يک داستان کاملا واقعيراست ميگم،باور کنين

نوحه محرم-95  
بسمه تعالیتنهاییباور ندارد این طعنه ها راباور ندارد این گریه ها راتنهای تنها در بین دشمنباور ندار این خنده ها راافتاده اینجا دستان سقاباور ندارد نادیده ها راطفلی پریشان در بین میدانباور ندارد خون دیده ها رازینب به ناله بر گرد طفلانباور ندارد رنجیده ها راخاک و غبار و روی برادر باور ندارد این نیزه ها رااکبر شهید راه نماز استبا ور ندارد بشسکته ها رازینب ببیند این صحنه ها راباور ندارد این کسشته ها را محو تماشا گرددیده زینب باور ندارد او دیده

نوحه محرم-95 
e73-من بابک  
چرا نمی هلند؟ تا کی این دوری و دیری؟
آمده ام آمدم ای شاه پناهم بده
خط امانی ز گناهم بده
ای حرمت ملجا درماندگان دور مران از در و راهم بده
لایق وصل تو که من نیستم
اذن به یک لحظه نگاهم بده
جهان دل است و تو جانی نه بلکه جان جهانی
خدای را که مبادا دل از نشانه بیافتد
است غریب خراسان رضا مشو که بمیرد اگر که مرغک زاری از آشینه بیافتد جدا ز دامن مادر به دام دانه بیافتد
أ أدخل؟
سلام
من باور دارم باور دارم باور دارم باور دارم باور دارم باور دارم باور دارم با

e73-من بابک 
 
همیشگی داستان من..
کاش من هم میتوانستم مثل تو تغییر بدهم..مهره هایم را..
چه کسی باور میکرد ..ساعتی ..من بدون مخاطب خاص..نیمه ای از شب را اینگونه بی درد سر سپری کنم..
حالم به اندازه ی دوستیم با افریدگارت خوب است..
همیشگی داستان من..
+زندگی..!

 
یاد نمی گیرم  
دوست دارم فریاد بزنم آدم ها را هیچوقت "کاملا" باور نکنید
هیچکس را...حتی نزدیک ترین ها و عزیزترین ها را...
حتی آن هایی که وقتی محبتشان را باورنمی کنید دلشان می شکند
حتی آن هایی که خودشان را از محبت شما درون آتش می اندازند
اما نمی توانم
چون هیچکس دیگران را کاملا باور نمی کند
اصلا انگار این موضوع اتفاقی عادیست
این حرف به درد هیچکس نمی خورد جز خودم
و فقط من هستم که این وسط نمی توانم در مغزم فرو کنم
برای همین سر خودم فریاد می زنم
و دیگران را مخاطب قرار

یاد نمی گیرم 
خلاص.  
باور کنید
همه ی آن شب تا صبح بیداری ها را
همه ی آن شعر خوانی ها را
همه ی آن ناز کردن و ناز کشیدن ها را
همه ی آن تلاش ها و تقلا ها را
باور کنید
همه ی آن بازیگوشی و شیطنت ها را
همه ی آن خنده و شادی ها را
همه ی آن گرمای دست ها را
همه ی آن نگاه ها و حرف ها را
باور کنید
همه ی آن ذوق و شوق ها را
همه ی آن قهر و آشتی ها را
همه ی آن سرعت گرفتن نبض ها را
همه ی آن شکستن بغض ها را
باور کنید
همه ی آن نرو، بمان ها را
همه ی آن بی تو نمی توانم ها را
همه ی آن دوستت دارم ها را


خلاص. 
همیشه آخر داستان خوب خواهد بود  
باور آن که همیشه داستانی وجود دارد که هرچقدر هم که پستی و بلندی داشته باشد اما انتهایی دارد شیرین کارهر کسی نیست. خیلی باید آدم قوی و محکمی باشی که هربار دربازی الاکلنگ تو با زندگی، زندگیت اوج گرفت و بالا گرفت و تورا پایین گود گذاشت، قدرت به خرج بدهی، خودت را بالا بکشی و سختی ها و ناملایمتی ها را آن پایین نگه داری. همین است که به قول دوستی برند شده این حرفم که،  همیشه آخر داستان خوب است و اگر اکنون خوب نیست باور داشته باش که هنوز به آخرش نرسیده

