یه بغض سنگین همدمم شده

میبرن منو غصه و غم همدمم شده  
میبرن منو - غصه و غم همدمم شدهمیکشن منو - روضه ها یادآورم شده (گریه میکنم - یاد داغ کوچه و طنابقاتلم خدا - روضه های مادرم شده)-2 (وای مادر تو لحظه های آخرم وای مادر باروونیه چشم ترم وای مادر تو فکر دیوار و درم) -2 (وای امون از غریبی)-3میزنن آتیش - در خونه شعله ور شدهمیده ناسزا - ابن ربیع بی حیا شده(گریه میکنم - به یاد رقیه ی حسینبس دویده ام - بس دویده ام پاهای من آبله شده)-2 (وای مادر ببین دل شکسته ام وای مادر دستای پینه بسته ام وای

میبرن منو غصه و غم همدمم شده 
روزت مبارک مرد بی همتای من..  
وقتی تو باشی ؛ زندگی برایم زیباست ؛ عاشقی برایم با معناست ! وقتی تو باشی ؛ قلبم بی آرزوست ، ای تنها آرزوی من در لحظه های تنهایی ! وقتی تو عزیز دلم باشی ؛ همدمم باشی ؛ سر پناهم باشی ؛ طلوع آفتاب برایم آغاز یک روز پر خاطره دیگر با تو است ! تو هستی ، برای من هستی ، تا آخرش همه هستی ام هستی !!! حالا من هستم و یک عشق پاک در قلبم ! وقتی تو باشی ؛ عشق در وجودم همیشه زنده است ، میتپد قلبم تنها برای تو و می گذرد لحظه ها به یاد تو و می ماند برای همیشه یک عشق جاودان

روزت مبارک مرد بی همتای من.. 
 
به نام خالق عشق در شهری مانده ام به دور از تو و به دور از احساس توحال که دارم شرح حالم را مینویسم ناخودآگاه اشک در چشمانم حلقه میزند و در عجبم از تو و از دلایلت برای راضی کردن من ، از رفتنتمن یکیو میخاستم که همدمم باشه و حال این روزامو بفهمه و مثل الان که اشکام جاری شدن رو گونه ام دستش اشکامو پاک کنه ، یا حداقل با قربون صدقه هاش آرومم کنهن اینکه خودش بشه باعث و بانی اشکامآره من مقصرم بخاطر همه خوبیام
مجید سعیدی 
11∶44
بندعباس

 
آخرین نوشته  
فراموش کردن کار راحتی نیست اما بعضی وقتا باید یه کارایی رو انجام داد مثل فراموش کردن بعضی از آدمها، انگار همین دیروز بود که این وبلاگ رو درست کردم و اولین نوشته ام رو توش گذاشتم،، اینجا شده بود همدم من اما حالا میخوام با همدمم خداحافظی کنم . خداحافظ ای همدم تنهایی های من

آخرین نوشته 
حرف  
......
 
 
پرم از حس خوشبختیییییی
با تو اسون میشه سختییییی
با تو اروم میشه قلبمممم
چ خوبه همدمم هستی...
دیییونممم 
دیوونتم ب خدا نمیشم از تو جدا دنیامییی
دیییونممم دیوونتم ب خدا نمیشم از تو جدا همرامییی
عادت کردم ب همین خنده ى زیباااات 
عادت کردم ب اروم بودن چشماااات
عادت کردم ای جان ای جان
.....  

حرف 
رو به روی پنجره دیوار باشد بهتر است  
رو به روی پنجره دیوار باشد بهتر استبین ما این فاصله "بسیار" باشد بهتر استمن به دنبال کس‍ی بودم که "دلسوزی" کندهمدمم این روزها سیگار باشد بهتر استمن نگفتم آنچه حلاج از تو دید و فاش کردسر نوشت "رازداری"، دار باشد بهتر است!خانه ی بیچاره ای که سرنوشتش زلزله استاز همان روز نخست آوار باشد بهتر استگاه نفرت حاصلش عشق است، این را درک کنگاه اگر از تو دلم بیزار باشد بهتر استحسین زحمتکش

رو به روی پنجره دیوار باشد بهتر است 
خرید آب سنگین ایران توسط آمریکا برای چیست؟  
در پایان به این تیتر پاسخ داده می شود.
آب سنگین چگونه تولید می شود و موارد مصرف آن در چه بخش هایی است
 
