نهار چقدر خوبه دروغ گفتم

دروغ گفتم قربه الی الله  
خوشمزه ترین و دلچسب ترین نهار زندگیم رو فردا ظهر میخوام بخورم....وقتی که مادر از برادرم پرسید برات نهار بزارم اونم گفت بزار و دیدم نهار کمه و به من نمیرسه دروغ گفتم که از غذای دیروزم مونده و همونو میخورم....در حالی که ازش نمونده بود و امروز هم نون و ماست خوردم....چقدر خوبه
حس میکنم باید تکیه گاه باشم،احساس میکنم به من نیاز دارند،میتونم جو مثبت بدم...بارها با اینکه بغض داشتم امشب ولی سعی در گرم نگه داشتن جو خونه داشتم.چقدر خوبه
خدایا شکرت...

دروغ گفتم قربه الی الله 
وقتی...  
وقتی بغض روز های محَرّم از الان شروع شده توی گلوتـــ چنگ زدن
چقدر خوبه که داره میاد...
چقدر خوبه که راحت میتونی توی خیابون و هرجا که صدا نوحه اومد گریه کنی و کسی نگه چته
چقدر خوبه که من از اسمت بغضم میگیره حـــ ســــیـــن
چقدر دلم پیرهن مشکی تو دوست داره
چقدر خوبه که هستی
چقدر خوبه تورو دارمـــــــ! 
_ مشکی بپوشی عاشقی را با تو مجبورمــــــ 
 چندیست بی شوخی دلم تنگِ محرّم هاست

وقتی... 
آلبالو  
 همه ی دلخوشیم داره میشه 8 روز و نصفی دیگه. واااا ی که چقدر حال خوبیه.
جانِ جانان میاد و با هم قان قان میریم اونطرف. شاید اسم این وبلاگ رو باید بذارم ca-rain-ca.... اما نه، همین خوبه. بذاریم یادگار روزهای سختی باشه که از هم دور بودیم.
الف جان همش نگران کارمه... زا اون بد تر دوتایی داریم تو خودمون  می جوشیم که ادمیشن کی میاد؟!
یعنی داره با دل و جون خودشو به این درو اون در میزنه برای کار... آقای "ک" امروز بهش گفت که وقتی من  رفتم اونجا برم برای مصاحبه. فکر کنم

آلبالو 
3/I'm liar  
همه چیز فیک و مصنوعیه همه چیز یه دروغ حسابی گنده اس؛ من می تونستم از کلمه فیک استفاده نکنم اما اساس این پست کلمه ی فیکه ولی من دارم دروغ میگم و چون حالم بده و از همه چی خستم دارم می‌نویسم و این باز یه دروغ دیگه اس..من به همه گفتم یه دختر جوونه عاشق مطالعم ولی چرت گفتم و من یه پیر دخترم که عقده حقارت دارم و مطمئنا همه ی این حرفا یک دروغ محضه و من یک پسر تازه به بلوغ رسیده ام که قراره اولین سکس شو به تازگی تجربه کنه و خب آیا لازمه بگم ک این حرفا همش د

3/I'm liar 
علامت میزنم ، درس میخونم ، رنگ میکنم ...  
روز شمار دارم ، حالم خوبه .. روز شماری میکنم واسه روزی که واقعا خوب باشه ..
درد نویس بودن اسونه ، خیلی آسونه ، میدونی ، فقط حوصله میخواد !
چقدر رنگ مشکی وبم قشنگه ،، چقدر به حال وروزم میاد ..چقدر خوبه که تنهام ..چقدر خوبه که ۱۷۰ تا فالوور ندارم ..
عالیه .. تنهایی عالیه .. این بغض مسخره عالی تره !
خب .. بسه دیگه خیلی زر زدم ، فردا امتحان دارم ..
کسی نمیخونه ، ولی التماس دعا ..:)