همیشه آخر داستان خوب خواهد بود 
6 باور رایج غلط کاربران در مورد باطری گوشی های هوشمند  
یکی از مسائلی که همواره در بین کاربران موضوعی قابل بحث بوده و نظرات در مورد آن بسیار متفاوت بوده است بحث های در مورد باطری گوشی های هوشمند، نحوه ی شارژ کردن و مسائلی از این قبیل بوده است. در واقع با اغراق میتوان گفت به اندازه ی تعداد کاربران گوشی های هوشمند در این مورد ، نظر و عقیده وجود دارد اما در این میان بعضی از باور های اشتباه به شدت رایج هستند به طوری که اکثر کاربران کاملا به این نظرات باور دارند. طبیعی است که تمامی دارندگان گوشی های هوشم

6 باور رایج غلط کاربران در مورد باطری گوشی های هوشمند 
شایع زود باور ایسم!!  
اقا دقت کردین هر روز تو تلگرام یک دووور همه ی هنرمنداهووو فوتبالیستا هووو کلا افراد مشهور( اومدم بگم سلبریتی که مثلا من لاکچری ام ولی نگفتم ریااا نشه ) میمیرنو زنده میشن !!! هنرمندای خانوم که در روز یه ٥٠٠٠ باری ازدواج میکنن با ٥٠٠٠ مرده مختلف!!! 
خداییش بسه طرف زده ازدواج فلان بازیگر با یک مرده کوتوله !!! وات دِ فاز مِن؟
ولی خدایی یکم دیر باور باشید ینی با سندو مدرک قبول کنین!! حالا از فردا یه سریا پیدا میشن هزار نوع سند واقعیم بیاری باور نمیکنن !

شایع زود باور ایسم!!  
داستان هفته  
پسرجوانی به پیرمردی گفت:می دانم که شما مردی عاقل وموفقی هستید،دلم می خواهدراز زندگی را از زبان شما بشنوم.
پیرمرد گفت:من سرد وگرم زندگی را بسیار چشیده ام وبه این نتیجه رسیده ام که راز زندگی در چهار کلمه خلاصه می شود:
اولین کلمه ((اندیشیدن))است. یعنی همیشه به ارزش هایی فکر کن که دلت می خواهد زندگی ات را برپایه آن ها بسازی.
دومین کلمه:((باور داشتن)) است.یعنی وقتی همه آن ارزش ها را مشخص کردی ،حالا خودت را باور کن.
سومین کلمه:((درسر داشتن رویا)) است.یعنی

داستان هفته 
 
خدای من... 
من حضورت را باور دارم ، مشکل اینجاست که اینان، زمینیان را می گویم 
هیچکدام تو را باور ندارند حتی .... حتی خود زمین نیز اینگونه است که اگر تو را باور داشت با ما اینگونه تا نمی کرد ... 
چون می فهمید این آدمیان جز مشتی خاک چیزی نیستند... 
و کدام مشت خاک را دیده اید که هزاران بار بشکند ولی باز هم ادامه دهد؟!!!...

 
قوی سیاه؛ اندیشه ورزی پیرامون ریسک  
پیش از كشف استرالیا، مردم دنیاى كهن بی چون وچرا باور داشتند هر قویى سفید است چون تجربیات ایشان پیوسته این باور را تأیید می‌كرد. دیدن نخستین قوى سیاه براى چند پرنده‌شناس باید شگفتى جالبى بوده باشد؛ اما اهمیت داستان در این نیست. اهمیت داستان در این است كه شكنندگى دانش ما را نمایان مى‌كند و نشان می‌دهد آموختن ما از تجربیات و مشاهدات با چه محدودیت‌هاى شدیدى روبه‌روست. تنها یك مشاهده كافى است تا گزاره‌اى كلى كه دستاورد هزاران سال تماشاى میل