آب سنگین چیست؟ آب سنگین، آبی است كه هیدروژنهای آن دوتریوم یا ایزوتوپ سنگین هیدروژن است. این آب در مقایسه با آبمعمولی نقطه جوش و نقطه انجماد بالاتری دارد و ویسكوزیته یا چسبندگی آنبیشتر است. هیدروژن دارای 2 ایزوتوپ پایدار H و D و یك ایزوتوپ ناپایدار ورادیواكتیو T یا تریتیوم است. هسته ایزوتوپ معمولی هیدروژن دارای یكپروتون و هسته ایزوتوپ سنگین د

خرید آب سنگین ایران توسط آمریکا برای چیست؟ 
روبروی پنجره  
رو به روی پنجره دیوار باشد بهتر است
بین ما این فاصله "بسیار" باشد بهتر است
 
من به دنبال کس‍ی بودم که "دلسوزی" کند
همدمم این روزها سیگار باشد بهتر است
 
من نگفتم آنچه حلاج از تو دید و فاش کرد
سر نوشت "رازداری"، دار باشد بهتر است!
 
خانه ی بیچاره ای که سرنوشتش زلزله است
از همان روز نخست آوار باشد بهتر است
 
گاه نفرت حاصلش عشق است، این را درک کن
گاه اگر از تو دلم بیزار باشد بهتر است

روبروی پنجره 
بیا ترانه ای بخوان!!!  
ستاره ی قشنگ اسمان عمر من!
دمی بیا به روزهای تار من نگاه کن
بیا و التهاب سرکش مرا فرونشان
بیا!
نگو که بی تو روز من سیاه نیست
بیا به من که هستی ام
خلاصه در وجود مهربان توست
بگو بدون تو
کدام لحظه ام تباه نیست!؟
ترانه ی قشنگ بودنم بیا!
بیا ببین که درد عشق با دلم چه می کند
بیا به کلبه ی محقرم سری بزن
ببین که همدمم جز اشک و اه نیست
بیا که بی تو در شب سیاه من
نیاز هست و عشق هست و ماه نیست
مگر برای تو نگفته بودم از خودم!؟
مگر نگفته بودمت که طالب شنیدنم!؟
بیا ب

بیا ترانه ای بخوان!!! 
خرداد8  
می گم: تنهایی خرخره م رو به دندون گرفته. می گه: منم همینطورم، همه همینطوریم. من تو خونه تنها م یک ماهه از خونه بیرون نرفتم تنها همدمم کامپیوترمه و دنیای مزخرف مجازی. می دونم تقصیر خودمه حبس کردم خودم رو بیرون نمی رم کسی نمیاد من احساس تنهایی می کنم تو هم که صبح تاشب بیرونی با دوستات خرید و تفریح و سفر احساس تنهایی می کنی این تنهایی چیه که بین من و تو که هیچ نقطه ی مشترکی نداریم مشترکه 
پ.ن: میدونم جمله هام سر وته ندارن غلط املایی و دستوری دارم واس

خرداد8 
اصلا بیا جور دیگر فکر کنیم  
اصلا بیا جور دیگر به قضیه نگاه کنیم
من سالمم،خیلی ها نیستند،من خیلی چیزها را دارم،خیلی ها ندارند
من مدرسه ی خوب میروم،خیلی ها نمیروند
رفیق های من همدمم هستند،خیلی ها در حسرتشند.
حالا
گیرم که
سه ماه باشد که بابام رو ندیم،حتی تر صداش را نشنیدم.حالا گیرم که با دیدن یک خانواده ی چهار نفره که متشکل است از مادر و پدر و خواهر بزرگ و برادر کوچک دلم آتش بگیرد و بغض کنم و شانزده سال و سه ماه خاطره پیش چشمم ظاهر شود.
حالا گیرم که احساس کنم یک سال از عمر و

اصلا بیا جور دیگر فکر کنیم 
گاهی آنقدر دلتنگت میشوم...  
گاهی آنقدر دلتنگت میشوم که حتی خداهم چاره اش نمیکند
گاهی همدمم بغض و گاهی اشک های مردانه ایست که گونه هایم را به آتش میکشد و قلب بیچاره ام را ویران میکند...
گاهی یاد نیم نگاه هایت در سینه ام عصیان به پا میکند از تو چه پنهان گلم در دلم معرکه ای بر پاست
نمیدانم از شب زنده داری هایم بگویم یا از آشفتگی ها؟از پریشان حالی هایم بگویم یا از دلتنگی و تنهایی و غصه؟
واااای "تنهایی"،سراغ من نیا بگذار در شلوغی این شهر در پشت نگاه هایی قایم شوم که مرا به چشم یک

گاهی آنقدر دلتنگت میشوم... 
 