علامت میزنم ، درس میخونم ، رنگ میکنم ... 
۳ شب  
یکی از خوبیای اینجا اینه که چرتو پرتایی که مینویسم و هیچکی نمیخونه...ینی عملا واسه خودم مینویسم....
و این خوبه چون شاید اینجوری راحت تر چرت و پرت میگم:/
اگه بگم یه چیزایی واسم مهم نیس که دروغ گفتم.... 
اگه ام بگم مهمه که بازم دروغ گفتم ....
ولی الان نزاشته ساعت ۳ و نیم نصف شب بخوابم 
یه رفیق که هر روز میبینیش چرا باید بلاکت کنه؟! 
چرا موقه بلاک کردن یه قسمتی برای نوشتن دلیل وجود نداره؟ 
نمیدونم وقتی میبینمش چجوری میشم !:) 
مشکل من انتظارم از ادم هاست...

۳ شب 
چقد خوووبه  
چقد خوبه ک چشمای من ضعیفه 
خوبه چون تا وقتی ک خیلی دقیق نشدم نمیتونم ببینم ک طی این مدت سرماخوردگیم چقدر صورتم لاغر و لک شده
متوجه نشده بودم ک زیر ابروم در اومده 
سبیلای مغولیم چپ و راست بهم سلام میدادن و من نمیدیدمشون
خلاصه خوبه ک چشام ضعیفه
خوبه ک عینکمو ب چشمم نمیزنم 
بذار جزییات دست تکون بدن، من تو مود شروع  آشنایی باهاشون نیستم
#مزایای چشمای آستیگمات و نزدیک بین
#خوبیای چشمای من

چقد خوووبه 
من دروغگویی را دوست دارم  
دارم توی دروغ گفتن ماهر میشوم. به تو بیشتر از همه دروغ میگویم چون تو دورتر از همه ای و دروغ هایم را راحتتر باور میکنی. به تو میگویم حالم خیلی خوب است. سفر خوش گذشت. اوضاعم عالیست و در فکر انجام کارهای تازه ای هستم. نمیگویم مادرم از من متنفر است. نمیگویم چقدر به ناامیدی هایم فکر میکنم. نمیگویم چقدر تنهام. نمیگویم شبها به جای تخیل کردن آرزوهایم به این فکر میکنم که وقتی بمیرم چند نفر باخبر میشوند و چند نفر ناراحت میشوند. از دروغ گفتن خسته نمیشوم. وق

من دروغگویی را دوست دارم 
کسی که دروغ می گوید  
کسی که سخنانش نه راست است و نه دروغ "فیلسوف" است.
کسی که راست و دروغ برای او یکی است "چاپلوس" است.
کسی که پول می گیرد تا دروغ بگوید "دلال" است.
کسی که دروغ می گوید تا پول بگیرد "گدا" است.
کسی که پول می گیرد تا راست و دروغ را تشخیص دهد "قاضی" است.
کسی که پول می گیرد تا راست را دروغ و دروغ را راست جلوه دهد "وکیل" است.
کسی که جز راست چیزی نمی گوید "بچه" است.
کسی که به خودش هم دروغ می گوید "متکبر" است.
کسی که دروغ خودش را باور می کند "ابله" است.
کسی که سخنان دروغش ش

کسی که دروغ می گوید 
309  
 
از پنجشنه ظهر تا حالا حالم از خودم بهم خورده
دیگه به آینه زل نمیزنم
نگاهشم نمیکنم
بذار بره گم شه
بره بمیره 
هرچی گفتم دروغ گفتم
فقط ور زدم
و در عوض هیچ گ.ه.ی میل نفرمودم
* چقدر راحت به باد میره آدمی که مثل بادبادک شده توی دست بقیه .
نمیتونم جلوی اینو بگیرم .
* نمردم و پریود هم شدم |:

309 
خبرچینی خر است؟ خر حیف است. خبرچینی شیطان است.  
بعضی حرفا فقط حرف نیستند قابلیتای خاصی دارن. مثلا میتونن دهنت رو خشک کنن، قلبت رو تند کنن، فکرت رو تا ابد مشغول کنن... هر چقدر هم بگی اهمیت نمیدم، من بی خیالم، من می دونستم. الان فقط میگم کاش نمی شنیدم.
به من چه که سال ها پیش فلانی چی گفته در مورد من؟ به من چه که چرا فلان کار رو کرده پشت سر من؟ مهم اینه که الان خوبه، که جلوی روم نگفته، که هر چی ازش خاطره دارم خوبه...
پس چرا هنوز دهنم خشکه، قلبم تنده؟
پس چرا هر وقت فلانی رو ببینم یاد اون حرفا میفتم؟
اص

خبرچینی خر است؟ خر حیف است. خبرچینی شیطان است. 
ای کاش ماجرای بیابان دروغ بود  
ای کاش ماجرای بیابان دروغ بوداین حرف های مرثیه خوانان دروغ بود!ای کاش این روایت پرغم سند نداشتبر نیزه ها نشاندن قرآن دروغ بودای کاش گرگ تاخته بر یوسف حجازمانند گرگ  قصه کنعان دروغ بود!حیف از شکوفه ها و دریغ از بهار...کاشبرجان باغ داغ زمستان دروغ بود...محمدمهدی سیار

ای کاش ماجرای بیابان دروغ بود 
 
هرچقدر كه پیش مى رود اى بسا بیشتر از قبل چگالى اشیاء را مى فهمم.
مثلا مى فهمم كه سیمان چقدر سخت است
یا زمین چقدر سفت است
 
و دستان سیمانى و صورت زمین خورده
 
هرچه مى گذرد به یاد حرفت مى افتم اى حكمت اى ناظم : "عمر اندوه در قرن ما یكسال بیش نیست."
پس تو گویى از پیش بر این تن دادم كه دود شوى برقصى و به هوا روى. 
به در شدن تن دادم
به در به در شدن تن دادم
به دم به دم در به در شدن تن دادم
حالا بعد از این سالها بیاید و دست آشتى بدهد؟ ممكن نیست! دروغ است باور كن

 
ی کم حرف  
خوبه آدم یهو ی تصمیم فانتزی بگیره و بهش عمل کنه^___^ 
خوبه که در دلتنگی رو ببندیم گاهی و اجازه بدیم دلمون خودش با خودش کنار بیاد شاید یکم آروم شد.
گاهی حرفا گیر میکنه پشت حنجره ی گلو..مث ی پنجره بسته که هر چقدرم بکوبی حرفاتو بازم نمیتونی بریزی بیرون.
همیشه باید ی جاهایی صبر پیشه کنیم.. ببینم اصل و آخرش چیه.چقدر خوبه به نتیجه رسیدن..چقدر بده به نتیجه معکوس رسیدن..
+بی ربط 
1 حیف از دختر 12 ساله که با ورود یک فسقلی افسرده شد روز به روز و سر یک اتفاق خودکش

ی کم حرف 
سکانس تلفن  
تو پریروز ظهر زنگ زدی یهو بعد کلاس بابا گفت کلی شوکه شدم.
خوبه که این حس های جدید رو دارم با تو تجربه میکنم.
دوست دارم 
تازه امشب از سر کار اومدی کلی هم خسته بودی. چقدر خوبه این اومدنای تو!
+ از آسمون من داره طلا میباره 
خدایا شکرت.

سکانس تلفن  
ای تو معنای لبخند من :) :]  
یه وقتای دارم تند تند چت میکنمو و تایپ میکنم واست.. درست مثل همین حالا..یهو ب خودم میام میبینم یه ساعته که من لبخند رو لبامه.. حواسم تیست.. که دارم کیف میکنم از بودنتو حواسم نبوده و غرق تو شدم... چقدر خوبه آدم کسیو داشته باشه.. که لبخند رو لباشو مدیون اون باشه... چقدر خوبه که هستی تا باهات مسخره بازی در میارمو و میخندیم :] مرسی که هستی... :)) 