قوی سیاه؛ اندیشه ورزی پیرامون ریسک  
صدای زنگ یه تلفن را ضبط کردن  
به نظر من هیچ آدم عاقلی این مسابقات را باور نمی کنه. کاملا معلومه که سرکاریه. از شماره تلفنهاشون معلومه. و تماسهایی که گرفته می شه. من یه شب کامل نگاه کردم. و فهمیدم که کسانی که زنگ می زنن. دو سه نفر بیشتر نیستن که خود عوامل برنامه هستن که از پشت صحنه به جای بیننده ها تماس می گیرن. از صداشون کاملا مشخصه. خیلی هم سخت نیست فهمیدنش. صدای زنگ یه تلفن را ضبط کردن. بعد پخش می کنن. و یکی از عوامل برنامه حرف می زنه یعنی مثلا من بیننده ام.

صدای زنگ یه تلفن را ضبط کردن 
داستان دیوانه عاقل  
با عرض سلام خدمت یکایک شما خوانندگان گرامى ؛
امروز قصد دارم یکى از قدیمى ترین داستان هاى خود را قرار دهم. این داستان چهارمین داستان من است.
موضوع داستان:  تاثیر برخورد اشتباه یک خانواده با فرزندشان است
ژانر داستان : عاشقانه و درام و تراژدى
اسم داستان:  دیوانه عاقل
خلاصه داستان:  یک مرد که مهندس فیزیک هسته اى است دچار یک بیمارى ناشناخته مى شود و تمامى اشخاص داستان به دنبال یافتن دلیل این بیمارى هستند. 
این داستان چندین قسمت دارد که قسمت اولش د

داستان دیوانه عاقل 
چهل.  
عزیزم!
در ارتباط با اطرافیان،
کاری رو بکن که خودت راحت تری.
برای جلوگیری از بدگویی و حرفِ مردم،
هیچوقت خودت رو در تکلف ننداز.
و باور کن، باور کن، باور کن،
هرکار بکنی،
نمیتونی همه رو از خودت راضی نگه داری.
پس به رضایت خدا و خودت فکر کن، نه بقیه.

چهل. 
لایف استایل مسخره ایه  
من واقعاً بدبینم.به معنای واقعی کلمه روی هر چیز ریزی که به وضعیتم بخوره زوم میکنم و هی بیشتر پی میبرم که داره به من تیکه میندازه.ولی من توانایی درک تیکه ها رو ندارم. بیایین باهام رک صحبت کنین. باور کنین خیلی راحت تر میشه ارتباط برقرار کرد اینجوری.
+ خیلی ضایع است که دارم سعی میکنم بنویسم تا دست هام عادت کنه به نوشتن؟ :| خیلی ضایع است به نظر خودم :|و.. درگذشتِ هادی پاکزاد رو واقعاً تسلیت میگم. موزیک هاش فوق العاده بود. حرفایی که میزنه.. فریاد هایی که

لایف استایل مسخره ایه 
لایف استایل مسخره ایه  
من واقعاً بدبینم.به معنای واقعی کلمه روی هر چیز ریزی که به وضعیتم بخوره زوم میکنم و هی بیشتر پی میبرم که داره به من تیکه میندازه.ولی من توانایی درک تیکه ها رو ندارم. بیایین باهام رک صحبت کنین. باور کنین خیلی راحت تر میشه ارتباط برقرار کرد اینجوری.
+ خیلی ضایع است که دارم سعی میکنم بنویسم تا دست هام عادت کنه به نوشتن؟ :| خیلی ضایع است به نظر خودم :|و.. درگذشتِ هادی پاکزاد رو واقعاً تسلیت میگم. موزیک هاش فوق العاده بود. حرفایی که میزنه.. فریاد هایی که

لایف استایل مسخره ایه 
 
هی دارم امروز میگم برگردیم، فرداش میگم نه، بعد میشینم برا خودم توی فكر هم میرم كه: اگه بخوایم برگردیم چیكار كنیم خونه بخریم و ماشین چیه و چند و وسایل خونه و ...! :))) بعد وسط فكرا و بررسیام خودم خندم میگیره!
بشین هی توی روزنامه و سایت قیمت ماشین و مدل در بیار ببین چی دوس داری، حساب كتاب قیمت خونه! بعد یهو به خودم میگم اصلا بیام چیكار!؟