از وقتی بابا رفت مرد خونه من شدم یه کوه شدم محکم محکم مامان نباید غصه میخورد نباید کمبود بابارو احساس میکرد تمام مسیولیت و به جون خریدم کسی نگفت اینم دختره شکننده اس فقط لبخند زدم گفتم مشکلی نیس من میتونم بارها و بارها زیر نگاه ها و حرفای مردم شکستم اما چیزی نگفتم 
تو شدی تنها حامیم همدمم اما اشتباه میکردم
بارها بهت تکیه کردم اما جا خالی دادی این دیوار پوشالی بود. حتی بی اعتبارت از پوشال.بارها و بارها رو سرم خراب شد، باختم به انتها رسیدم اما

 
اِلتیام  
  ای دلِ  بیقرارِ  من   ،   ناله   مکن  بحال  من
  مونس و همدمم بشو    ،  تا برسد  وصال من
  تیرِ غمِ  جفایِ یار   ،   کرده   نشانه   جانِ  ما
  مَرحمِ زخمِ من تویی  ،  دست بکِش  به بال من
 
  اردیبهشت ماه ۱۳۹۵ --- داوود جمشیدیان ( مجنون بختیاری )

اِلتیام 
Memory lost  
بهانه گیر و بی تفاوت شدم! مشکلاتم زیاد شدن،آقاهه و نبودناش و بی تفاوت بودناش،بیخیال بودناش دارن کمرنگ میشن،نه خودشونا،زجرا و درداشون...
تنها همدمم سینا بود که اونم...نمیدونم! میلی واسه حرف زدن باهاش ندارم.شاید چون چیزی تغییر نمیکنه اصلا!
مهرناز هست امت...
همه یه اما دارن و منم که تنهاییمو محکم بغل کردم!
هنوز گیجم! انگار که یه چیز مهمو گم کردم.مث کسی شدم که حافظشو از دست داده،میدونه خیلی چیزا هست اما نمیتونه به یاد بیاره که چی..
همه آشنان و غریبه،

Memory lost 
 
سلام عقیلم.خیلی بیقرارم.امشب اولین شبیه که نیستی .اولین شبیه ک ندارمت اولین شبیه ک بهم شب بخیر نمیگی.عقیل تو که بدون پیام دادن به من خوابت نمیبرد.عقیل یادته اگه یه روزی یه چیزی ناراحتم میکرد اعصابت خورد میشدو باهام حرف میزدی و ارومم میکردی؟الان صورتم خیسه از بس گریه کردم ولی تونیستی و ندارمت که ارومم کنی .عقیل فردامیرم دانشگاه.من روزای بی توبودن رونمیخوام.کاش توی جاده تصادف کنم بمیرم اخه دیگه نمیکشم.یادته میگفتم همه چیزمی،همه کسمی بارفتنت

 
تویی برایم مثل یک نفس  
در کنارت ، در آغوشت ، میخوانم قصه عشق را....قصه عشقی بی پایان ، تصویری از دو یار ، میخوانم برایت از یک عشق ماندگار....نمیخواهم زمان بگذرد ، آغوشت خستگی های زندگی را از تنم رها کرده استآغوشت تمام غم ها را از دلم بیرون کرده و غرقدر آرامشی شده ام که با تمام وجودم حسش میکنم...آغوشت مرا رها کرده از همه چیز ، نمیدانم شب است یا روز ،نمیدانم خوابم یا بیدار، آری همینجا هستم در قلب یک یار....یاری که همیشه همراه و همدمم بوده ،در زندگی برای مثل نفس ، نیاز همه لح