ای تو معنای لبخند من :) :] 
گیجم و ناراحت  
الان املت پختی که بخوریم. برخلاف دیشب که یه کم بازو گرفتی و حد اقل وانمود می کردی به چیز بدی فکر نمی کنی(قضاوتهات در مورد من)، ظهر برای نهار به من گفتی"تو نهار می خوری؟" و من گفتم آره بزار کارم داره تموم میشه خودم درست می کنم. اومدم توی آشپزخونه کمکت کنم، گفتی ترجیح میدم خودم بپزم. مشغول تیکه کردن نون و فریز کردن شدم. نشستیم سر سفره، به رسم معمول من برات لقمه گرفتم و سعی کردم که تزیینش کنم. آوردم جلوی صورتت بازم به رسم همیشه که هرکدوممون لقمه می گ

گیجم و ناراحت 
67  
میگه میدونی که بیای بهت دست می زنم. گفتم آره. گفت و میدونی که بعدش ارتباطمون تموم میشه؟ گفتم میدونم...
دروغ گفتم. نمیدونستم... گفتم فقط میخوام بیام. 
همچین اتفاقی نمی افته انشالله. فقط می بینمش و باهم صحبت می کنیم. زندگی می کنیم مثه آدم. همین.  خداوند مراقب منه... شاید اصلا وقتی دیدمش ازش بدم بیاد با این حد که لاغر شده. و شاید اون وابسته بشه... 
نمیدونم... دست تو خدا... همه چیز دست تو..

67 
اولین روز ماه رمضان خود را چگونه گذراندید  
خدا میدونه توی دو سال گذشته چقدر به اطرافیانم که روزه داشتن غبطه خوردم.با اینکه عذرم موجه بود واسه خاطر دختری اما دلم نبود روزه نگیرم.. چقدر حسرت خوردم که میتونستم روزه های قضامو بگیرم اما نتونستم و حالا بازم بهش اضافه شده.. چقدر دلم هوای این ماه رو کرده بود.چقدر دلتنگش بودم...
+اعتماد نکنید به همسرتون..والا.. اونم وقتی چشماش ضعیفه:/ ساعت 3:27 دقیقه رو 3:37 دقیقه میخونه بعد مجبور میشین هول هولکی سحری بخورین:/ حیف اون غذای خوشمزم:///
+بلاگ خوب خوبه! چرا

اولین روز ماه رمضان خود را چگونه گذراندید 
قشنگترین حس  
دلم که به تو میسپارم خیالم راحت است. وقتی از همه جا بریدم ،وقتی دیگه هیچ امیدی به آینده ندارم این حضور گرم توست که من و زنده میکنه . وقتیعطر حضورت رو ، دور تا دور سجاده ام احساس میکنم ، چشام و میبندمو خودمو تو یه دشت پر از گل میبینم که فقط من هستم و گل هست و تو ...
این قشنگترین حسیه که تا حالا داشتم . چقدر خوبه که هستی . چقدر خوبه که هرگز پشتمو خالی نکردی . خدای خوبم عاشقانه دوست دارم.

قشنگترین حس 
قشنگترین حس  
دلم که به تو میسپارم خیالم راحت است. وقتی از همه جا بریدم ،وقتی دیگه هیچ امیدی به آینده ندارم این حضور گرم توست که من و زنده میکنه . وقتیعطر حضورت رو ، دور تا دور سجاده ام احساس میکنم ، چشام و میبندمو خودمو تو یه دشت پر از گل میبینم که فقط من هستم و گل هست و تو ...
این قشنگترین حسیه که تا حالا داشتم . چقدر خوبه که هستی . چقدر خوبه که هرگز پشتمو خالی نکردی . خدای خوبم عاشقانه دوست دارم.

قشنگترین حس 
بستنی  
الف جان میگه: واااای خدا رو شکر. بالاخره راهیش کردم رفت. این رئیس, جونمو داره میگیره, روز تعطیلمو خراب کرد....
گفتم: حرص نخور. تا اینو گفتم ,گفت: الان یه بستنی فروشی اینجاست, صرفا جهت اینکه حرص نخورم میرم بستنی میخورم.... برام خوبه
زیر لب خنده ای کردم و گفتم..... بااااااشههههههه جان جانانم.