 
102  
خب همه یه روزی از دلشون یه ندایی میاد میگه فلان کارو بکن،واسه من ندا اومد گفت نکن.حالا باید به خاطر این ندا از خودم بدم بیاد؟که چقد نداهای درونیم مزخرفن؟چقد بدن؟
نباید گوش میکردم؟ندا بودها.
به تمام چیزای فوق العاده ای که میتونس برام پیش بیاد فک میکنم.بعد به این نتیجه منتهی میشه که همین الان بهترین چیزایی که برای خوشبختی میخوام رو دارم.بعد به خودم میگم دیدی؟!دیدی میترسیدی؟از ریسک کردن.
بعد میگم نه بابا جدن ترسیدم الان؟ولی یه ندا بودا.
بعد وای

102 
شبهات اینترنتی  
⛔️ متن شایعه ⛔️
یک مسلمان باور دارد یک شخص در شکم نهنگ زندگی کرده است!!!
یک مسلمان باور دارد یک شخص دریا را شکافته است!!
یک مسلمان باور دارد یک شخص با خر به اسمان هفتم رفته است!!
یک مسلمان باور دارد یک شخص عصا را به اژدها تبدیل میکرده است!!
یک مسلمان باور دارد اشخاصی 300 سال در غاری خوابیده اند!!
یک مسلمان باور دارد یک شخص با حیوانات حرف می زده است!!
یک مسلمان باور دارد یک شخص روی اب راه میرفته است!!
یک مسلمان باور دارد یک شخص از مادر باکره به دنیا ام

شبهات اینترنتی 
باور....  
یکی دو روزه حالت تهوع داشتم...من میدونستم اگر بخواد میشه...به خدا اطمینان دارم...اعتماد دارم...ولی به مردم نه...
میدونم حالت تهوعم مربوط به قرصهای ویتامینمه که درکنار رژیم غذاییم میخورم...ولی اگر هم نبود من باور داشتم...خدا رو باور دارم...
من راضییم به رضای خودت خداجوووونم....

باور.... 
باور....  
یکی دو روزه حالت تهوع داشتم...من میدونستم اگر بخواد میشه...به خدا اطمینان دارم...اعتماد دارم...ولی به مردم نه...
میدونم حالت تهوعم مربوط به قرصهای ویتامینمه که درکنار رژیم غذاییم میخورم...ولی اگر هم نبود من باور داشتم...خدا رو باور دارم...
من راضییم به رضای خودت خداجوووونم....

باور.... 
کتاب دیو و دختر از ار ال استاین  
دانلود کل کتابحجم: 2.12 مگابایتتوضیحات: لوسی عاشق داستان های دیو و پری است . آنقدر از این داستان ها گفته که خانواده و دوستانش کفرشان درآمده است . ولی یک روز لوسی با یک دیو واقعی و زنده روبه رو می شود !ولی چه بد که لوسی آنقدر داستان های دیو تعریف کرده که هیچ کس حرفش را باور نمی کند . و چه بد که دیو هم می داند که لوسی او را شناخته و سر در پی او می گذاردمنبع:http://tars15.blogfa.com

کتاب دیو و دختر از ار ال استاین 
تحقیر...  
تحقیر را باور نکن
بر روی بوم زندگی
هر چی میخواهی بکش
زیبا و زشتش پای توست تقدیر را باور نکن.
تصویر اگر زیبا نبود نقاش خوبی نیستی
از نو دوباره رسم کن
تصویر را باور نکن
خالق تو را شاد افرید
آزاد آزاد آفرید
پرواز کن تا آرزو
" زنجیر را باور نکن"