تویی برایم مثل یک نفس 
سرنوشت رازداری ، دار باشد بهتر است  
رو به روی پنجره دیوار باشد بهتر است
بین ما این فاصله "بسیار" باشد بهتر است
من به دنبال کس‍ی بودم که "دلسوزی" کند
همدمم این روزها سیگار باشد بهتر است
من نگفتم آنچه حلاج از تو دید و فاش کرد
سر نوشت "رازداری" ، دار باشد بهتر است !
خانه‌ی بیچاره‌ای که سرنوشتش زلزله است
از همان روز نخست آوار باشد بهتر است
گاه نفرت حاصلش عشق است ، این را درک کن
گاه اگر از تو دلم بیزار باشد بهتر است
« حسین زحمتکش »

سرنوشت رازداری ، دار باشد بهتر است 
ساقی  
 به نام "او"


سلام!
در روزگار ما چیزهایی هست...گاهی نزدیک می شوی به حقیقت بودنشان! دستانشان را میگیری... با برگ هایشان پرواز می کنی....
در روزگار ما چیزهایی هست...
بدان ها دل بسته ایم ... زنده می مانیم چون هستند...
در روزگار ما چیزهایی هست ...
پر شور و زیبا ... نارنجی و گرم ...
اما
در روزگار من ...
در این روزها که می گذرند ...
من هستم و خدا ...
گاه می شود گفت که خدا هست و من نیستم ...
دیگر هیچ چیز رنگ واقعیت ندارد!
نه کسی نه نگاهی نه احساسی...
من از دنیای خودم تنها! و خ

ساقی 
یه بغض سنگین همدمم شده  
من عیدو از رو مامان جون میشناختم،
از وقتی بچه بودم همینجوری فهمیدم عید یعنی چی،
از وقتی بچه بودم هر سال نمیدونم چندمِ تقویم بود که مامان جون زنگ میزد به مامانو شماره رنگِ موهاشو که تغییرکرده بود و حنا خریدنو یادآوری میکرد،نمیدونم چندمِ تقویم بود ولی مامان جون وقتایی زنگ میزد که هوا دیگه بارونی نبود،آفتاب داشت،درختا لخت نبود،شکوفه بود رو شاخه هاشون؛
من عیدو از اونجا میشناسم که مامان ایوونِ خونه مامان جونو جارو میکشید،موهاشو رنگ میذاشت،ب

یه بغض سنگین همدمم شده 
شکست عشقی  
در راستای پست های شکست عشقی جناب هولدن ، منم تصمیم گرفتم درباره شکست عشقی م بنویسم و چه روزی بهتر از امروز ؟صداش رو خیلی دوست داشتم ، اون سالها هر روز بعداز ظهر کارم گوش کردن صداش بود . بعضی وقتها پیش خودم فکر میکردم " یعنی چه شکلی میتونه باشه ؟ " و پیش خودم چهره ش رو تصور میکردم ...روزهای سختی بود و اون تنها همدمم شده بود و من عاشق صداش بودم . توی تصوراتم اون یه پسر جوان و قد بلند و لاغر بود با موهای خرمایی و چشم های قهوه ای و پوست سفید . هر روز قبل ا

شکست عشقی 
 
سلام وبی جون..
دلم برات تنگ شده..
الانم دارم با گوشی یکی دیگ اپ میکنم..
همدمم ببخش ک تنهات گذاشتم...
مغزم خسته است..
فشار درسا ی طرف و فکرایی ک ازادانه جولان میدن تو مغزم داره کلافم میکنه...
اهنگ آی...از شهاب مظفری...دارم میگوشمش..
خیلی باحاله...
بابای

 
اضافه بار  
گاهی سنگینی دلت از هر پاییزی كه میگذرد، نم باران پس میدهد...
گاهی سنگینی دلت در پس طعم شكلاتی لبخندهایت محو میشود و برنده ی جایزه ی بهترین شاد دنیا میشوی
دلت كه سنگین باشد هنرمندانه است هنوز هم زیر نور ماه به دنبال الماس گمشده ات باشی
دلت كه سنگین باشد و چشمه ی اشكانت از فرط داغی هوای معركه ها خشك شده باشد ، تو بگو چه میشود كرد؟ 
دلت كه سنگین باشد، جاده به سمت هر مسیر و هر مقصدی كه برود، اضافه بار میخورد.....
 