بستنی 
پول  
گفت : "چرا رفتی این رشته"؟
گفتم : "پس چی می رفتم"؟
گفت : "میرفتی فلان رشته پولش خوبه".
گفتم : "به خاطر پول نرفتم درس بخونم".
تعجب کرد به گونه ای که دود از سرش بلند شد. انگار اصلا چنین چیزی برایش تعریف نشده بود.
فرد دیگری وقتی بهش گفتم هدفم از درس خواندن پول نیست گفت "منو دست میندازی؟"
چرا باید در ذهن های ما اینگونه نقش بسته باشد که هدف از هر کاری پول است؟ 

پول 
37  
چقدر خوبه که اینجا رو دارم ،چقدر خوبه که مینویسم ...
نمیدونم چرا این روزا حالم هیچ خوب نیست ، پر ازغمم ،پر ازناراحتی!!!! این روزا بازم یادآوری گذشته س ، یادآوری تلخی که بدجور عذابم میده ...دارم عذاب میشکم و خم به ابرو نمیارم مثه همون جمله که میگفت بعضی دردا کمر خم میکنه نه ابرو، تنها چیزی که دلخوشم میکنه همون رسیدن به آرزومه ، وای که اگه نابود بشه کاخ آرزوهام منم نابود میشم...
الان هم فقط کارم گریه کردنه ...

37 
دروغ  
کاش میفهمیدی چقد سخت میگذره به من......
دروغ بود که دل شکسته بهاشی
دروغ بود....
امروز چقد حالم بد شد ....اگه بخام بنویسم اونقدر زیاده که خارج حوصله ی منه
اما دلم سوخت بد جور تا پیش خودت سوخت انقدر ذور
حیف که نیستی که ببینی
دروغ بود همه چی
لااقل برای من

دروغ 
مدد ز غیر تو ننگ است یاعلی مددی...  
بسم الرحمن...
تصمیم گرفتم دوباره اینجارو راه بندازم
هرچند که بیننده و خواننده ی زیادی نداشته باشه
ولی جاییه که هر از چندگاهی میشه توش نوشت
چیزایی که شاید دیگرانی که میخونن دقیقا اصل مطلب رو نگیرن 
و شاید بعد از مدت ها که خودم دوباره بخونمشون دقیق یادم نیاد که تو چه حال و هوایی نوشتم اینارو
اما فکر میکنم بازم خوبه
پ ن 1: بازم مثل همیشه خیلی کار دارم برای انجام دادن و همچنان انجامشون نمیدم
بازم مثل همیشه هر چند وقتی دچار یاس فلسفی میشم با اینکه ن

مدد ز غیر تو ننگ است یاعلی مددی... 
چقدر حالم خوبه وقتي كه مي بينمت.  
 
 
 
ای كـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــاش همیشه ببینمت.
 ولـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی
چقدر غریبانه نگاهم می كردی انگار كه به یك غریبه می نگری همانطور كه بهم گفته بودی.

چقدر حالم خوبه وقتي كه مي بينمت. 
دروغ  
مسئولین کم تر دروغ بگوئید.

 25 حدیث درمذمت دروغ ازفرمایشات پیامبر(ص) وائمه علیهم السلام:
1- دروغ فسق و دروغگو فاسق است.
2- دروغگو ایمان ندارد.
3- دروغ از قماربدتر است.
4- دروغگو دشمن خداست.
5- روی دروغگو سیاه است.
6- دروغ ازشراب بدتر است.
7- دروغگو بوی دهانش متعفن است.
8- خدای تعالی دروغگو را لعنت می کند.
9- بوی گند دهان دروغگو به عرش می رسد.
10- دروغ مخرب ایمان است.
11- دروغ مانع چشیدن طعم ایمان است.
12- دروغگو تخم کینه درسینه ها می کارد.
13- دروغگو مروتش ازهمه خل