تحقیر... 
داستان ها و نقش آن در یادگیری بهتر زبان  
داستان ها می توانند ما را در تمام مراحل زندگی هدایت ‌کنند. از همان لحظه‌ای که به دنیا آمدیم تا وقتی‌ که به سن نوجوانی و بزرگ‌سالی می‌رسیم با داستان ها سرورکار داریم. وقتی بچه هستیم، پدر و مادرمان برایمان داستان می گویند. وقتی بزرگتر میشویم، داستان‌ها را در رادیو، تلویزیون یا اینترنت می‌بینیم. وقتی […]

داستان ها و نقش آن در یادگیری بهتر زبان 
حکایت  

من باور دارم …
که دو نفر ممکن است دقیقاً به یک چیز نگاه کنند و دو چیز کاملاً متفاوت را ببینند.
من باور دارم …
که صرفنظر از این که چقدر دلمان شکسته باشد دنیا به خاطر غم و غصه ما از حرکت باز نخواهد ایستاد.
که زندگى ما ممکن است ظرف تنها چند ساعت توسط کسانى که حتى آن‌ها را نمى‌شناسیم تغییر یابد.
من باور دارم …
که گواهى‌نامه‌ها و تقدیرنامه‌هایى که بر روى دیوار نصب شده‌اند براى ما احترام و منزلت به ارمغان نخواهند آورد.
من باور دارم …
که کسانى ک

حکایت 
حکایت  

من باور دارم …
که دو نفر ممکن است دقیقاً به یک چیز نگاه کنند و دو چیز کاملاً متفاوت را ببینند.
من باور دارم …
که صرفنظر از این که چقدر دلمان شکسته باشد دنیا به خاطر غم و غصه ما از حرکت باز نخواهد ایستاد.
که زندگى ما ممکن است ظرف تنها چند ساعت توسط کسانى که حتى آن‌ها را نمى‌شناسیم تغییر یابد.
من باور دارم …
که گواهى‌نامه‌ها و تقدیرنامه‌هایى که بر روى دیوار نصب شده‌اند براى ما احترام و منزلت به ارمغان نخواهند آورد.
من باور دارم …
که کسانى ک

حکایت 
مثبت اندیشی  
مثبت اندیشی به معنای خود را گول زدن نیست، مثبت اندیشی به معنای ندیدن مشکلات نیست،  بلکه مثبت اندیشی یعنی: باور داشته باشید برای هر مشکلی راهی هست، باور داشته باشید راه رسیدن به خواسته های تان عزم و اراده خودتان است. باور داشته باشید اگر به هدفی نرسیدیم، آخر دنیا نیست. باور داشته باشید که انسان ها قصد آزار شما را ندارند بلکه آن ها هم مشکلات خودشان را دارند و از همه مهمتر: باور داشته باشید که همه چیز در دست قدرت لایزال خداوند است.  از امروز تلاش

مثبت اندیشی 
کشف استعداد ها و قابلیت های درون  
انسان ازاد افریده شده است . اما همیشه در زنجیری است که خوئ بافته است / ژان ژاک روسو
آزاد شو از بند خویش،زنجیر را باور نکناکنون زمان زندگیست،تاخیر را باور نکنحرف از هیاهو کم بزن،از آشتی ها دم بزناز دشمنی پرهیز کن،شمشیر را باور نکنخود را ضعیف و کم ندان،تنها در این عالم ندانتو شاهکار خلقتی،تحقیر را باور نکنبر روی بوم زندگی هر چیز می خواهی بکشزیبا و زشتش پای توست،تقدیر را باور نکنتصویر اگر زیبا نبود،نقاش خوبی نیستیاز نو دوباره رسم کن،تصویر را

کشف استعداد ها و قابلیت های درون 
ته خیار  
بسم الله الرحمن الرحیم
کتاب "ته خیار" نوشته "هوشنگ مردای کرمانی"
کتابی که به سبک همیشگی نویسنده شامل داستانک های با مضامین اکثرا اجتماعیه (شاید بهتر بگم دیدی نوین به چیزها روتین زندگی های امروزی) داستانهایی کاملا مجزا که گاهی کاملا تخیلی می شه!
اسم "ته خیار" از داستان اول کتاب گرفته شده:
 (( استاد خیار را از همسایه گرفت، به گل ریز و خشک شده ی سر خیار اشاره کرد و گفت: این یعنی پایان خیار ، باور ندارید ، اسیر عادتتان شده اید این گل هم مثل همان گل های

ته خیار 
موفقیت!!!!  
 
