج کلافگی از مشکلات روزمره اما برای جلوگیری از تخلفات بی خیال از ماجرا عبور نمی کند. می گوید: معتقدم مردم بهترین بازرسان هستند و باید در این زمینه با سازمان ها و دستگاه های مختلف همکاری های لازم را داشت البته اگر آن ها بخواهند و سعی در پیگیری موضوع داشته باشند. او پشت تلفن گلایه دارد از برخی بی توجهی های مسئولان نظار

دربستی های سمج 
راننده  
گاهی بیا رد شو از اینجا ...
میدانم سرسبز و با نشاط نیست 
اما دلم را خوش کن به کمی توجه.
دروغ بلد نیستم پیش تو سریع دستم رو میشود
اما نمیدانم چرا 
به جای این ها
بیشتر شبیه عابری هستم و تو راننده ی ماشین در گذر ..
انتظار میکشی دور شوم
برایت فرقی ندارد آن روز سر تا پا سیاه پوشیده باشم یا 
رنگ مورد علاقه ات ...
 

راننده 
ناامیدم؛اگر میتوانی امید را نشانم بده...  
پلکی بزن ای مخزن اسرار که هربارفیروزه و الماس به آفاق بپاشی
هرگز به تو دستم نرسد ماه بلندم
اندوه بزرگیست چه باشی چه نباشی...
پسر همسایه مان لیسانس برقش را سه سال پیش از دانشگاه آزاد اسلامی گرفت و سربازیش را هم رفت و حالا یک سال بعد از سربازیش حدس بزنید چه میکند؟نیروی جوان تحصیلکرده مملکتمان بعد از کلی صرف کردن عمر و هزینه ی مالی و غیره و غیره و غیره حالا یک تاکسي خریده و راننده تاکسي شده.هیچ اهانت فرض نشود به شغل راننده تاکسي بودن.بحث سره جوانی

ناامیدم؛اگر میتوانی امید را نشانم بده... 
مسافرکشخوان  
امشب توی تاکسي، وقتی نفر آخر قبل از من پیاده شد دیدم بعد از پیاده شدن با راننده صحبت می‌کند. کنجکاو شدم و هندزفری را درآوردم. صحبتشان تقریبا تمام بود و موضوعش را نفهمیدم اما تُن صدای راننده که پسر جوانی شاید هم سن خودم بود توجهم را جلب کرد! راننده ادامه ی مسیر را می‌راند اما من هرچه سعی کردم جلو‌خودم را بگیرم و به راننده ای که از حرف‌هایش با مسافر قبلی فهمیدم در بیمارستان کار می‌کند و در شیفت شب (ساعت ۱۰ و نیم) با پراید خسته‌اش مسافر کشی می‌

مسافرکشخوان 
دانلود نرم افزار Adobe Photoshop CC 2015  
Adobe Photoshop CC 2015 16.1.2 Final (به انگلیسی: Photoshop،
به معنی کارگاه عکس) یک پردازشگر گرافیکی است که بدست شرکت ادوبی گسترش
یافته و برای ایجاد، ترکیب، ویرایش، بازسازی و یا دگرگونی عکس‌ها و
نگاره‌ها بکار می‌رود. فتوشاپ برای سیستم‌عامل ویندوز و مکینتاش به‌کار
می‌رود. هم‌چنین نگارش‌های گوناگون این نرم‌افزار تا نگارش دهم، در
سیستم‌عامل لینوکس نیز با کمک ابزارهای میانه (مانند کراس‌اوور) قابل
استفاده‌است. آخرین نسخهٔ رسمی این نرم‌افزار نسخهٔ چهار

دانلود نرم افزار Adobe Photoshop CC 2015