دروغ 
بازگشت  
مدت زیادی میشه که وبلاگ نویسیمو گذاشتم کنار. چهارسال... اومدم تو وبلاگهای دوستانم رو هم نگاه کردم. خیلی ها مثل من بودن. نمیدونم چی شده. اومدن سیستم عامل اندروید، گوشی های هوشمند و اپلیکیشن های ارتباطی مختلف باعث شدن وبلاگ نویسیمون وربیفته. دیروز تلویزیون سر به مهر گذاشت. دروغ چرا؟ دلم برای همتون تنگ شد. من جمله خودم. چقدر اینجا خوبه! بی امون و ساده برای هم می نویسیم و می خونیم. هرکی این پستمو خوند نظر بده حتی به ایمیلم و ادامه بده. منتظرما.
پ.ن: و

بازگشت 
مبادا دروغ گفت  
تو اون شام مهتاب کنارم نشستیعجب شاخه گل وار به پایم شکستی
قلم زد نگاهت به نقش آفرینیکه صورتگری را نبود این چنینی
پریزاد عشقو مه آسا کشیدیخدا را به شور تماشا کشیدی
تو دونسته بودی، چه خوش باورم منشکفتی و گفتی، از عشق پرپرم من
تا گفتم کی هستی، تو گفتی یه بی تابتا گفتم دلت کو، تو گفتی که دریاب
قسم خوردی بر ماه ، که عاشقترینیتو یک جمع عاشق ، تو صادقترینی
همون لحظه ابری رخ ماهو آشفتبه خود گفتم ای وای مبادا دروغ گفت
گذشت روزگاری از اون لحظه نابکه معر

مبادا دروغ گفت  
داستانك  
دست بچم و كه حالا ماشالا قدش از منم بلندتر شده بود گرفتم بردم توی مجلل ترین و بهترین رستوران شهر. پای میز اردو بردمش و پرسیدم سالاد میخوری؟ گفت:نه! گفتم: زیتون؟ -نه! -كارامل؟ -نه! -چى میخوای؟ با چشمای همیشه سرتقش توی چشمام نگاه كرد و فقط نگاه كرد. گفتم سوپ؟ -نه! -سوسیس؟ -نه! -چی میخوای عزیزم؟ با چشاى پر از هیچ نگاهم كرد و هیچی نگفت. پرسیدم برات كباب سفارش بدم؟ -نه! -مرغ؟ -نه! -خورشت؟ -نه؟ -نمیشه كه نهار نخورى؟ چشم دوخت توى چشمام و نگاه كرد...دستمو ول كرد

داستانك 
شرمندگی بابا  
به نام او
هر بار که قصد نوشتن دارم با احتیاط بیشتر می نویسم
هم از لحاظ سنی و هم شخصیتی بزرگ شدی دخترم
هر روز بیشتر مهر و محبتت رو حس می کنم .
چقدر خوبه تو هستی دخترم
تو هستی و من با بودنت احساس پدر بودنم گل می کنه
بعضی وقته می گی پدر و بعضی وقتها بابا و در نهایت میگی فرشید
بستگی به درخواستی که داری بیان میکنی
یک ماه درگیر دندانپزشکی برای شما بودیم که خدا رو شکر در دو مرحله به پایان رسید
و بار دوم که رفتیم بهت گفتم می خواد دکتر دندانت رو معاینه کنه

شرمندگی بابا 
سفر خوش بگذره  
سلام خوبین؟
دیروز از سالن اومدم وای چقدر خسته بودم
كلا رابطه ام با ورزش خیلی خوبه كلی حال كردم كلی گل زدم كلی پاس گل دادم.
خداروشكر الان با این تفاسیر هم جمعه ها هم دوشنبه ها سالن میرم
دیروز بعد اینكه اومدم رفتم یه دوش گرفتم و بعد شام خوردم كه دیدم پدر جان و مادر جان عزیز باروبندیل رو بسته اند و دارن میرن سفر كجا؟ خونه پدر بزرگ جان دیگه خیلی خوبه شب ساعت 10 راهیشون كردیم
انقدر خسته بودم از فوتبال كه ساعت دوازده مغازه رو بستم خوابیدم ساعت همیشه ش