✔️ موفقیت یك نگرش است، یك باور است، یك عادت است. 
 
✅ موفقیت ارزانی كسانی است كه آن را می خواهند و باور دارند كه می توانند به آن برسند. 
 
✔️ موفقیت ارزانی آنهایی است كه میل به عمل دارند. موفقیت بری از رمز و راز است. بسیاری از كسانی كه به موفقیت دست
یافتند، سالها با شور و اشتیاق زحمت كشیده اند.
 
✅ آنها عاشق كارشان بوده اند. موفقیت استفاده آگاهانه از اصول ویژه است. 
 
✔️ آن را نمی توان به سرنوشت و تقدیر نسبت داد تنها موضوع بر سر باور داشتن اس

موفقیت!!!! 
فروش نارنج چت با قیمته باور نکردنی  
سلام خسته بناشید به تمامی کاربران عزیز نارنجبه دلیله برخی از مشکلات بی معنی  و غیر قابله تحمل به فکر فروش نارنج افتادیم
قیمت باور نکردی فقط 800 هزار تومان اینم بخاطر این که به این پول نیاز دارم برای وسیلم
خب  مشخصیات نارنج کاملا مخفی می مونه فقط مشخصیات دیداری بهتون می گم
با  سرج نارنج چت در گوگل  می بینیت که از سرج یک تا تا سرج 6 یا7 ماله نارنجه
نارنج چت در سرج های شمال .بابل. مازندارن. ساری. امل .و برخی دیگر از سرج ها می باشد این سرج ها بهترین س

فروش نارنج چت با قیمته باور نکردنی 
حالِ خوب و نصیحت؟!  
باور نمیکنم که کسی حالش خوب باشه و از بد بودن حال کسی عصبانی بشه، و بخواد که حال طرف را هر چه زودتر خوب کنه، هر چه زودتر مثل خودش کنه! باور نمیکنم که کسی توی بهشت باشه و بخواد تو را به زور ببره توی بهشت! باور نمیکنم که حال کسی خوب باشه و وقتی در مورد حرفاش باهاش بحث میکنی عصبانی بشه و بگه نههه همینیه که من میگم!
من اشتباه میکنم به نظر شما؟
نمیفهمم منطق آدم هایی را که همش دم از این میزنن که حال خودشون خوبه و حقیقت را پیدا کرده اند و بعدش میخوان با نص

حالِ خوب و نصیحت؟! 
با رسم شکل توضیح دهید  
بابای من آدمیه که از هر فرصتی واسه راهنمایی کردن همه و علی الخصوص ما یعنی بچه هاش استفاده می کنه. باور کنین اگه پیامبر می شد همه ی مردم جهانو می تو نست متقاعد کنه ایمان بیارن , وقتی یه چیزیو توضیح میده تا همه ی ابعادو قبل و بعد وشرح ماوقعو نده دست بر نمی داره مثالایی هم که میزنه کاملا ملموسو عینیه (با رسم شکله) ,یادمه وقتی عمل جراحی کیسه صفرا کرده بود برای همه ما و البته مهمونایی که برای عیادتش میومدن کاملا موقعیت کیسه صفرا در بدن, وظایف کیسه صفر

با رسم شکل توضیح دهید 
.....  
بسم الله الرئوف...
یکی از چیز هایی که این روز ها سخت فکر منو به خودش مشغول کرده 
این هست که نکنه میون این همه غفلت و سردرگمی تلنگری که بخواد 
روشنمون کنه از نوع یک زلزله ی مهیب در آنِ لحظه و یا یک سونامی جهانی 
باشه....کسی چه میدونه!
+و یه چیز دیگه ای که که هست کلمه ی *باور* هست...!
خودمو باور دارم....باور ...باور...باور!
راستی میدونستید وقتی یه کلمه ای رو زیاد تکرار کنید اون کلمه برای یک لحظه
معنیش رو از دست میده و بی مفهوم به نظر می رسه!