اضافه بار 
 
تلویزیون بصورت میوت روشنه تا فقط همدمم باشه . البته برادر هم پابپای من بیداره معمولا.
دو ساعت حرف زدیم باهم و من شگفت زده و شگفت زده تر شدم از چیزهایی ک تو ذهن این دختر هست . این بخش از شخصیتش . حرفهای فلسفی گونه ی نصفه شب . ک البته خودش بهشون میگه چرت و پرت . البته چرتهایی ک من میتونم بصورت میخ شده ب صفحه ی چت بهشون گوش کنم . بهم گفت " دکتری میشی ک رنگ از سفیدی روپوشش میباره ولی کسی نمیبینه . مردم انقد کورن ک غرق خودهاشون میشن و رنگ رو تو سفیدی تو نخو

 
پاره ای از خدا  
لاک پشت پشتش‌ سنگین‌ بود و جاده‌های‌ دنیا طولانی.می‌دانست‌ كه‌ همیشه‌ جز اندكی‌ از بسیار را نخواهد رفت.آهسته آهسته‌ می‌خزید، دشوار و كُند؛ و دورها همیشه‌ دور بود.سنگ‌پشت‌ تقدیرش‌ را دوست‌ نمی‌داشت‌ و آن‌ را چون‌ اجباری‌ بر دوش‌ می‌كشید.پرنده‌ای‌ در آسمان‌ پر زد، سبك؛و سنگ‌پشت‌ رو به‌ خدا كرد و گفت: این‌ عدل‌ نیست، این‌ عدل‌ نیست.كاش‌ پُشتم‌ را این‌ همه‌ سنگین‌ نمی‌كردی.من‌ هیچ‌گاه‌ نمی‌رسم. هیچ‌گاه. و در لاك‌ سنگی

پاره ای از خدا 
تو بیا و همیشه پیشم بمان  
انتظار میکشم برای خاله شدن، برای دیدن کودکی که شاید پاره تن خود من هم باشد، کسی که 9 ماه تمام انتظارش را کشیدم، شاید اصلا شباهتی با من نداشته باشد، ولی از همان روزی که وجودش دلم را لرزاند حس کردم بهترین همدمم خواهد بود، باید بهترین خاله ی دنیا باشم، باید تحت هر شرایطی کنارش باشم، اولین هایش را کنار من تجربه کند، چندماهیست که کتابهای بچه داری و نحوه ی صحیح تربیت فرزندان را میخوانم، نمیدانم اگر وروجکی در شکم خودم بود چه ها میکردم، دارم لحظه شم

تو بیا و همیشه پیشم بمان 
وزن تیرآهن های بال پهن IPB  
هاش سبک (HEA)➖هاش سنگین(HEB)
١٠سبک ٢٠٠ کیلو ➖١٠ سنگین٢٤٠ کیلو
١٢ سبک ٢٤٠کیلو ➖١٢ سنگین ٣٢٠ کیلو
١٤ سبک ٢٩٦ کیلو ➖١٤ سنگین ٤٠٠کیلو
١٦ سبک ٣٦٤ کیلو ➖١٦ سنگین ٥٠٠کیلو
١٨سبک  ٤٢٦ کیلو ➖١٨ سنگین ٥٩٠ کیلو
٢٠سبک ٥١٠ کیلو ➖٢٠ سنگین ٧٣٠ کیلو
٢٢سبک ٦١٠کیلو  ➖٢٢ سنگین ٨٥٠ کیلو
٢٤سبک ٧٢٠ کیلو  ➖٢٤ سنگین ٩٩٨ کیلو
٢٦سبک ٨٢٠ کیلو  ➖٢٦سنگین ١١٢٠ کیلو
٢٨سبک ٩٢٠ کیلو  ➖٢٨سنگین ١٢٤٠کیلو 
٣٠سبک ١٠٥٠کیلو ➖٣٠سنگین١٤٠٠کیلو  
٣٢سبک ١١٧٠کیلو ➖٣٢سنگین١٥٣٠کیل