سفر خوش بگذره 
احساس های تکراری  
امروز روز پرمشغله و خیلی سختی بود. امروز روز فکر هم بود. تمام مسیر به جاهایی که داشتم می رفتم داشتم فکر می کردم. 
احساس هایی که دوست نداشتم داشته باشم رو مرور می کردم. امروز برای اولین بار حس ناامیدشدن از یک نفر رو تجربه کردم. واقعا چه طوری بود که فکر می کردم که ممکنه این انسان فراموشکار به قولش عمل کنه؟
خیلی احمقانه است. همیشه می گفتم که آدم ها مثل هم نیستند و با هم فرق دارند. اما بعضی از خصوصیت انسان ها واقعا تکراری هستن. مثلا فراموشی. آدم یادش

احساس های تکراری 
منو ببخش....  
تو اون روزها از طریق وبلاگم آشنا شدم با یه دختر خیلی ساده و خوش قلب
یه آدم بدون نقاب به زلالی آب....که جذب نوشته های من شده بود
چه موقعیتی از این بهتر؟
 اون از نظر موقعیت اجتماعی ، سنی و خانوادگی و زیبایی خیلی از من سر تر بود
لذا کمی دروغ را چاشنی حرفهایم کردم تا اندکی زیباتر جلوه کنم
مثلا گفتم دکترا دارم، کم کم گفتم سطح حوزه ام معادل دکتراست و....
از زنم بد گفتم و بهش تهمت زدم تا طرفم باور کنه موجه بودن جدایی مان را....
خلاصه دلش را به دست آوردم.

منو ببخش.... 
بعد از یه مدت طولانی  
دروغ چرا 
یه مدت بهت فک نمیکردم 
 
ینی نمیخواستم که فک کنم 
میخواسم این فکرای مسخره رو بریزم دور
 
دیگه خسته شدم 
 
نمیدونم کجایی
حالت چطوره 
 
دانشگاهت چیشد 
 
رابطتت چجوریه 
 
.....
 
فقط میدونم میخوام خوشحال باشی
 
هرجا که هستی 
با هر کی که هستی
 
فقط خوشحال باشی...
 
راستی از دانشگاهم انصراف دادم 
 
یا  میرم یه رشته ی دیگه یا ...
 
واسه شب تکراری شدم از بس منو بیدار دیده
 
میدونم میدونم میدونم به اینجا سرنمیزنی...
 
میدونم فقط دارم نمک رو زخم میپ

بعد از یه مدت طولانی 
چرا به هم دروغ می گوییم؟  
دروغ سر منشاء همه بدی هاست و عدالت در آن گم شده و نادیده گرفته می شود؛ چه بسا یک دروغ جامعه ای را از مسیر حقیقت دور کرده و به گمراهی بکشد. در بسیاری از مواقع دروغ باعث فتنه می گردد که در فرهنگ اسلامی دروغگو را دشمن خدا دانسته اند.
فرآوری: هانیه اخباریه - بخش اجتماعی تبیان
طفلان بادرود

چرا به هم دروغ می گوییم؟ 
جلال جلالی زاده:خاتمی در سیاست همتا ندارد  
عضو شورای مرکزی حزب اتحاد ملت ایران با بیان اینکه خاتمی انسانی است که با وجود هجمه‌ها و توهین‌هایی بسیاری که به او شده است همچنان بر روی مواضع اصولی خود ایستاده است گفت: «خاتمی مواضع خود را تغیر نمی‌دهد و شخصیت او دارای افکار و اندیشه‌های مستقلی است که با تندباد‌ها، فشار‌ها و هجمه‌ها قابل تغییر نیست.»
 جلال جلالی‌زاده نماینده مجلس ششم در گفت‌و‌گو با «ندای ایرانیان» در رابطه با علت هجمه‌ها و توهین‌هایی که علیه سید محمد خاتمی رئیس دو

جلال جلالی زاده:خاتمی در سیاست همتا ندارد