..... 
شما یک داستان نویس هستید!  
شما به هر دلیل و علتی شروع به داستان نویسی کرده اید و به این معنی بوده است که در خود علاقه و یا استعدادی دیده اید...
پس برای خودتان کاملا مشخص کنید... که من می خواهم یک داستان نویس باشم!
شما می خواهید یک رمان خیلی خوب بنویسید و نه رمانی که چرت باشد و حتی قرار باشد به خاطر چاپ ان به انتشارات پول هم بدهید ، قرار هست رمان شما خیلی خوب باشد در حدی که وقتی کسی اسم شما را می گوید یاد رمانتان بیافتد!

ادامه مطلب

شما یک داستان نویس هستید! 
یکم شعور !  
باور کنیم که تنظیم کردن ساعت مهمونی خیلی شعور نمیخواد !
باور کنیم که زنگ زدن قبل از مهمونی رفتن خیلی وقتو نمیگیره !
باور کنیم که بقیه هم آدمن ! دارن زندگی میکنن ! :///
ساعت دو بعد از ظهر بی اطلاع آوار نشیم سر هم که یه بدبختی مثل من گیر کنه تو دستشویی :////
هشتگ نو اعصاب :/

یکم شعور ! 
دوستانی دارم بهتر از آب روان برگ درخت اصلا...هر چی سهراب گفته همون:-D  
میگم خیلی وقته ازت خبر نپارم چی میخونی؟میگه روانشناسی!
میگم ا چه خوب!کجا؟
میگه تبریز
بعد میگم یه ساله دانشجویی؟
میگه نه ایشالا امسال ...
ینی من در اون لحظه حالت پوکرفیس داشتم:-\ 
+میگم چرا ما هیچیو جدی نمیگیریم چرا فکر میکنیم بحران و قحطی اینقدر از ما دوره؟چرا قدر آب رو نمیدونیم؟چرا همچنان دولت رو صادرات گندم تاکید داره؟چرا باور نکردیم کشور ما باید صنعتی شه؟چرا کسی درک نمیکنه اگه قراره جمعیت افزایش پیدا کنه قبلش باید زیرساختها و نیازهای اولی

دوستانی دارم بهتر از آب روان برگ درخت اصلا...هر چی سهراب گفته همون:-D 
داستان یک خطی  
"For Sale: Baby Shoes, Never Worn"
برای فروش: کفش بچه، هرگز پوشیده نشده!
نوشته بالا فقط یک جمله نیست, بلکه کوتاه ترین داستان جهان است.
گفته میشود «ارنست همینگوی» این داستان 6 کلمه ای را برای شرکت در یک مسابقه داستان کوتاه نوشته است و برنده مسابقه نیز شده است.
همچنین گفته می‌شود که وی این داستان کوتاه را در یک شرط بندی با یکی از دوستانش که ادعا کرده بود که با ۶ کلمه نمی‌توان داستان نوشت، نوشته است.
حالا نمونه هایی دیگر از این نوع داستان کوتاه 
مرد در جبهه جنگی

داستان یک خطی 
خبر فوری..........  
به گزارش دبیر اتحادیه انجمن های علمی دانشجویی دانشگاه پیام نور مركز فریمان :دومین کارگاه‏های فناوری 24 اذر همزمان با هفته پژوهش امسال (1394)دردانشگاه پیام نور فریمان به مدت یكروز با همکاری شهرك علمی وتحقیقاتی اصفهان - مركز رشد واحدهای فناوری (شركت بهین نانو صنعت آتیه )و انجمن نانو دانشجویی، و انجمن دانش بنیان و انجمن مهندسی كشاورزی دانشجویی مركز ، برگزار می گردد. کارگاههای آموزشی ارائه عبارتند از:
 
اشنایی با فناوری نانو
 
اشنایی با فناوری ن

خبر فوری..........