وزن تیرآهن های بال پهن IPB 
نامه هایی به ماهکم.هفته سی و یکم  
هفته سی و یکم.
سلام بر نور دلم.
امروز با مامانت رفتیم تا برایت کتاب انتخاب کنیم.مجموعه کتاب داستان های من و بابام رو برات گرفتیم.و دو تا عروسک جذاب کوچک.فردا و پس فردا مهمان دارید.اتاقت آماده شده.اتاقت حسابی از ما دل می بره.به من،مادربزرگ جانت و مامان و بابات،آرامش عمیقی میده.پر از حس خوب...اتاقت هم منتظرته..خیلی خوشگل شده..دلم می خواد تو تختت بخوابم.کنار تختت وایمیستم و باهات حرف می زنم..خرسی هم در تختت گذاشتم.می دونی ماجرای خرسی چیه؟بهار نود و

نامه هایی به ماهکم.هفته سی و یکم 
نجوا با مادرمون حضرت زهرا سلام الله علیها  
♻یافاطِرُ بِحَقِّ فاطِمَة
سلام بانو جان؛ 
       سلام مادر مهربانم؛
دیشب حِسِّ خوبی داشتم، چون تو همدمم بودے... 
رازِ دل گفتم و تو مثل همیشه سنگ صبورم بودے...

چقدر آرامش وجودم رو پر میکنه وقتی با تو حرف می زنم...

مادرم؛
     مهربانم؛
          اے تفسیرِ شبِ قدر؛
               اے دُختِ پیامبر؛
                  اے اُمّ اَبیها؛

وجودم غرقِ نگاه هاےِ گرم و مادرانه ےِ توست...
یقین دارم با نگاهت مواظبم هستی...  

امروزم و هر روزم بیمه ےِ نگاهِ توست مادر...
نگ

نجوا با مادرمون حضرت زهرا سلام الله علیها 
اس ام اس هاي فاز سنگين عيد نوروز 1395  
اس ام اس های فاز سنگین عید نوروز 1395
اس ام اس نوروز 95 - ملی کمپmelicamp.comادامه مطلب جمله های ترکی تبریک عید نوروز ?? با معنی . ... برچسب ها : اس ام اس عید نوروز 95 اس ام اس نوروز 1395 اس ام اس نوروز 95 پیامک های اداری عید نوروز 95 جملات ...
اس ام اس جدید - پارس نازwww.parsnaz.irجدیدترین اس ام اس تبریک عید نوروز سال 1395 · اس ام ... اس ام اس های خنده دار و طنز خانه تکانی نوروز · اس ام .... اس ام اس های جدید فاز سنگین به بعضیام باید گفت دی 93.
اس ام اس عاشقانه و احساسی - پارس ناز

اس ام اس هاي فاز سنگين عيد نوروز 1395 
شعر فرزند  
♥♥♥♥♥♥♥♥شعر سنگ قبر♥♥♥♥♥♥♥♥
ای جوانمردان جوانمردی دگر در خاک رفتگوهری پاک از زمین برجانب افلاک رفتبار خود بربست از این خاک تیره دل بریدپاک جان آمد به گیتی پاک ماند و پاک رفت ♥♥♥♥♥♥♥♥شعر سنگ قبر♥♥♥♥♥♥♥♥  در آن نفس که بمیرم در ارزوی تو باشمبدان امید دهم جان که خاک کوی تو باشمبه صبح روز قیامت که سرزخاک برارمدر آرزوی تو خیزم به جست جوی تو باشم ♥♥♥♥♥♥♥♥شعر سنگ قبر♥♥♥♥♥♥♥♥ دلا دیدی که آن فرزانه فرزندچه دید اندر خم ا

شعر فرزند 
 
⊙یک دقیقه سکوت:
 
● به خاطر تمام آرزوهایی که در حد یک فکر کودکانه باقی ماندند…
○ به خاطر امید هایی که به نا امیدی مبدل شدند….
● به خاطر شب هایی که با اندوه سپری کردیم….
 ○به خاطر قلب هایی که زیر پای کسانی که دوستشان داشتیم له شد
 ●به خاطر چشمانی که همیشه بارانی ماندند…
 
 ⊙یک دقیقه سکوت:
 
 ●به احترام کسانی که شادی خود را با ناراحت کردنمان به دست آوردند….
 ○به خاطر صداقت که این روزها فراموش شده است….
 ●به خاطر محبت که بیشتر از همه مورد خ

 
 
قلب‌هایتان را از حقارت كینه تهی كنید و با عظمت عشق پر كنید 
زیرا كه عشق چون عقاب است 
بالا می‌پرد و دور 
بی اعتنا به حقیران  در روح 
 
كینه چون لاشخور و كركس است 
كوتاه می‌پرد و سنگین 
جز مردار به هیچ چیز نمی‌اندیشد 
 
بـرای عاشق، ناب ترین، شور است و زندگی و نشاط 
برای لاشخور،  خوب ترین، جسدی است متلاشی 

 
مستجاب  
یا رحمان
از دیشب که خبر را شنیده بود شده بود مرغ سرکنده،بال بال میزد،چشم هاش شده بود کاسه خون،انگار آن تکه از دلش که همیشه قرص بود را دزدیده بودند، نشسته بود جلوی تلوزیون و تلفن خانه را گذاشته بود کنارش و قرآن را بغل گرفته بود و نه میگذاشت کسی شبکه خبر را جابجا کند،نه کسی با تلفن خانه به جایی زنگ بزند که مبادا خبر جدیدی بشود و تلفن خانه اشغال باشد و او دیر بفهمد،هر چند آیه ای که میخواند چشم میدوخت به زیر نویس های شبکه خبر که دیگر حفظشان شده بود

مستجاب 
اسباب كشي دوم  
دومین اسباب كشی تابستون ما برخلاف اولی بسیار سنگین و عظیم بود چون مربوط به وسایل اصلی خونه مون بود (برخلاف خونه قبلی كه وسایلمون دانشجویی بود و خرده ریز).با این برنامه تابستون ما تا لحظه آخر حسابی فول فول بودو سی ام شهریور همزمان با تولد بابا،ما اومدیم خونه جدید.

اسباب كشي دوم 
اس ام اس شب بخیر  
ای گل سرخ پاییزم ، شبت به خیر عزیزمبوسه به پات میریزم ، شبت به خیر عزیزموقت لالایی گفتنه ، تو خوب بخوابی عشق منعشقو به پات میریزم ، شبت به خیر عزیزم
عزیزم خواب و بیدارت قشنگهشب من بی تو بی آب و رنگهبخواب ای نازنینم, مهربونم, دلنشینممنم من, عاشقت, آروم باش بهترینم
باز صدا می زنم تو را …. امشب بازم میسپارمت به اون کسی که تو دیار بی کسی بین همه دلواپسی مونس و همدمم بوده تو رو به من هدیه داده
شب به خیر نازدانه گلم
وفادارترازخدا سراغ ندارم به رسم همی

اس ام اس شب بخیر 
روش درس خواندن ازآیت‌الله جوادی املی  
ما اگر خواستیم ببینیم این درسی که به ما دادند عالِم شدیم یا نه، این دو نشان دارد؛ یک نشانِ ظاهری که قبلاً بیان شده، یعنی اگر ما توانستیم خوب تدریس بکنیم یا خوب تألیف بکنیم معلوم می‌شود این مطلب را فهمیدیم. ولی یک نشان باطنی دارد که بسیار عمیق است و آن این است که اگر مطلبی را فهمیدیم عالِم شدیم، اگر عالِم شدیم می‌شویم وَزین، سنگین، باوقار، متواضع، نه بی‌جا حرف می‌زنیم نه بی‌جا کار انجام می‌دهیم. طرز نشستن ما، خوابیدن ما، گفتار ما، رفتار م

روش درس خواندن ازآیت‌الله جوادی املی 
لزوم شركت در انتخابات  
مردم بزرگوار و فهیم امروزانتخابات آزمون برای ما و سنجش برای اعمال ماست هنگامی كه مقتدای جهان حضرت ایت الله خامنه ای ندای فرا خوان بر مشاركت ما می دهد این نشان چیست یعنی مسلمان .ایرانی اختلاف و نفاق را كنار بزن در انتخابات شر كت كن به خدا ما مدیون رهبر و شهدائیم ما مدیون علما و رهبران دینی هستیم كه بشنویم ندای ملكوت انان را و بی خیال باشیم مشاركت ما می تواند امید جهان باشد همچنانكه چراغ روشن امت های بیدار هستیم بیائیم با مشاركت بیشتر چشمان بد

لزوم شركت در انتخابات